امیر جوان به اداره سرمایه گذاری قطر ماموریت داده بود 100 میلیارد دلار از خزانه سلطنتی را صرف سرمایه گذاری بین المللی کند. حرکت بعدی او، تبدیل این کشور حوزه خلیج فارس به یکی از متحدین ایالات متحده در خاورمیانه بود. او به یانکی ها اجازه داد دو پایگاه نظامی استراتژیک در حساس ترین نقاط خاک قطر احداث کند و همچنین از بهترین دانشگاه های آمریکا دعوت کرد برای ساخت نمایندگی به آنجا بروند. در 1996، شبکه خبری عربی الجزیره را تاسیس کرد و در کنار آن، اداره موزه های قطر را راه اندازی کرد تا بزرگترین خریدار هنر در دنیا شود. او می دانست که افتخار جهانی و پرستیژ بین المللی بیش از هر چیزی، در کنار فوق ستاره های ورزشی به دست می آید و می خواست قطر را به پایتخت جهانی ورزش در قرن 21 بدل کند.

امیر گروهی از قابل اعتمادترین مردانش را دور هم جمع کرد تا به او کمک کنند قطر را به آینده ای درخشان رهنمون کند. در این بین، دوست قدیمی اش محمد بن همام، انتخابی اصلح برای رساندن او به جاه طلبی های ورزشی اش به شمار می رفت. این میلیاردر زیرک یکی از 35 نفرِ مورد اعتماد شیخ حمد در شورای مشاوره موسوم به مجلس الشوری بود. آنها موظف بودند قوانین و سیاست های جدید اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و پیشرفت عمومی قطر را بررسی و تصویب کنند.

بن همام بدون داشتن خون سلطنتی، به بالاترین جایگاه ممکن در جامعه قطر رسیده بود. کاریزما، خردمندی و اراده او را از ریشه های آفریقایی متواضعش به آنجا رسانده بود، ولی هیچ گاه نمی توانست برای همیشه از آباواجدادش فرار کند. بقیه اعضای شورا از جایگاه این عضو جدید ناراضی بودند و او وقتی از سالن های پرشکوه قصر سلطنتی می گذشت، پچ پچ های مختلفی می شنید. آنها او را برده خطاب می کردند. هر چقدر هم که بالاتر می رفت یا هر چقدر هم که پولدارتر می شد، همیشه مثل یک آدم اضافه مورد خطاب قرار می گرفت؛ آنجا فقط خون عربی به عنوان نشانه اصالت شناخته می شد. همیشه باید حواسش به اطرافش می بود و برای راضی کردن امیر، خیلی بالاتر از سایرین می پرید. همیشه به دنبال راهی بود تا خود و خانواده اش را برای همیشه در تاریخ قطر قرار دهد.

وقتی وارد 40 سالگی شد، علاوه بر ریاست فدراسیون فوتبال قطر، یکی از اعضای همیشگی جلسات کاخ سلطنتی این کشور هم به شمار می رفت، ولی همچنان بیشتر از این می خواست. او با نیت رسیدن به شهرت و اعتبار بیشتر، خود را به عنوان نامزد ریاست کنفدراسیون فوتبال آسیا موسوم به AFC، مطرح کرد. این نهاد، کنترل فدراسیون های فوتبال قاره کهن آسیا را در اختیار داشت که مقر آن در کوالالامپور بود. بن همام پیروز شد. سال 96 و همان سالی بود که وارد شورای مشاوره امیر هم شده بود و الان فوتبال قطر را به عنوان تصمیم گیرنده و رهبر فوتبال در آسیا، مطرح کرده بود. باز هم کافی نبود. در قدم بعدی، چشم اندازش را فراتر از دروازه های دوحه و حتی آسیا، یعنی نهاد حکمرانی دنیا در فیفا قرار داد. جایی بالاتر از این در فوتبال وجود نداشت. فیفا قوانین فوتبال را تعیین می کرد و مالک ارزشمندترین جایزه در دنیای فوتبال، جام 18 قیراطی  (6.1 کیلوگرمی) قهرمانی جهان، بود. تمام ستارگان بزرگی که بن همام در جوانی ستایش می کرد، عاشق این جام زرین و رقابت های جام جهانی فوتبال بودند. این تورنمنت بزرگترین رقابت روی کره زمین بود.

