طرفداری | پیش از آغاز ششمین حضور لیونل مسی در جام جهانی، اتفاق نظر عمومی بر این بود که او دیگر همه چیز را دیده و به تمام افتخارات دست یافته است. پس از آنکه او چهار سال پیش در قطر، عملاً دوران فوتبال خود را تکمیل کرد، حتی این بیم وجود داشت که در جام جهانی ۲۰۲۶ او در ۳۹ سالگی دیگر نتواند چیزی به میراث خود اضافه کند و شاید با چند شکست کمی از درخشش کارنامه خود بکاهد. 

با این حال، مسی تمام دوران ورزشی خود را صرف به سخره گرفتن باورهای سنتی کرده است؛ او در مسیر صعود آرژانتین به نیمه‌نهایی، با تبدیل شدن به بهترین گلزن و بهترین پاسور تمام ادوار جام جهانی، جایگاه خود را به عنوان بزرگ‌ترین بازیکن تاریخ فوتبال بیش از پیش تثبیت کرد. نکته هیجان‌انگیز این است که او اکنون در آستانه انجام کاری است که پیش از این هرگز تجربه نکرده است. مسی با وجود ثبت ۲۰۵ بازی ملی برای کشورش، تا به حال مقابل انگلیس بازی نکرده بود؛ اما این طلسم، روز چهارشنبه در آتلانتا شکسته خواهد شد.

مسی پس از پیروزی آرژانتین مقابل سوئیس در مرحله یک‌چهارم نهایی، به خبرنگاران گفت:

واضح است که بازی مقابل انگلیس ویژه است، چون آن‌ها یک قدرت فوتبالی هستند و تقابل با قدرت‌ها همیشه جذابیت خاصی دارد. از نظر شخصی، این اولین باری است که قرار است مقابل آن‌ها بازی کنم. من تقریباً جلوی همه تیم‌ها بازی کرده‌ام به جز انگلیس؛ بنابراین از این جهت هم تجربه شیرینی خواهد بود.

با این حال، برای داستان مسی در جام جهانی، تقابل با انگلیس در نیمه‌نهایی چیزی فراتر از یک تجربه شیرین است؛ این یک سناریوی بی‌نقص و فرصتی غیرمنتظره است تا نام خود را در تاریخچه یکی از مشهورترین یا شاید جنجالی‌ترین تقابل‌های دنیای فوتبال ملی جاودانه کند. مسی از جهات بسیاری پا جای پای دیگو مارادونا گذاشته و حتی در برخی زمینه‌ها از او پیشی گرفته است. او حتی قبل از اینکه سرانجام با درخششِ مارادوناوارش در قطر ۲۰۲۲ جام قهرمانی جهان را بالای سر ببرد، آرژانتین را در ورزشگاه ماراکانا، خانه معنوی برزیل، رقیب دیرینه آلبی‌سلسته، به قهرمانی کوپا آمریکا رسانده بود. با این حال، پیروزی بر انگلیس در جام جهانی، ماجرای دیگری است؛ چیزی کاملاً منحصربه‌فرد.

پیروزی بر انگلیس؛ تنها حلقه مفقوده در ویترین افتخارات لیونل مسی  

لیونل اسکالونی خیلی زود دست به کار شد تا اهمیت و حساسیت تقابل با انگلیس در نیمه‌نهایی روز چهارشنبه را کم‌رنگ جلوه دهد. سرمربی آلبی‌سلسته در این باره گفت:

این فقط یک بازی فوتبال است، متوجهید؟ این تنها چیزی است که می‌توانم بگویم. این یک مسابقه فوتبال است و ما مقابل حریفی بسیار سرسخت با یک مربی عالی بازی خواهیم کرد. بله، این فقط یک بازی فوتبال است و بس.

