طرفداری | در حالی که طی هفته‌های اخیر، تیتر رسانه‌های ورزشی جهان به انتقال احتمالی و 100+ میلیون پوندی یان دیومانده به لیورپول اختصاص یافته، این ستاره ساحل‌عاجی در یادداشتی تکان‌دهنده، از زخم عمیقی پرده برداشته که هیچ ثروتی قادر به ترمیم آن نیست: مرگ مظلومانه‌ی خواهر ۱۵ ساله‌اش، رکسان.

دیومانده که پس از درخشش در لگانس و به ثمر رساندن ۱۲ گل در بوندسلیگا برای لایپزیش، حالا در جام جهانی برای ساحل‌ عاج می‌درخشد، در نامه‌ای سرگشاده در سایت The Players’ Tribune از واقعیتی تلخ سخن گفت. این موفقیت‌های خیره‌کننده، همگی زیر سایه‌ی فاجعه‌ای است که دو سال پیش در ابیدجان رخ داد.

آن تماسِ لعنتی: «خواهرت رفت»

دیومانده با لحنی صادقانه و بی‌پرده، لحظه‌ی شنیدن خبر را این‌گونه توصیف می‌کند:

یک نفر مدام از خانه تماس می‌گرفت. کلافه شده بودم. نمی‌فهمیدم چرا دست بر نمی‌دارند. وقتی گوشی را برداشتم، حتی ذره‌ای لحنشان را نرم نکردند. می‌دانید که در خانه ما (ساحل‌عاج) چطور است؛ بدون هیچ احساسی، فقط گفتند: «خواهرت رفت».

دیومانده در ادامه می‌نویسد:

«گفتم چی؟ گفتند او مرد. پرسیدم در مورد چه چیزی حرف می‌زنید؟ گفتند کسی در مهمانی چیزی در نوشیدنی‌اش ریخته و او دیگر هرگز بیدار نشد. او فقط ۱۵ سالش بود. ۱۵ سال!

 

خواهر یان دیومانده در حالی که تنها 15 سال داشت، به شکل مرموزی مسموم شد و درگذشت.

 

معمای حل‌نشده و بی‌حسیِ مطلق

دیومانده از خلأ روانی شدیدی می‌گوید که پس از این حادثه گریبان‌گیرش شده است. او اعتراف می‌کند که هرگز پاسخی برای این جنایت پیدا نکرده است:

نمی‌دانم می‌خواهم بدانم چرا یا نه. شاید از حسادت بود. شاید فقط اتفاقی است که در کشور ما می‌افتد. شاید من می‌توانستم از تو محافظت کنم؛ نمی‌دانم.

او در جملاتی تکان‌دهنده درباره وضعیت روحی‌اش می‌گوید:

من قبلاً احساس داشتم. اما حالا، هیچ‌چیز حس نمی‌کنم. انگار دیگر حتی انسان نیستم. از وقتی تو مردی، من فقط یک جسم خالی‌ام.

بازی برای یک نام

با وجود این بار عاطفی سنگین، دیومانده هدف جدیدی در زمین فوتبال پیدا کرده است. او فوتبال بازی می‌کند تا یاد رکسان را زنده نگه دارد:

رکسان، یادت است برایم لباس فیک منچستریونایتد خریدی و من با ماژیک مشکی پشتش نوشتم رونالدو ۷؟ یادت است که ۲۵ نفری در یک خانه در آبیجان می‌خوابیدیم؟ ما نمی‌دانستیم ثروتمند یعنی چه، فقیر یعنی چه. یادت است من را به خاطر شوت‌هایم روبرتو کارلوس صدا می‌زدند و من ناراحت می‌شدم چون الگویم کریستیانو بود، اما هیچ‌کس من را در اروپا نخرید. ویزایم و رویاهایم تمام شده بود و به آفریقا برگشتم. تو کسی بودی که هیچگاه باورت به من کم نشد و چند هفته بعد با لگانس قرارداد بستم و ما با هم گریه‌ کردیم.

تمام کاری که می‌توانم انجام دهم این است که از این درد برای سخت‌تر کار کردن استفاده کنم. می‌خواهم بدانی کاری خواهم کرد که نامت زنده بماند. کاری می‌کنم تمام دنیا نام تو را بشناسند. هر کاری که در زمین فوتبال انجام می‌دهم، فقط برای توست.

کیت منچستریونایتد دیومانده، در حالی که نام رونالدو با ماژیک پشت آن نوشته شده.