طرفداری - امیرحسین صدر | جام جهانی فوتبال به دلیل کمیابی، گستره جهانی و بار عاطفی و تاریخی‌اش، جایگاهی منحصربه‌فرد در ورزش دارد. هر چهار سال یک‌بار، مهم‌ترین تیم‌های ملی جهان در تورنمنتی گرد هم می‌آیند که تقریباً هر مسابقه آن می‌تواند سرنوشت‌ساز، ماندگار و تعیین‌کننده باشد. ارزش اصلی جام جهانی دقیقاً در همین ویژگی نهفته است.

با این حال، در بازی ماقبل آخر این رقابت بزرگ، مسابقه‌ای برگزار می‌شود که سال‌هاست درباره ضرورت و معنای آن تردید جدی وجود دارد؛ دیدار رده‌بندی یا همان بازی تعیین مقام سوم. این مسابقه که در برخی دوره‌ها برای جذاب‌ نشان دادن آن از عنوان‌هایی مانند «فینال برنز» از آن یاد شده، در عمل چیزی جز رویارویی دو تیم شکست‌خورده در مرحله نیمه‌نهایی نیست؛ دو تیمی که تنها چند روز پیش رؤیای حضور در فینال و قهرمانی را از دست داده‌اند و اکنون باید برای جایگاهی به میدان بروند که در حافظه تاریخی فوتبال، معمولاً ارزش ماندگاری چندانی ندارد. 

مسئله فقط کم‌اهمیت بودن نمادین این بازی نیست، بلکه ترکیبی از فرسودگی جسمی، افت انگیزه روانی، خطر مصدومیت و بی‌اعتنایی نسبی افکار عمومی، این دیدار را به یکی از بحث‌برانگیزترین اجزای ساختار جام جهانی تبدیل کرده است. نخستین ایراد بنیادین به بازی رده‌بندی، فقدان انگیزه واقعی برای تیم‌هاست. تیمی که در نیمه‌نهایی شکست می‌خورد، معمولاً در وضعیتی قرار دارد که بازگشت ذهنی به سطح رقابت، ظرف دو یا سه روز، بسیار دشوار است. از انگلیسی ها سوال کنید؟

این مسئله را می‌توان به‌وضوح در لحن و رفتار مربیان و بازیکنان در دوره‌های مختلف مشاهده کرد. به عنوان نمونه، در جام جهانی ۲۰۱۹ راگبی، زمانی که ولز پس از شکست در نیمه‌نهایی باید در بازی رده‌بندی به مصاف نیوزیلند می‌رفت، ادی جونز، سرمربی وقت انگلیس، با لحنی طعنه‌آمیز گفت: 

به وارن گتلند سلام من را برسانید و مطمئن باشید از بازی سوم-چهارم لذت می‌برد.

همین جمله به‌خوبی نشان می‌داد که حتی در سطح بالای ورزش حرفه‌ای نیز این مسابقه تا چه اندازه می‌تواند موضوع تمسخر قرار گیرد. ولز آن بازی را با ۲۳ امتیاز اختلاف واگذار کرد؛ مسابقه‌ای که برای افکار عمومی، حتی در حد حاشیه هم اهمیتی نداشت.

در فوتبال نیز اصلا تفاوت چندانی وجود ندارد. در دوره اخیر، تیمی مانند انگلیس باید تنها سه روز پس از یکی از تلخ‌ترین شکست‌های تاریخ معاصر خود، بار دیگر برای مصاف با فرانسه‌ای که احساس مشابهی دارد، آماده شود.

رده‌بندی جام جهانی، مسابقه‌ای اضافه در بزرگ‌ترین تورنمنت ورزشی دنیا
مغموم و سرخورده، به‌سوی رده‌بندی

 

چنین شرایطی، نه‌تنها از نظر روحی برای بازیکنان طاقت‌فرساست، بلکه از منظر حرفه‌ای نیز این پرسش را مطرح می‌کند که اساساً یک مربی چگونه باید تیمی شکست خورده و ناامید را برای مسابقه‌ای آماده کند که نتیجه ان هیچ چیزی را تغییر نخواهد داد.. وقتی بازیکنان جوان و ذخیره تیم ها نخستین تجربه‌های خود را در جام جهانی پشت سر می‌گذارند، طبیعی است که رؤیای ان ها بازی برای مقام سوم در این تورنمنت تاریخی نیست، بلکه حضور در دیداری مهم از این رقابت ها یا بازی در شب فینال است.