شاید فقط از این جهت حق با او باشد که در این مسابقه نیز یک توپ و ۲۲ بازیکن حضور دارند وگرنه تقابل آرژانتین و انگلیس هرگز یک بازی معمولی نبوده است. همان‌طور که خسوس مانوئل لوپز، هافبک تیم، پس از پیروزی ۳ بر ۱ مقابل سوئیس اشاره کرد:

خارج از زمین مسابقه، این تقابلی است با یک تاریخچه بسیار سنگین؛ پر از دردهای گذشته و ماجراهای فراوان.

اولین دیدار آرژانتین و انگلیس در جام جهانی به سال ۱۹۶۲ بازمی‌گردد، اما تنش اصلی میان دو تیم در دومین تقابل‌شان یعنی چهار سال بعد شکل گرفت؛ زمانی که الف رمزی، سرمربی سه‌شیرها، پس از یک بازی پربرخورد و جنجالی در ومبلی، که با برتری میزبان روی گل بحث‌برانگیز جف هرست به پایان رسید، بازیکنان حریف را «حیوان» خطاب کرد.

هواداران جوان‌تر قطعاً اخراج دیوید بکام در جام جهانی ۱۹۹۸ فرانسه و در ادامه، اعاده حیثیت و انتقام او در جام جهانی ۲۰۰۲ ژاپن و کره جنوبی را به یاد دارند. اما فرقی نمی‌کند متولد چه سالی باشید، با شنیدن نام انگلیس و آرژانتین در مستطیل سبز، بی‌درنگ تصاویر جدال حماسی آن‌ها در یک‌چهارم نهایی جام جهانی ۱۹۸۶ مکزیک در ذهنتان تداعی می‌شود؛ نمادین‌ترین و جنجالی‌ترین بازی در تاریخ این تورنمنت و بدون شک، دلیل تمام این خاطرات کسی نیست جز دیگو مارادونا.

دیگو مارادونا در بخشی از کتاب زندگی‌نامه خود به نام «لمس‌شده توسط خدا»، هنگام تامل درباره محبوبیت بی‌مرز و جاودانه‌اش نوشت:

امروز هنوز هم بچه‌های ۱۰ ساله‌ای هستند که پیراهنی با نام من بر تن دارند. این میزان از دیوانگی را فقط می‌توان با یک گل توضیح داد. یا شاید هم دو گل.

البته در این باره، هرگز هیچ شایدی وجود نداشته است. در ۲۲ ژوئن ۱۹۸۶، مارادونا دو گل به ثمر رساند که به دقیق‌ترین شکل ممکن نشان داد چرا او همچنان دوقطبی‌ترین بازیکن تاریخ فوتبال است. در دقیقه ۵۱ بازی در ورزشگاه آزتکا، مارادونا با دست خود توپ را از بالای سر پیتر شیلتون، دروازه‌بان انگلیس، عبور داد و روانه دروازه کرد.

پیروزی بر انگلیس؛ تنها حلقه مفقوده در ویترین افتخارات لیونل مسی  

جان بارنز، بال چپ سابق لیورپول، در گفتگو با رسانه گل می‌گوید:

همه ما آن صحنه را دیدیم. همه ما روی نیمکت، بازیکنان، مربیان و سرمربی، مثل روز روشن آن را دیدیم. همه می‌دانستیم او با دست به توپ ضربه زده است، اما من مارادونا را سرزنش نمی‌کنم؛ مقصر داور و کمک‌داورها بودند که متوجه این صحنه نشدند. من هرگز هیچ کینه‌ای از مارادونا به دل نگرفتم. او بهترین بازیکن دنیا بود و من فقط مبهوت تماشای کارهایش بودم.

