محمد بن همام در 1949 در دوحه متولد شد؛ همان سالی که قطر، به عنوان شبه جزیره ای کوچک تحت حمایت بریتانیا، اولین محموله تجاری نفت خامش را صادر کرد. این کشور بیابانی، تنها بخش کوچکی از سرزمین عرب ها است که در حاشیه خلیج فارس کشیده شده و در آن زمان فقط 25 هزار نفر جمعیت داشت. با شروع استخراج و صادرات نفت، قطر انفجار اقتصادی به خود دید و شروع به پیشرفت کرد، ولی شهر دوحه همچنان با گذر از بیابان و رسیدن به آسمان خراش های مدرن شیشه ای فاصله داشت. در آن زمان، جاده های خاکی شهر که محمد در آن ها فوتبال بازی می کرد، با ساختمان های قدیمی یک طبقه پر شده بود و بالاترین چیزهایی که در آسمان به چشم می خورد، مناره های مساجد وهابی بود که او و پدرش برای عبادت به آنجا می رفتند.

قطر و شهر دوحه قبل از انفجار اقتصادی
فوتبال بازی کردن این پسربچه تنها چیزی نبود که او را از دوستانش متمایز می کرد. ویژگی های بدنی و ظاهری ناشی از ریشه آفریقایی محمد، او را از همبازیان اصیل عربش که در دوحه حکمرانی می کردند، جدا می کرد. مادرش پرستار و پدرش تاجری محلی بود که هر دو در قطر متولد شده بودند، اما خانواده ای آفریقایی داشتد و همین مساله باعث متفاوت به نظر رسیدن خانواده شان می شد.
محمد در کنار ساحل با توپش این طرف و آن طرف می دوید؛ ساحل جاده ای خاکی بود که کنار دریای آن، قایق های پارویی تاجرین غربی مروارید جمع می شدند. با آمدن این تاجرها و بیشتر شدن صادرات نفت قطر، کشور کوچک کم کم کشف می شد. نفت با خودش فوتبال هم آورد. همان زمان ها بود که محمد چهار چشمی فوتبالِ کارگران کشتی های نفتی اروپایی که ورزش محبوبش را انجام می دادند، تماشا می کرد. کارگران با تی شرت های کثیف و روغنی شان دروازه ها را مشخص می کردند، یارکشی می کردند و برای زدن اولین ضربه، شیریاخط می انداختند و محمد تماشایشان می کرد. به زبان خارجی که محمد نمی فهمید صحبت می کردند و داد می زدند و با اشتیاق بر پشت هم می زدند و با عبور هر باره توپ از دروازه در گرمای بیابان، از شادی فریاد می کشیدند.
همزمان با شروع صادرات نفت از سوی قطر در پایان جنگ جهانی دوم و با ورود خارجی ها به خلیج فارس، فوتبال هم به این کشور آمد. بعد از سقوط امپراتوری عثمانی، قطر تحت حمایت بریتانیا درآمده بود و در 1935، اجازه اولین استخراج نفت به شرکت نفت ایران و انگلیس (Anglo-Iranian Oil Company) قبل از شرکت نفت و گاز بریتانیایی (British Petroleum) مشهور به بی.پی داده شد. استخراج در اواخر دهه 30 آغاز شد، ولی جنگ، نهایی شدن آن را به تاخیر انداخت تا در نهایت در 1949، همان سالی که بن همام متولد شد، اولین صادرات انجام شود. در آن زمان از اولین چاه، روزانه 5000 بشکه نفت استخراج می شد.
خارجی ها با خودشان فوتبال آورده بودند و انجام همیشگی این بازی از سوی شان کم کم توجه محلی ها را هم به خود جلب کرد. در 1950 و در تولد یک سالگی بن همام، اولین باشگاه آماتور قطر به نام النجاه، تشکیل شد. شرکت نفتی قطر هم مسئول سازمان دهی و برگزاری رقابت های سالانه فوتبال در این کشور به نام تورنمنت ِاز اددین (The Ezz Eddin Tournament) در 1951 در دوخان شد. فدراسیون فوتبال قطر 10 سال بعد در 1960 که محمد 11 ساله بود، تشکیل شد. وقتی در 1970 بن همام 21 ساله شده بود، فیفا هم قطر را به عنوان یکی از اعضا، به رسمیت شناخت.
وقتی محمد در اوایل بیست سالگی، کارآفرینی باهوش شده بود، شرایط کشورش هم کاملا دگرگون شده بود. قطر به طور کامل از بریتانیا استقلال پیدا کرد و خانواده سلطنتی آل ثانی کنترل کامل صنعت نفت کشور را در اختیار گرفت. آنها استخراج نفت را به شکل عجیب و غربی بالا بردند و قطر را در آستانه تبدیل شدن به یکی از ثروتمندترین کشورهای دنیا قرار دادند. شرکت شخصی بن همام به نام کمکو (Kemco) در 1974 و در سال ملی شدن صنعت نفت قطر، تاسیس شد. او تنها 25 ساله بود. با ورود پول نفت به کشور، پروژه های عمرانی مثل قارچ از هر جایی سبز می شد و محمد، زیرکانه فرصت ها را یکی بعد از دیگری در هوا می قاپید. کمکو کارش را به عنوان یک شرکت مهندسی الکترومکانیکی آغاز کرد که تمام ابزار لازم برای ساخت آسمان خراش های جدید در تمام نقاط دوحه را در اختیار داشت. با بالا رفتن هر برجی در اطراف ساحل، که محمد در کودکی فوتبال کارگران نفتی را در آن تماشا می کرد، حساب بانکی تاجر جوان هم بزرگ و بزرگ تر می شد و خیلی زود او یک میلیونر شده بود.
با وجود بیشتر شدن مشغله تجاری بن همام، او همیشه وقتش را برای رسیدگی به عشق کودکی اش، مدیریت می کرد. در 18 سالگی عاشق یکی از دخترهای محله شان شد و تصمیم گرفت رویای کودکانه فوتبالیست شدن را کنار بگذارد. با این حال، در اوایل دهه 70، مدیریت باشگاه الریان قطر، که به شیرها مشهور است، را به دست گرفت. این باشگاه تنها چند سال قبل به صورت آماتور تاسیس شده بود و در یک آپارتمان دو اتاقه در شهر ریان، اداره می شد. در 1972، لیگ ستارگان قطر موسوم به QSL (Qatar Stars League) راه افتاد و الریان در اولین فصل آن شرکت کرد. بن همام مدیری لایق نشان داد و توانست تیمش را به چندین قهرمانی در این لیگ برساند و در عین حال، کنترل تمام و کمال کمکو را هم در دست داشته باشد.