دومین مسئله مهم، فشار فیزیکی غیرضروری این مسابقه است. جام جهانی مدرن، به‌ویژه با فرمت‌ گسترده‌تر، دیگر تورنمنتی کوتاه و ساده نیست. تعداد مسابقات به رقم ۱۰۴ در یک دوره رسیده است؛ عددی که نشان‌دهنده فشردگی بی‌سابقه رقابت‌هاست و بازیکنان پس از یک فصل طولانی باشگاهی، در گرما و رطوبت، تحت شدیدترین فشارهای جسمی و ذهنی قرار گرفتند.

در چنین بستری، بازی رده‌بندی عملاً مسابقه‌ای اضافی است که نه بار رقابتی فینال را دارد و نه از منظر سلامتی بازیکنان توجیه‌پذیر است. خطر مصدومیت در این شرایط واقعی است و پرسش اینجاست که آیا فیفا باید برای تولید «محتوا» و افزایش درآمد، بازیکنان را در معرض چنین ریسکی قرار دهد؟

لوئیس فن‌خال، سرمربی هلند، پس از پیروزی ۳ بر صفر تیمش مقابل برزیل در بازی رده‌بندی جام جهانی ۲۰۱۴، با صراحت اعلام کرد:

فکر می‌کنم این مسابقه هرگز نباید برگزار شود؛ من ۱۰ سال است همین را می‌گویم… این ناعادلانه است.

اظهارنظر فن‌خال از آن جهت اهمیت دارد که او این سخن را نه پس از شکست، بلکه پس از پیروزی بیان کرد. به عبارت دیگر، حتی کسب مقام سوم نیز نتوانست از نظر او این مسابقه را معنادار جلوه دهد. این دیدگاه نشان می‌دهد مشکل بازی رده‌بندی، صرفاً ناشی از نارضایتی بازندگان نیست، بلکه به ساختار خود مسابقه بازمی‌گردد.

از منظر فنی، بازی‌های رده‌بندی غالباً کیفیتی نامتوازن و وضعیتی غیرعادی دارند. بسیاری از مربیان به دلیل خستگی بازیکنان اصلی، دست به تغییرات وسیع در ترکیب می‌زنند. گاه دروازه‌بان دوم از ابتدا بازی می‌کند و حتی نمونه‌هایی وجود داشته که دروازه‌بان سوم در دقایق پایانی به میدان فرستاده شده است.

یکی از مثال‌های مشهور، حضور میشل فورم، دروازه‌بان هلند، در دقیقه پایانی بازی رده‌بندی ۲۰۱۴ بود. چنین صحنه‌هایی بیشتر یادآور مسابقات دوستانه یا بازی‌های تدارکاتی‌اند تا یکی از دیدارهای نهایی جام جهانی. همین امر به کاهش جدیت رقابت منجر می‌شود و فضای مسابقه را از تنش و سنگینی معمول بازی‌های حذفی دور می‌کند.

رده‌بندی جام جهانی، مسابقه‌ای اضافه در بزرگ‌ترین تورنمنت ورزشی دنیا
برزیل بعد از باخت زجرآور 7-1 مقابل آلمان، نتوانست برای تسکین هواداران رده سوم جام جهانی را کسب کند و 3-0 به هلند هم باخت.

 

از سوی دیگر، آمار گل‌های این مسابقات نیز به‌خوبی نشان می‌دهد که بازی رده‌بندی غالباً فاقد ساختار دفاعی و انضباط تاکتیکی متعارف بازی‌های بزرگ است. طبق آمار مطرح‌شده، از سال ۱۹۷۴ به این سو، هیچ بازی رده‌بندی‌ای با کمتر از دو گل به پایان نرسیده است. در ظاهر، این می‌تواند نشانه جذابیت باشد، اما در واقع بیشتر بازتاب‌دهنده کاهش فشار رقابتی و سستی در تمرکز دفاعی دو تیم است. مسابقه‌ای که دو تیم در آن دیگر چیزی برای از دست دادن ندارند، طبعاً بازتر و کم‌محافظه‌کارانه‌تر دنبال می‌شود. اما پرگل بودن، لزوماً به معنای مهم یا باکیفیت بودن نیست.