محمد بن همام - جام جهانی 2022 قطر

محمد بن همام در قامت ریاست کنفدراسیون فوتبال آسیا

فدراسیون جهانی فوتبال، فیفا، دنیای فوتبال را از ساختمان مرکزی اش در زوریخ سوئیس کنترل می کند. جام جهانی بزرگترین و محبوب ترین رقابت ورزشی در دنیا به شمار می رود و فیفا از بازاریابی، اسپانسری، قراردادها و حق پخش تلویزیونی آن صدها میلیون دلار به جیب می زند. این نهاد قدرتمند توسط یک دوجین مردی که از سراسر کره زمین خود را به سوئیس می رسانند تا تصمیم های کلیدی دنیای فوتبال را در خفا بگیرند، اداره می شود. در حالی که تمامی روسای فدراسیون های فوتبال تحت فیفا هر سال در مجمع سالانه آن شرکت می کنند و هر 4 سال یکبار رئیس جدید را تعیین می کنند، کمیته اجرایی 24 نفره موسوم به اکس.کو (ExCo) مهم ترین تصمیمات مربوط به فیفا اعم از انتخاب میزبان جام جهانی را اتخاذ می کند. بن همام می خواست عضوی از این کمیته شود. او در 1996 و همان زمانی که به ریاست AFC و شورای مشاوره امیر رسیده بود، نامزد رسیدن به کمیته اجرایی هم شد و نوار موفقیت هایش ادامه پیدا کرد. این عاشق قطری دنیای فوتبال به عنوان یکی از اعضای هیات تصمیم گیری اصلی فیفا انتخاب و از آن روز، وارد مهم ترین جلسات دنیای فوتبال شد.

از بیابان های سوزان قطر و سالن های مجلل کاخ دیوان تا جلسات خصوصی فیفا، مسیر بسیار بزرگی به حساب می آمد. فیفا قدرت جسور و جدیدی بود که رنگ پوست و جاه طلبی هیچ حد و مرزی نمی شناخت. اینجا همان طور که بن همام خیلی زود فهمید، تمام این ها به بزرگترین خریدار با بالاترین پیشنهاد، فروخته می شد.

شش سال بعد، اعضای فیفا در پنجاه و سومین کنگره سالانه فیفا در سئول کره جنوبی حضور داشتند و در بین ستون های بلند و سفید گراندهتلِ هیلتون، مشغول خوردن نوشیدنی های گران قیمت شان بودند. هوایی شرجی در ماه می در شب برگزاری انتخابات رئیس فیفا در 2002 بود. همه مشغول مذاکره و لابی برای جذب رای بیشتر بودند. گمانه زنی های بسیاری به گوش می رسید. آیا سپ بلاتر می تواند برای 4 سال دیگر به عنوان رئیس فیفا باقی بماند؟ او رقیبی بسیار جدی داشت؛ عیسی حیاتو، رئیس کامرونی کنفدراسیون فوتبال آفریقا موسوم به CAF هم نامزد شده بود. علاوه بر این، بعد از آنکه 11 عضو مجمع اجرایی تحت نظر خود بلاتر او را متهم به عدم شفافیت مالی و سواستفاده از قدرت کرده و شکواییه ای قانونی هم علیه اش تنظیم کرده بودند، همه چیز شکننده به نظر می رسید. آیا می توانست گفت کار رئیس تمام شده است؟ باید برای تغییر اوضاع، اتفاق بزرگی رخ می داد.

بلاتر مرد کوتاه قامت و کارمند سابق سوئیسی بود که در اواسط شصت سالگی قرار داشت و به جز کناره های سرش، کاملا تاس بود و زیر چشم هایش گود افتاده بود. بعد از آنکه مرشدش، ژائو هاولانژ برزیلی، در 1998 بالاخره بعد از 24 سال از قدرت کنار کشیده بود، او اولین بار به ریاست فیفا رسیده بود؛ هر کس اگر کمی هم به دنیای فوتبال، آگاهی داشت، می دانست جا پای پیرمرد برزیلی گذاشتن مسئولیت بسیار بزرگی بود. هاولانژ فیفا را از یک نهاد بسیار کوچک با تنها 8 کارمند که جام جهانی برگزار می کرد، به قدرتی جهانی با صدها کارمند و میلیون ها دلار حساب بانکی بدل کرده بود. تمام این ها با اتحاد طلایی هاولانژ و هورست دسلر، یکی از اعضای خانواده موسس آدیداس، بدست آمده بود؛ آدیداسی که بعدا به عنوان پدرخوانده اسپانسری ورزشی شناخته شد.