او در ادامه افزود:

البته که من جریان بازی را دنبال می‌کردم و تیم خودمان را تشویق می‌کردم؛ اما حتی گرم کردن او را هم تماشا می‌کردم. تماشای بهترین بازیکن جهان و شاید بهترین بازیکن تمام دوران در حال به رخ کشیدنِ مهارت‌های بی‌نظیرش، واقعاً هیجان‌انگیز بود. و خب، می‌دانید چیست؟ گل دوم او هم چندان بد نبود، بود؟

اگر بگوییم گل دوم مارادونا به انگلیس همچنان بزرگ‌ترین گل انفرادی در تاریخ فوتبال است، اغراق نکرده‌ایم؛ جایی که شماره ۱۰ افسانه‌ای آلبی‌سلسته پس از عبور مارپیچ از میان ۵ بازیکن حریف از جمله شیلتون، با ۱۱ لمس توپ و تنها در عرض ۱۱ ثانیه، توپ را به تور چسباند. خورخه والدانو، مهاجم هم‌تیمی او در آن بازی، بعدها فاش کرد:

در ابتدا من هم پا‌به‌پای او استارت زدم، اما بعد فهمیدم من هم فقط یک تماشاگرم، مثل بقیه. آن گل فقط متعلق به خود او بود و ربطی به کار تیمی نداشت. این ماجراجویی شخصی دیگو بود؛ یک نمایش کاملاً خیره‌کننده و باشکوه.

تا جایی که والدانو بعدها سفر دیگو در آن صحنه را به سفر اودیسه (قهرمان افسانه‌ای یونان باستان) تشبیه کرد. والدانو در یادداشتی برای روزنامه گاردین نوشت:

همان توصیفاتی که برای قهرمان داستان اودیسه به کار می‌رفت، برای او هم صدق می‌کرد: زیرک، مکار، هوشیار، تیزفهم، هنرمند، حیله‌گر و فریبکار. فوتبال دیگو بر پایه زیبایی، خلاقیت، غرور و شجاعت بنا شده بود و در آن بعدازظهر مقابل انگلیس، علاوه بر استعداد و نبوغش، برگرفته از عرق ملی عمیق او به آرژانتین نیز بود. دیگو گلی به ثمر رساند که فرازمینی بود و گلی دیگر که در آن تقلب کرد. این بهترین مصداق برای عبارتی است که اغلب در موقعیت‌های نه‌چندان مناسب به کار می‌رود: او فراتر از خیر و شر بود.

اما انگلیسی‌های زیادی با این دیدگاه موافق نبودند. ماهیت گل اول بازی در مکزیکوسیتی باعث شد که این مسابقه در هاله‌ای از جنجال فرو برود؛ به‌ویژه وقتی انگلیس در دقایق پایانی موفق شد با ضربه سر گری لینه‌کر روی ارسال بارنز، اختلاف را به حداقل برساند. بابی رابسون و شاگردانش طبیعتاً احساس می‌کردند که اگر مارادونا تقلب نکرده بود، آن‌ها بازنده این میدان نبودند.

در نتیجه، خشم آن‌ها زمانی شدت گرفت که مقصر اصلی، عملاً این گل را به امداد غیبی نسبت داد و گفت این گل «کمی با سر مارادونا» و «کمی با دست خدا» به ثمر رسیده است. پیتر شیلتون خشمگین نیز به شدت از سیاسی شدن این پیروزی توسط آرژانتینی‌ها آزرده‌خاطر شده بود.

پیروزی بر انگلیس؛ تنها حلقه مفقوده در ویترین افتخارات لیونل مسی  

این دیدار در مرحله یک‌چهارم نهایی، درست چهار سال پس از جنگ فالکلند (مالویناس) برگزار شد؛ جنگی که میان آرژانتین و بریتانیا بر سر دو قلمرو تحت حاکمیت بریتانیا در اقیانوس اطلس جنوبی درگرفته بود. مارادونا پیش از بازی اصرار داشت که این مسابقه فقط یک مسابقه فوتبال است، اما بعدها هم والدانو و هم همتای انگلیسی‌اش، گری لینه‌کر، اعتراف کردند که نادیده گرفتن آن پس‌زمینه تلخ و تاریک برای بازیکنان دو تیم عملاً غیرممکن بود.