بن همام در اوایل دهه 70، مدیریت باشگاه الریان قطر را به دست گرفت
ریان شهر زادگاه امیر قطر شیخ خلیفه بن حمد آل ثانی (Sheikh Khalifa bin Hamad Al Thani) بود و در نتیجه تغییر پرستیژ تیم از یک باشگاه محلی به یک تیم قهرمان، از نظرها دور نماند. تاجر خردمند و عشقش به این بازی غربی بیشتر از همه نظر ولیعهد امیر قطر، شیخ حمد بن خلیفه آل ثانی (Hamad bin Khalifa Al Thani) به عنوان جوانی با علائق غربی را به خود جلب کرد. ولیعهد جوان سه سال از بن همام کوچک تر بود و تازه از سندهورست (دبیرستانی در منطقه یورکشایر انگلیس) به وطن بازگشته بود و بعد از قرار گرفتن تحت آموزش اروپایی ها، سرش پر از ایده های پیشرفت برای کشورش بود. این دو، در دوران کودکی و قبل از گذشتن از مرزها برای تحصیل در انگلیس، در دوحه باهم همکلاس بودند. شیخ جوان از اینکه می دید محمد چه جوان خودساخته و مولتی میلیونر قدرتمندی شده که الریان و کمکو را اداره به خوبی می کند، بسیار خوشحال بود.
شیخ حمد مردی بلندقد با بدنی چهارشانه بود و سبیلی شبیه نظامیان داشت. او مراتب نظامی ارتش را به سرعت طی کرد و خیلی زود در 25 سالگی در اوایل دهه 80، به عنوان فرمانده کل قوای قطر رسید و در عین حال، به عنوان رئیس شورای عالی برنامه ریزی هم منصوب شد؛ شورایی که سیاست های اجتماعی و اقتصادی کشور را تعیین می کند. قطر خیلی زود داشت ثروتمند می شد، ولی شیخ جوان اعتقاد داشت این اتفاق به سرعت کافی رخ نمی دهد. شیخ حمد ورزشکاری پرانرژی بود و در دوران حضورش در بریتانیا، به قدرت ورزش در متحد کردن ملت پی برده بود. او تاثیرگذاری بی نظیر ورزشی که بن همام عاشقش بود را درک کرده بود. این دو نفر آن چنان باهم صمیمی شدند که کسی باور نمی کرد جوانی با ریشه های آفریقایی بتواند این قدر به یک عضو خانواده سلطنتی نزدیک شود. وقتی باهم در یک اتاق بودند، بن همام همیشه سرش را جلوی ولیعهد پایین می انداخت، ولی وقتی صحبت می کرد، شیخ حمد به حرف هایش گوش می داد.
با قرار گرفتن در کنار خانواده سلطنتی، امتیازات بیشتری هم نصیب بن همام شد و کمکو توانست در قراردادهای تجاری بیشتر و بیشتری پیروز شود. دیری نپایید که میلیون دلارهای محمد به میلیارد دلار بدل شد و او به یکی از ثروتمندترین اشخاص شهر تبدیل شد. در 1992، به بالاترین پله هرم قدرت در فوتبال قطر هم رسیده بود و رئیس فدراسیون فوتبال شناخته می شد. در اولین سال ریاستش، مسابقات جام ملت های خلیج را ترتیب داد و کشورش را به مقام قهرمانی در رقابت ها رساند.