هاولانژ وقتی در 1974 وارد مبارزات انتخاباتی ریاست فیفا شده بود، ادعا داشت می تواند تعداد تیم های جام جهانی را دو برابر کند و برای رساندن 16 تیم به 32 تیم، به پول نیاز داشت. آدیداس این پول را در اختیار داشت و در عوض فراهم کردن آن برای فیفا، می خواست محصولاتش را به تمام طرفداران فوتبال در دنیا بشناساند. همین جا بود که اولین قرارداد اسپانسری در دنیای ورزش شکل گرفت. آدیداس و کوکاکولا اولین شرکت هایی بودند که برای قراردادن برندشان در تمامی لایه های جام جهانی، میلیون ها دلار پرداخت کردند. بعد از آنها هم بلافاصله سروکله فروشگاه های زنجیره ای فست فود، غول های الکترونیکی، شرکت های آبجوسازی و کارخانه های ساعت های لوکس پیدا شد.

هاولانژ که محبوبیت فوتبال را کاملا درک کرده بود، می دانست فروش حق پخش تلویزیونی بزرگترین تورنمنت فوتبال در دنیا به طرفداران این ورزش، چه سود هنگفتی خواهد داشت. رئیس وقت فیفا، حق پخش را در پکیچی جمع کرد و برای فروش گذشت و خیلی زود میلیاردها دلار عایدش شد. همان طور که هاولانژ قول داده بود، تعداد تیم ها از 16 به 32 رسید. تیم های بیشتر به معنای بازی های بیشتر بود و بازی های بیشتر به معنای حق پخش بیشتر بود. با پول بیشتر، هاولانژ ساختمان مرکزی مجللی برای فیفا در زوریخ ساخته بود و کارمندان تمام وقتی شامل حسابداران، مدیران و سایرین برای اداره بزرگترین نهاد ورزشی دنیا که امروز می بینیم را استخدام کرده بود.

بلاتر قبل از آنکه در 1975 و در جریان تزریق ارقام هنگفت اسپانسرها، راهی فیفا شده و به عنوان مدیر فنی مشغول به کار شود، در شعبه آدیداس در لاندرسهایم (کامین یا بخش بسیار کوچکی در فرانسه با جمعیتی زیر 200 نفر) برای دسلر کار می کرد. بلاتر که توسط خود پدر خوانده (دسلر) آموزش بازاریابی ورزشی دیده بود، متخصص روابط عمومی بود و فرد کاریزماتیکی به شمار می آمد، سابقه مدیریت تجاری داشت و در عین حال، عاشق پول بود. او بی نقص ترین دنباله رو برای هاولانژ به حساب می آمد. به مدیر فنی جدید ماموریت داده شد میلیون دلارهای کوکاکولا را برای تربیت مربیان، داوران و پزشکان ورزشی به کار گیرد؛ او خیلی زود توانست ترفیع بگیرد و در 1981، به عنوان مدیرکل فیفا منصوب شد و در نهایت وقتی مرشدش در سن 82 سالگی، کنار آمد، بلاتر به عنوان محتمل ترین گزینه به شمار می رفت.

سپ بلاتر و ژائو هاولانژ در کنار هم

وقتی بلاتر در 1998 سکان هدایت فیفا را به عهده گرفت، با توجه به حق پخش تلویزیونی غیرآمریکایی و فروش سه جام جهانی بعد در ازای 2.2 میلیارد دلار، آنجا تمام و کمال تبدیل به یک نهاد تجاری شده بود. توقعات بسیاری از رئیس جدید فیفا وجود داشت. هاولانژ نام بسیار قدرتمندی در دنیای فوتبال بین المللی به شمار می رفت و به نظر کفش های او برای مرد کوتاه قامت سوئیسی، بزرگ می آمد. وقتی بلاتر در صدر میز هیات رئیسه فیفا نشست، نگاهی به تمام نگاه های خیره انداخت و از خود پرسید چطور می تواند اعتماد و احترام این آدم ها را مال خود کند. دیری نپایید که علامت دلار در چشم همه آنها نمایان شد و جواب را برای بلاتر، آشکار نمود. بلاتر اولین نفری بود که تا آن زمان کمیته اجرایی داوطلبانه فیفا را راه انداخته بود و به کسانی که دورش پشت میز، حلقه می زدند، حقوق های کذایی و فرصت های طلایی تقدیم می کرد. سیاست بدین گونه بود که حقوق آنها تمام و کمال محرمانه بماند، اما اسنادی که در سال 2014 فاش شد، مشخص کرد هر کدام شان برای تنها چند روز کار در سال 200 هزار دلار به جیب می زنند و علاوه بر آن، روزانه 700 دلار هم پول تو جیبی می گیرند.  

