طرفداری- ژوزه مورینیو همیشه تشویق‌گر فرگوسن و تیمش بود. احترام و اعتقاد خاصی به منچستریونایتد داشت و با انتخابش به عنوان سرمربی تیم، انگار که هدیه‌ای الهی به او داده شده بود. سرمربی پرافتخار قرن جدید، سکان هدایت منچستری را بر عهده گرفت که شرایط خوبی نداشت؛ یک چالش سخت و پر از ریسک که ممکن بود به کارنامه هر شخص بزرگی لطمه بزند. بنظر می‌رسید که مو‌رینیو، فرگوسن و مدیران از این انتخاب بسیار راضی هستند و این مربی تفاوتی با نمونه‌های پیشین دارد.

هواداران لیگ جزیره عادت کرده بودند، مورینیو را با لباس آبی و لوگوی چلسی بر روی لباسش ببینند. چهره او در لباس سرخ یونایتد تا مدت‌ها جا افتاده نبود اما کسب 3 جام با تمام فشارها و مصدومیت‌ها در ابتدای راه، همه چیز را تغییر داد. مورینیو حتی در مقابل تیم سابقش (چلسی) ایستاد و خود را یک منچستری نشان داد و از دیدگاه هواداران همانند یک سرمربی باسابقه در یونایتد دیده شد.

 

فصل دوم او بدون کسب جام به اتمام رسید اما کسب رتبه دوم و رسیدن به فینال جام حذفی (با مشخص شدن ضعف‌های عمده تیم) قابل دفاع بود. فشار رسانه‌ای در فصل دوم به اوج خود رسید. انتقادها از چند بازیکن تمام خبرهای مشابه در چلسی و رئال مادرید را زنده کرد و بنظر می‌رسید که همه دوست دارند این زمستان طولانی تمام شود و تابستان جدید از راه برسد. اما از تابستان هم رسید و انگار که اعتماد مدیران نسبت به سرمربی کم شده و او دیر یا زود پست خود را از دست خواهد داد. تمدید قرارداد ژوزه، انگیزه زیادی به او داد اما با عدم خرید بازیکن، این انگیزه پس گرفته شد.

در سالی که سایر تیم‌ها پیشرفت محسوسی داشتند و از یونایتد سبقت می‌گرفتند، رسیدن به موفقیت دورتر از دو فصل قبل بنظر می‌رسید. باخت‌ها و مساوی‌ها در برابر تیم‌های لیگ برتری، یونایتد را از صدر جدول و از سهمیه لیگ قهرمانان دور می‌کرد و در نهایت شکست برابر منچسترسیتی و لیورپول، منفی شدن تفاضل گل و سایر رکوردهای منفی، یک باور مشترک میان همگان ایجاد کرد که زمان خداحافظی مورینیو از منچستریونایتد فرا رسیده است.

 

چرا مورینیو اخراج شد؟

اصولاً اکثر باشگاه‌ها تمایل دارند که سرمربی را در انتهای فصل برکنار کنند. با این حال گلیزرها حاضر شدند رقمی سنگینی (که گفته می‌شود 18 میلیون پوند است) را پرداخت کنند. احتمالاً مهم‌ترین دلیل، تمدید قرارداد بازیکنان باشد. دخیا، مارسیال و پریرا راضی به تمدید نشده‌اند و مشخص نیست که تمدید با سایرین به نفع تیم است یا به ضرر تیم. از طرفی به دلیل عدم استفاده مورینیو از خریدهای خودش، عملاً ‌حقوق‌های ‌سنگین 290 و 350 هزار پوندی پوگبا و سانچز دور ریخته می‌شود که علاوه بر ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌مسائل تبلیغاتی، باعث ایجاد حاشیه‌های بسیار شده ‌است.

اگرچه مورینیو در تمام این مدت از خانواده خود دور بود و ساعت‌های زیادی را صرف کارش می‌کرد اما به هرحال نتایج مورد نظر کسب نشد و قبل از اینکه شعارها علیه او و مالکان افزایش یابد باید تغییری ایجاد می‌شد. عدم بازی رسیدن به جوانان (به دلیل نتایج غیرمطمئن و بازی‌های مرگ و زندگی)، روبرو شدن با پاری‌سن‌ژرمن در لیگ قهرمانان که شانس برد آن کم است و همچنین استخدام مدیر ورزشی مناسب‌تر، از دیگر دلایلی است که باعث شد برکناری مورینیو به ماندن او ترجیح داده شود.

