طرفداری - فاجعه محض است. هم فاجعه محض است و هم توهین محض. توهین محض است به هواداران اینتر که با بهت و حیرت در حال رصد کردن اتفاقات تیمشان هستند و فاجعه محض است برای فوتبال و مربیان و بازیکنانش. یکی از فوتبال نویسان مشهور حوزه ایتالیا شب گذشته در مطلبی تند و انتقادی پس از اخراج فرانک دی بوئر، سرمربی اینتر، سری آ ایتالیا را به رگبار بست و علت عدم پیشرفت این لیگ را طی سال های اخیر رفتارهای سوپر آماتور گونه تیم های بزرگ این لیگ همچون اینتر دانست. حقیقت تقریبا در حوالی همین جمله دست و پا می زند. اینتر در عین ناباوری به شعور میلیون ها هوادار فوتبال توهین کرد و فرانک دی بوئر را در کمتر از 90 روز در حالی که این مربی هیچ اختیاری در پیش فصل و انتخاب بازیکنان نداشت، اخراج کرد. اخراجی که هم اکنون نیز به راحتی به عنوان یکی از فاجعه ترین تصمیمات در تاریخ فوتبال ثبت شده است.

فرانک را همه پیش از این به عنوان یکی از آینده دار ترین مربیان نسل جدید هلند می دانستند. مربی که مکتب کرایوف را به خوبی می شناخت و همان طوری رشد کرده بود که یک مربی جوان هلندی باید رشد کند. او تا همین مدتی پیش در حوالی بارسلونا و لیورپول پرسه می زد و تئوریسین های مکتب بارسلونا او را از شایسته ترین افراد برای نشستن روی نیمکت بارسلونا می دانستند. مربی با ایده و فلسفه روشن و مبرهن که چراغ راهش، فلسفه اش است. فرانک اعتماد اشتباهی به مدیران خوش لباسی کرد که روز اول برای ساکت کردن هواداران تیمشان در روزهای پایانیِ پیش فصل، نیاز به اسم دهان پر کنی داشتند. او هدایت تیمی را در روزهای پایانی پیش فصل قبول کرد که نه تمرینش داده بود و نه حتی 1 بازیکنش را با اختیار تام جذب کرده بود. با این حال فرانک اینجا بسیار کم هوش بود، چرا که هر فردی می دانست در صورت بحرانی شدن اوضاع، او اولین گوشت قربانی خواهد بود.

روند فنی اینتر فرانک همانی بود که انتظار می رفت. آن ها 4 امتیاز در 2 بازی ابتدایی از دست دادند در حالی که دی بوئر تنها 11 روز فرصت داشت تا تیم را تمرین دهد. پس از این 2 بازی اینتر فرم بهتری گرفت. آن ها 3 بازی پیاپی از جمله دربی ایتالیا را بردند. نمایش اینتر با فرانک در دربی ایتالیا احتمالا بهترین نمایش آن ها در چند سال اخیر بود. فرانک اما پس از 3 برد پیاپی، مقابل بولونیا در مه آتزا مساوی کرد. مساوی کرد اما همه به یاد می آورند که تیم کیفیت قابل قبولی از خود به نمایش گذاشت. پس از آن در دیداری نزدیک 2-1 مغلوب رم شد و بزنگاه بد شانسی هایش از راه رسید. استاد ایکاردی با 23 سال سن زندگی نامه اش را منتشر کرد(با این تفاسیر من و شما هم می توانیم زندگی نامه منتشر کنیم) و در اقدامی محیر العقول، گروهی از هواداران اینتر را به نزاع و چاقو کشی خیابانی با «علی هایش» از آرژانتین دعوت کرد. کاپیتان(!) اینتر سنگین ترین جو چند سال اخیر در مه اتزا را مقابل کالیاری خلق کرد تا در بازی که اینتر می توانست بار دیگر اوج گیری کند، مغلوب حاشیه ها و جو سنگین استادیوم شود. تقریبا از همان روز بود که فرانک کنترل اوضاع را از دست داد. کم هوشی دوم اینجا بود، جایی که فرانک نتوانست اوضاع را مدیریت کند.

مسئولان و مدیران اینتر همواره طی سال های اخیر با کیفیت ترین گوشت را برای قربانی کردن در مربیان تیمشان جست و جو کرده اند. اما این قربانی، با همه قربانی های پیشین متفاوت بود.آن قدر متفاوت که واکنش بسیاری از فوتبال نویسان، کارشناسان و ورزشی نویسان سراسر دنیا را در پی داشت. این بار مربی با استعداد و آینده داری قربانی شد که کمتر از 90 روز فرصت داشت ایده هایش را در تیمی که خودش نبسته، پیاده کند. اینتر دی بوئر را قربانی کرد اما با این سر بریدن های پیاپی بعید است راهی برای برون رفت از بحران پیدا شود. اینتر پیش از تعویض کردن مربیان پیاپی باید بسیاری از مشکلاتش را ریشه ای حل کند و این آشفته بازار مدیریت را سامان بخشد تا هر روز سازی جدید برای رقصیدن نواخته نشود. هواداران اینتر همچنان با بهت و حیرت در حال تماشای اتفاقاتی زشت در باشگاه بزرگشان هستند. مدیران اینتر یا باید این آشفته بازار مضحک را به اتمام برسانند و چارتی درست و حرفه ای به مدیریتشان ببخشند یا اینکه بیش از این هواداران اینتر را آزار ندهند و تیم را به سمت لیگ های حاشیه خلیج فارس سوق دهند...