بلاتر هزینه وفاداری این هیات رئیسه اش را پرداخته بود و در کنار آن، با عنوان بورسیه های توسعه فدراسیون های فوتبال در نقاط مختلف دنیا، ریخت و پاش های بسیاری در دوره اول ریاستش کرده بود. با این حال، الان و در شب انتخابات دوره دومش به عنوان رئیس فیفا، شاهد شورش کارمندانش بود. مدیرکل خودش به نام میشل زن روفین به عنوان اولین نفر به شیوه مدیریت دیکتاتور مابانه بلاتر باخته بود و گزارش مفصلی در خصوص سواستفاده او از حساب های مالی فیفا آماده کرده بود. او در ادامه 11 عضو دیگر کمیته اجرایی فیفا را با خود همراه کرده بود تا شکواییه ای علیه بلاتر به دادگاه زوریخ، ارائه کنند. چطور به این جرات رسیده بودند؟ و علاوه براین، رقیبش حیاتو، با شعارهایی چون شفافیت مالی و مدیریتی، کاملا از این قضیه استفاده انتخاباتی کرده بود. این شعارها حمایت اتحادیه فوتبال اروپا، یوفا، را برایش به ارمغان آورده بود و در عین حال، تعدادی از اعضای کمیته اجرایی هم پشتش درآمده بودند.

چهره حیاتو شبیه یک سگ شکاری بلندقد و قوی هیکل بود. این دونده استقامت و بازیکن سابق بسکتبال، که در 1988 به ریاست کنفدراسیون فوتبال آفریقا و دو سال بعد به عضویت کمیته اجرایی فیفا رسیده بود، الان برای دو دهه در بالاترین رده های سیاسی ورزش فعالیت می کرد. او فرزند یک سلطان محلی در کامرون بود و فوتبال آفریقا را با حال و هوایی سلطنتی اداره می کرد. او هم همانند همکارانش، حقوق محرمانه، امتیازات و پول توجیبی های بلاتر را با اشتیاق به جیب زده بود، ولی الان به یک باره مدافع شفافیت شده بود و وعده می داد اسناد مالی و حقوق رئیس فیفا را سالانه منتشر خواهد کرد. حیاتو چهره تاثیرگذاری بود و از گفتن هیچ چیز ابایی نداشت: "وجهه فیفا به دلیل ضعف مدیریت و رفتارهای خلاف قانون رئیس فعلی، رفته رفته بسیار منفی شده است."

عیسی حیاتو، رئیس سابق CAF و رقیب جدی بلاتر در انتخابات ریاست فیفا در 1998

عیسی حیاتو، رئیس سابق CAF و رقیب جدی بلاتر در انتخابات ریاست فیفا در 1998

این جمله از حیاتو، پر از کفر نسبت به رئیسش محسوب می شود، ولی موضع مقدس مابانه اش طرفداران اروپایی بسیاری برایش دست و پا کرد. علاوه براین، ریاست CAF را هم به عهده داشت که 54 عضو آن، نیمی از رای های لازمه اش برای نشستن بر صندلی ریاست فوتبال دنیا را برایش فراهم می کردند. واقعا حریف بی رحمی به شمار می رفت و بلاتر طناب زن روفین را هم دور گردنش حس می کرد.

نمایندگانی که آن شب در در می 2002 در گرند هیلتون دور هم جمع شده بودند، برای محو کردن اسم رئیس شان فتنه می کردند، ولی همان موقع اتفاق عجیبی هم در هتل رخ داد و ناگهان به نظر رسید انگار بازی در حال تغییر است.