مارادونا بعدها در مستند ساخته آصف کاپادیا اعتراف کرد که شکست دادن انگلیس حسی فوق‌العاده و نوعی انتقام نمادین از آن‌ها به خاطر از دست دادن مجمع‌الجزایر مالویناس بوده است. او همچنین مدعی شد که به هم‌تیمی‌هایش گفته هیچ احساس شرمی از ماهیت فریبکارانه گل «دست خدا» ندارد. او در برنامه تلویزیونی خود به نام «شب شماره ۱۰» توضیح داد:

به آن‌ها گفتم: کسی که از دزد دزدی کند، سزاوار ۱۰۰ سال بخشش است و انگلیسی‌ها کارهای بد زیادی در حق ما کرده بودند.

بازی روز چهارشنبه در آتلانتا از نظر سیاسی به هیچ وجه حساسیت مسابقه سال ۱۹۸۶ را نخواهد داشت، اما وقتی بازیکنان آرژانتین روز شنبه در رختکن خود در کانزاس‌سیتی به پایکوبی مشغول بودند، هم‌پیمان شدند تا انگلیس را شکست دهند و سرودی می‌خواندند با این مضمون: 

به خاطر مالویناس، به خاطر دیگو و برای آخرین جام جهانی لئو!

در نتیجه، یک نبرد فشرده، نفس‌گیر و به شدت رقابتی تضمین شده است؛ به‌ویژه از این جهت که این بازی برای انگلیس از بالاترین اهمیت ورزشی برخوردار است. سه‌شیرها از زمان قهرمانی در سال ۱۹۶۶ به فینال جام جهانی نرسیده‌اند و این حس وجود دارد که با توجه به نمایش‌های نه‌چندان مقتدرانه آرژانتین تا به اینجای تورنمنت، این تیم اکنون قابل شکست‌ دادن است.

با این حال، برخلاف ضعف مدافع عنوان قهرمانی، لیونل مسی عملکرد درخشانی داشته است. حتی با وجود اینکه برخی از هم‌تیمی‌هایش درخشش مستمری نداشته‌اند، او همچنان تمام پیش‌بینی‌ها را به چالش می‌کشد. به هر حال، ثبت هشت گل و دو پاس گل در شش مسابقه برای هر بازیکنی یک آمار باورنکردنی است؛ اما برای یک بازیکن ۳۹ ساله که دیگر به سختی می‌تواند در زمین بدود، چیزی فراتر از خارق‌العاده است.

ما فکر می‌کردیم همه چیز را از مسی دیده‌ایم، اما مشخصاً اشتباه می‌کردیم. کار او هنوز تمام نشده است. این داستان ادامه دارد و دست‌کم یک فصل دیگر برای او باقی مانده است. با وجود تمام رکوردها و دستاوردهای خیره‌کننده‌اش، مسی هیچ‌وقت نتوانسته کاملاً با آن هاله‌ افسانه‌ای پیرامون مارادونا برابری کند. در واقع، او احتمالاً هرگز نخواهد توانست چنین کاری انجام دهد و این موضوع بیشتر از فوتبال، به مسائل خارج از زمین مربوط می‌شود.

با این حال، پیروزی در جام جهانی مقابل انگلیس بدون شک میراث مسی را که پیش از این کامل فرض می‌شد، پربارتر خواهد کرد. این مسابقه واقعاً تنها خانه خالی در جدول افتخارات بزرگ‌ترین بازیکن تاریخ است؛ تنها تکه گمشده از دوران حرفه‌ای و جادویی مسی. حقیقت این است که شاید بخت و اقبال با او یار نباشد. هری کین و جود بلینگام گزینه‌های محتمل‌تری برای رقم زدن پیروزی در آتلانتا هستند. اما همان‌طور که بازی سال ۱۹۸۶ بین انگلیس و آرژانتین تماماً درباره مارادونا بود، نیمه‌نهایی سال ۲۰۲۶ نیز به همان اندازه می‌تواند تماماً درباره آرژانتینی دیگری باشد که در یک ماجراجویی شخصی خیره‌کننده، مأموریتی عملاً تک‌نفره را برای فتح دومین جام جهانی خود آغاز کرده است.