طرفداری- دنیس سوارز خودش بهتر از هر کسی از ماجرا خبر دارد. پس از انتقالی قرضی از بارسلونا به آرسنال در ژانویه 2019، او هرگز 90 دقیقه در زمین حضور نداشت؛ در واقع او حتی یکبار هم در ترکیب اصلی تیم قرار نگرفت. 

به گزارش The Athletic، سوارز در چهار مسابقه لیگ برتری فقط 59 بار توپ را لمس کرد. بنابراین خودش هم می‌داند احساس هواداران آرسنال نسبت به همکاری با او چیست.

طبیعتا انتقال بدی بود. به خاطر این که من بازی نکردم. اما شرایطی وجود داشت که دوست دارم هواداران بدانند. 

سوارز که قبلا با اونای امری در سویا کار کرده بود، در سال 2015 او را «یکی از بهترین مربیان دنیا» صدا زد. وی کارش را در 14 سالگی در سلتاویگو شروع کرد و به پیشنهاد رئال مادرید دست رد زد. در 17 سالگی به بارسلونا نه گفت تا راهی منچسترسیتی شود و در نهایت در 19 سالگی به نیوکمپ منتقل شد. اما هرگز در آنجا فرصت کافی برای نشان دادن توانایی‌هایش را به دست نیاورد. او در مورد انتقالش به ورزشگاه امارات می‌گوید:

اونای به من گفت به دنبال یک وینگر در پست هنریک مخیتاریان و الکس ایووبی است. این بهترین پست من نیست ولی می‌توانم به عنوان وینگر هم بازی کنم. تاکید داشت که: «بیا اینجا. بازی می‌کنی. در بارسلونا نمان. برای ما بازی کن و بعد می‌توانیم (به طور دائمی) تو را به خدمت بگیریم.» آرسنال شرایط خرید مرا نداشت و با ارائه قرارداد قرضی، خرید را به آینده موکول کرد، بنابراین موافقت کردم. حقیقت این است که من به تیم‌های دیگری نه گفتم: رئال بتیس، سویا و میلان همگی دنبال من بودند. من ریسک انتقال قرضی را پذیرفتم. می‌توانستم در عوض با قراردادی 4-5 ساله به آن باشگاه‌ها ملحق شوم. همین نشان می‌دهد چقدر دوست داشتم در آرسنال بازی کنم. بنابراین مردم از کل ماجرا با خبر نیستند. 

چه اتفاقی افتاد؟

اولین بازی خودم را برابر منچسترسیتی انجام دادم و 10 روز بعد (در دیدار رفت) مقابل باته بوریسف در لیگ اروپا مصدوم شدم. درد زیادی از ناحیه کشاله ران داشتم. تست‌ها و اسکن‌های زیادی انجام دادم که چیزی را نشان نمی‌دادند ولی استخوان زیر شکم من ورم زیادی داشت. هر بار که می‌دویدم، شوت می‌زدم و یا پاس می‌فرستادم، درد تندی احساس می‌کردم. اوضاع خیلی سخت به نظر می‌رسید و میزان آمادگی من 30 درصد بود. اگر می‌خواهید بدانید چه زمانی در آرسنال آمادگی صد درصدی داشتم، باید بگویم فقط در هفته ابتدایی. مشکل من رفته به رفته رو به وخامت گذاشت. تلاش کردم با دردی که داشتم به تمرین ادامه بدهم ولی کار به جایی رسید که دیگر تحمل کردنی نبود. اونای هم با توجه به اطلاع از وضعیت من، نمی‌توانستم از من استفاده کند. در بین دو نیمه زمانی که بازیکنان نیمکت نشین برای گرم کردن خود وارد زمین می‌شدند، من در رختکن بودم و حرکات خاصی انجام می‌دادم تا دردم تشدید نشود.