یکی از اشکالات مهم‌تر این دیدار، تأثیر آن بر آمار فردی بازیکنان است. در جام جهانی ۱۹۵۸، ژوست فونتن، مهاجم فرانسه، در پیروزی ۶ بر ۳ برابر آلمان غربی در بازی رده‌بندی، چهار گل به ثمر رساند و مجموع گل‌هایش در آن دوره را به رقم خیره مننده ۱۳ رساند؛ رکوردی حیرت آور که همچنان به عنوان بیشترین تعداد گل در یک دوره جام جهانی پابرجاست. بدون تردید، فونتن مهاجمی بزرگ بود، اما این واقعیت نیز وجود دارد که بخش قابل‌توجهی از رکورد تاریخی‌اش در مسابقه‌ای به دست آمد که از نظر فشردگی رقابتی، هم‌سطح بازی‌های سرنوشت‌ساز مرحله حذفی نبود.

در نمونه‌ای معاصرتر، بازیکنی مانند کیلیان امباپه ممکن است در بازی رده‌بندی فرصت مناسبی برای افزایش تعداد گل‌هایش و رقابت برای کفش طلا پیدا کند، آن هم برابر تیمی که از نظر ذهنی و بدنی کاملاً تحلیل رفته است. این موضوع، بحث عدالت آماری را به‌طور جدی مطرح می‌کند.

البته مخالفتم با بازی رده‌بندی نباید ما را از یک استثنا مهم غافل کند. برای برخی کشورها، به‌ویژه تیم‌هایی که حضورشان در جمع چهار تیم پایانی خود یک موفقیت تاریخی است، مقام سوم می‌تواند معنایی واقعی داشته باشد. ترکیه در جام جهانی ۲۰۰۲ یکی از این نمونه‌ها بود. این تیم در دیدار رده‌بندی برابر کره جنوبی پیروز شد و هاکان شوکور نیز در همان مسابقه، سریع‌ترین گل تاریخ جام جهانی را تنها در عرض ۱۱ ثانیه به ثمر رساند. برای فوتبال ترکیه، آن پیروزی و آن رکورد همچنان ارزش تاریخی دارد.

رده‌بندی جام جهانی، مسابقه‌ای اضافه در بزرگ‌ترین تورنمنت ورزشی دنیا
البته در رده‌بندی 2002، دو تیم ترکیه و کره جنوبی خوشحال بودند چون رسیدن به همین مرحله هم برایشان افتخار بزرگی بود.

 

سوئد در ۱۹۹۴ و کرواسی در سال ۲۰۲۲ نیز مثال‌هایی مشابه‌اند. در مورد مراکش و پیروزی در برابر کرواسی در همان دیدار می توانست به عنوان نخستین تیم آفریقایی صاحب «مدال برنز» بار نمادین مهمی داشته باشد. اما همین نکته نیز به‌خوبی نشان می‌دهد که بازی رده‌بندی بیشتر برای تیم‌های خارج از حلقه سنتی قدرت معنا پیدا می‌کند، نه برای مدعیان همیشگی قهرمانی.

برای کشورهایی مانند برزیل، آلمان، فرانسه، آرژانتین یا انگلیس، هدف نهایی جام جهانی قهرمانی است و هر نتیجه‌ای پایین‌تر از آن، در بهترین حالت یک تسلای محدود محسوب می‌شود. از همین روست که کمتر کسی بازی‌های رده‌بندی تیم‌های بزرگ را بیاد دارد. برای مثال، شکست ۲ بر صفر انگلیس برابر بلژیک در سال ۲۰۱۸ یا باخت ۲ بر ۱ این تیم مقابل ایتالیا در ۱۹۹۰، هرگز به اندازه بازی‌های اصلی همان دوره‌ها در یادها نمانده‌اند.  این فراموشی جمعی، خود یکی از روشن‌ترین نشانه‌های کم‌اهمیت بودن این مسابقه رده بندی است.

