طرفداری - لای دود غلیظ ناکامی دوباره در آسیا، وقتی‌ خسته از سرفه‌های جهان سومی‌ بودن و از طعنه‌های کارفرما به خانه می‌‌رسیم، قبل از مرگ موقت از خستگی‌ چند تا کانال تلویزیونی را بالا پایین می‌‌کنیم که فراموشمان شود، هنوز آسمان مشکی‌ است. دعوای بساز بفروش‌های داخلی‌ و سرمربی چشم آبی. برنامه مسجم در مورد ناکامی‌های تیم ملی‌. زیر لب میگوییم جان عمه ‌ات. بشقاب را که چرخاندیم آن ور میبینیم بنده خدایی فوت کرده است. کانال‌ها برای مرگش سرخاب سفید آب خلیجی کردند. نخست وزیر کشور دموکراسی زاده او را حامی‌ حقوق زنان خوانده. البته بدون حق رانندگی‌. نه اینکه ما کسینجر زمان باشیم، ما فقط مجبوریم قبل از شروع گزارش ورزشی این پروپاگاندای مدیا را تحمل کنیم. می‌‌دانیم دروغ می‌‌گوید اما اجازه می‌‌دهیم فاکس از راستی‌‌ها حرف بزند.

تا اینجای این چرک نوشته، هر چه بوده همان داستان جوان متوسط این جغرافیا است. اما از این به بعد دیگه خراب شدن آن روزنه نور است. وقتی‌ یک تکه رویا ما یعنی‌ همان فوتبال‌های جذاب آن ور آبی، آبکی شدند بیشتر از آب بندی‌های صدا سیما خودمان. دربی‌های جذاب ایتالیا که دهه ۹۰ برایش مافیا دست از کار می‌‌کشید، شدند مثل ستایش. مثل زندگی‌ اینجاست. مثل مهران رجبی و توصیه‌های مومنانه اش. روسونری شده آسانسور مربیان. ایتالیا و آلمان بالاخره در یک چیز با هم موافقند. قهرمان چند باره. چقدر این واژه برای فوتبال آن هم در لیگ باشگاهی زشت است. چند باره بوی تکرار میدهد نه بوی پارما. نه بوی لاتزیو اریکسون. نه بوی والنسیا کوپر. شرایط انگلیس و اسپانیا بهتر از این نیست. آنجا دعوا بین پول دار‌ها و پول دار تر هاست. اتلتیکو ۱۰۰ میلیون در تابستون خرید کرده. این یعنی‌ رقمی‌ که رئال مادرید با یک تک زنگ می‌‌تواند از بانکیا در اسپانیا وام بگیرد.

عاملش هر چه هست برای ما شده تکرار مصیبت‌های روزانه خودمان. عاملش را هم می‌‌دانیم اما حرف گنده تر از دهانمان است. آن روز که فوتبال مخصوصاً اروپایی آن شد یوسف کنعان ما، برای پالیوکایش روی آسفالت جهنم شیرجه رفتیم. چه بر سر کاریزما آمده است. سالگرد کونگ فو کانتونا با مشت رونالدو به بی‌ گناه‌ها همراه بود. این تفاوت رویای روشن دیروز ما و تکرار این روز‌های ماست. آن زمان بی‌ اخلاقی‌‌هایش هم کاریزما داشت. یقه سر بالا داشت. بودا داشت. دی کانیو داشت. ماتئوس و مندیتا داشت. الان فیفا هر چه تحویل داده ربات‌های خشک گلزن هستند. سیاست زدگی فوتبال شده فوتبال بی‌ سیاست. جام جهانی‌‌ها هر سال کسل کننده تر از دیروز. 

آینده هم روشن نیست. غول‌ها نشسته اند که ۱۶ ساله‌ای ظهور کند تا با پوند و یورو آینده‌اش را نقاشی‌ کنند. ستاره‌ها ۱۰ سال آینده از الان جمیعا در چند باشگاه خاص تربیت می‌‌شوند. این یعنی‌ حالا حالا‌ها طنین "قهرمان چند باره" باید در گوشمان زنگ بخورد. اینکه رونالد کومان می‌‌تواند کلاف آینده باشد اهمیّتی ندارد. سیتی آنقدر به پای بازیکن‌ها می‌‌ریزد که جلو هر شگفتی را بگیرد. ۱۰ سال بعد فوتبال سرمایه داری اروپا هم می‌‌شود تلویزیونی دولتی ما. انتخاب بین سریال آبکی و آبکی‌ترین سریال. آخر داستان هم رئال مادرید، بایرن مونیخ یا کله گنده دیگری مثل جمشید هاشم پور ریزه‌ها را با کلاشینکف دلار می‌‌کشد و می‌‌شود قهرمان نسل. نسل آبکی!