 

برکناری مورینیو چه شاهبت‌ها و تفاوت‌هایی با مویس و فن‌خال دارد؟

 هواداران همان نتایج را دیدند: اگرچه لیگ اروپا بهتر از هیچ است اما رتبه‌ای پایین‌تر از چهارم دیگر قابل قبول نیست. لیگ اروپای فن‌خال یا مورینیو یا اصلاً هفتمی دیوید مویس، همه یک شکست بزرگ تلقی می‌شود. بنظر نمی‌رسید که با ادامه همکاری با مورینیو تغییر بزرگی صورت گیرد و فاصله 11 امتیازی با تیم چهارم جبران شود.

ستاره‌ها به جا ماندند: احتمالاً بزرگترین و مهترین تفاوت تیمی که از مورینیو به جای ماند وجود بازیکنان مطرح است. تیم پا به سن گذاشته مویس و بازیکنان متوسط فن‌خال تفاوت زیادی با بازیکنان مورینیو دارند. اگرچه هنوز ضعف‌هایی در ترکیب وجود دارد اما بازیکنان بزرگی مانند لوکاکو، سانچز، بایی، فرد، پوگبا و بازیکنان آینده‌داری مانند مک‌تومینای، پریرا و دالو در میراث دو مربی قبلی دیده نمی‌شد. مربیان بعدی کار راحت‌تری دارند و با تغییرات کمتری، ترکیبی رویایی در اختیار خواهند داشت.

حاشیه‌ها باز خواهند گشت: هر سه مربی شرایط بسیار سختی را در این تیم داشتند که شاید قبلاً تجربه نکرده بودند. فشار در یونایتد بسیار بالاست و احتمالاً سرمربی بعدی نیز از آن در امان نخواهد ماند. هر چند که این فشارها برای مربی موقت کمتر است و این فرصت خوبی است تا سایر ضعف‌های باشگاه برطرف شود.

همه چیز سرمربی نبوده و نیست: بر همگان واضح است که تصمیمات اشتباه مدیران در این چندساله لطمه‌های جبران‌ناپذیری به باشگاه زده است. عدم درک فوتبالی این افراد بعد از رفتن فرگوسن بیشتر به چشم آمده و با دست روی دست گذاشتن هم درست نمی‌‌شود.

اخراج عادی: سندرومی در کار نیست. در طول دو سال و نیم اتفاقات بسیاری افتاد اما شرایط مورینیو مشابه شرایط چلسی و رئال مادرید نبود. او در آخرین مصاحبه‌اش تأکید کرد که هیچ بازیکنی کم‌کاری نکرده است. شاو و مارسیال به ترکیب اصلی رسیدند و مشکل شخصی آنها برطرف شد. پوگبای نیمکت‌نشین (برعکس همیشه که پرحاشیه بود) دنبال جنجال نبود و این یعنی اخراج مورینیو همانند خیلی از مربیان دیگر و به صورت عادی بوده است.

 

امید به آینده 

بسیاری از هواداران منچستریونایتد دوست داشتند که با مورینیو به قله‌های موفقیت برسند. چرا که او قهرمانی در 4 کشور و 2 لیگ اروپایی را در کارنامه داشت و شخصیتی خاص دارد. اما به دلایل مختلفی این کار به انجام نرسید و هر دو طرف به این نتیجه رسیدند که ادامه همکاری ممکن نیست. اکنون گفته می‌شود که یک گزینه موقت انتخاب خواهد شد و استخدام سرمربی دائم به تابستان و در شرایط بهتری انجام خواهد گرفت. در صورتی که مدیران از این 6 سال درس گرفته باشند، به دنبال بهبود واقعی شرایط خواهند افتاد و سعی می‌کنند با دقت بیشتر برای آینده برنامه‌ریزی کنند. انتظارات برای این فصل پایین آمده است اما می‌توان با این تغییرات بزرگ در ماه‌های آتی شاهد رو به راه شدن اوضاع منچستریونایتد باشیم.