حتی نحوه پوشش رسانه‌ای نیز این واقعیت را تأیید می‌کند. معمولاً همه توجه رسانه‌ها، شبکه‌های تلویزیونی و افکار عمومی بر فینال متمرکز می‌شود و بازی رده‌بندی همیشه در حاشیه قرار می‌گیرد. کاهش زمان برنامه‌های پیش‌ازبازی، سپردن پوشش این مسابقه به تیم‌های دوم یا سوم رسانه‌ای و ضعف تبلیغاتی پیرامون آن، همه نشان می‌دهد که حتی پخش‌کنندگان رسمی نیز در عمل می‌دانند با مسابقه‌ای مواجه‌اند که کشش عاطفی و مخاطب‌پسندی مانند فینال را ندارد.

مقایسه این بازی با مسابقه کسب مدال برنز در المپیک نیز اغلب قیاسی نادرست است. در المپیک، مدال برنز بخشی روشن و معتبر از ساختار افتخارآفرینی است. بسیاری از ورزشکاران ممکن است تمام دوران حرفه‌ای خود را صرف رسیدن به هر نوع مدال المپیک کنند و برنز بویزه در ورزش های فردی نیز برای آنان ارزشی قطعی و غیرقابل تردید دارد. اما در فوتبال ملی، به‌ویژه در جام جهانی، نظام ارزش‌گذاری کاملاً متفاوت است. تاریخ فوتبال، بیش از هر چیز قهرمانان را به یاد می‌سپارد. پرتغال و هلند با وجود قرار گرفتن در جایگاه سوم در برخی دوره‌ها، هنوز به حلقه قهرمانان جهان نپیوسته‌اند و آن عنوان سوم نیز عملاً خلأ قهرمانی را برایشان پر نکرده است.

رده‌بندی جام جهانی، مسابقه‌ای اضافه در بزرگ‌ترین تورنمنت ورزشی دنیا
مراکش مدال برنز المپیک 2024 را به دست آورد

 

در نهایت، پرسش اصلی این است که آیا ادامه برگزاری بازی رده‌بندی با منطق امروز فوتبال حرفه‌ای سازگار است؟ در دورانی که تقویم مسابقات بیش از هر زمان دیگری متراکم شده، بحث رفاه و سلامت بازیکنان به یکی از اصلی‌ترین دغدغه‌های مربیان، باشگاه‌ها و حتی اتحادیه‌های بازیکنان تبدیل شده است. در چنین شرایطی، حفظ مسابقه‌ای که هم از نظر احساسی فرساینده است، هم از نظر بدنی خطرآفرین و هم از نظر تاریخی کم‌اثر، چندان قابل دفاع به نظر نمی‌رسد.

راه‌حل نیز لزوماً پیچیده نیست. فیفا می‌تواند مانند برخی رقابت‌های دیگر، دو بازنده نیمه‌نهایی را مشترکاً در جایگاه سوم قرار دهد و از برگزاری این مسابقه صرف‌نظر کند. این تصمیم هم فشار اضافی بر بازیکنان را کاهش می‌دهد، هم از تحمیل یک بازی کم‌اهمیت به تقویم تورنمنت جلوگیری می‌کند و هم شأن مرحله پایانی جام جهانی را حفظ خواهد کرد.

جام جهانی باید مجموعه‌ای از مسابقاتی باشد که هر یک معنای روشن و وزن رقابتی واقعی داشته باشند. بازی رده‌بندی، دست‌کم در شکل کنونی‌اش، از این قاعده مستثناست. این دیدار بیش از آن‌که جشن پایانی فوتبال باشد، یادآور شکست نیمه‌تمام دو تیمی است که دیگر چیزی برای بردن و بدست اوردن ندارند. اگر هدف، حفظ کیفیت، معنا و اعتبار مهم‌ترین تورنمنت فوتبال جهان است، حذف بازی تعیین مقام سوم نه یک تصمیم افراطی، بلکه اصلاحی منطقی و ضروری خواهد بود.

کلام آخر: وقتی بازیکنان خسته‌اند، مربیان بی‌انگیزه‌اند، هواداران دل‌زده‌اند و حتی فوتبال‌دوستان بی‌طرف نیز اعتنایی به این دیدار ندارند، اصرار بر برگزاری آن فقط یک معنا دارد: مسابقه‌ای که هیچ‌کس واقعاً خواهان ان نیست و به هیچ‌وجهی برای کسی به جز مردان طماع فیفا پشیزی اهمیت ندارد!. این بدون شک مسابقه‌ای زائد در بزرگ‌ترین تورنمنت ورزشی جهان است؛ همین و بس!

به قلم امیرحسین صدر