بن همام مدیری لایق نشان داد و توانست الریان را به چندین قهرمانی در این لیگ برساند و در عین حال، کنترل تمام و کمال کمکو را هم در دست داشته باشد
الان دیگر ولیعهد صبر خود را از دست داده بود. پدرش امیر شیخ خلیفه از زمان استقلال، کنترل تصمیمات اقتصادی کشور را در اختیار گرفته بود و پیشرفت های قابل توجهی هم ثبت کرده بود، ولی او سنت گرایی بود که به آهستگی و پیوستگی اعتقاد داشت و شیخ حمد جوان این قدر صبور نبود. شیخ خلیفه برخی وظایف سلطنتی از قبیل برنامه کنترل توسعه نفت و گاز کشور را به او داده بود، ولی این ها تشنگی او به قدرت را سیری نمی بخشید. در 1995، ولیعهد آماده اجرای برنامه های خودش بود. او منتظر شد تا پدرش برای تعطیلات به جنوای سوئیس برود تا با حمایت سایر اعضای خانواده، کنترل کاخ دیوان امیری و در نتیجه کشور را در اختیار بگیرد. بعد، یک شرکت حقوقی آمریکایی را استخدام کرد تا حساب های بانکی پدرش را تعلیق کرده و هر گونه ضدحمله از سوی امیر سالخورده را پیشگیری کند. کودتا بدون خونریزی به نتیجه رسیده بود، ولی امیر جوان با نگه داشتن پدرش در خارج از دوحه نشان داد در رگ هایش به جای خون، یخ جریان دارد. شیخ خلیفه یک دهه را در فرانسه و ابوظبی در تبعید گذراند تا اینکه در 2004، اجازه بازگشت به کشور را پیدا کرد و در نهایت در سال 2016 و در 84 سالگی، از دنیا رفت.

شیخ خلیفه بن حمد آل ثانی، امیر سابق قطر که فرزندش با کودتای بدون خونریزی قدرت را از او گرفت

فوت شیخ خلیفه بن حمد آل ثانی در 84 سالگی در سال 2016


