طرفداری | بیت بالا از غزلیات سعدی، تفسیر کامل و جامعی از حال این روزهای امیر قلعه نویی است، فردی که با حالی آشفته سعی دارد به همه بقبولاند تیمش در جام جهانی «درخشان» ظاهر شده و شایسته تقدیری چشمگیر است.
تیم تحت هدایت قلعه نویی که حتی از پس نیوزیلند بیآزار هم برنیامد و کاملا فوتبالی و در نتیجۀ ضعفهای فنیاش حذف شد، به زعم آقای سرمربی، شگفتی و پدیده جام بوده و باید بیش از پیش به آن توجه شود. پشتوانۀ امیر برای این ادعا چیست؟ اظهارنظرهای خیالی امثال مورینیو، آنری، ابراهیموویچ و مجریان و کارشناسان رسانه های خارجی.
حالا چرا ما از این صحبتها بیخبریم، احتمالا باز ریشه در بخل و کینهورزی اصحاب رسانههای داخلی دارد، افرادی که گویا تنها هدف از خلقتشان، حسادت و دشمنی کردن در حق قلعه نویی بوده است. راستش را بخواهید، وضعیت فعلی سرمربی تیم ملی از دو حالت خارج نیست؛ یا او در توهمی خودساخته غوطهور است و به حرفهایش (بدون آنکه خنده اش بگیرد) کاملا باور دارد یا خودش هم میداند چه خبر است اما اعتقاد دارد دروغ هرچه بزرگتر باشد، باورش برای مخاطب آسان تر است.
حقیقت اما این است که امیر قلعه نویی هر چه بیشتر سخن میگوید، بیشتر خودش را کوچک میکند. متأسفانه دوست و مشاوری هم اطراف او وجود ندارد که در خلوت نصیحتش کند کمی از حرف زدن بکاهد، شاید گذر زمان حال وی و دید اهالی فوتبال نسبت به او را بهبود بخشد.
اظهارنظرهای سؤالبرانگیز و کوچکوارانۀ قلعه نویی درمورد منتقدان او و تیم ملی، حقیقتاً نگاههای منفی و دلچرکینیها نسبت به شخص او را فزونی بخشیده است. صحبتهای بچهگانه و نابخردانه این مربی باتجربه درمورد ظاهر و تیپ و ساعتش، یقه باز و زنجیر طلا و نیز پاداش صعود به جام جهانی و نحوه پرداخت آن هم بیش از پیش او را از دلها دور کرده و باعث نزول بیشتر شأن و منزلت افول یافته اش شده است.
هر چه هست، امیر قلعه نویی بدجوری دارد دست و پا می زند... او ذره ای، حتی ذره ای، انتقادپذیر نیست و همه را دشمن میپندارد. اما یعنی واقعاً در میان این همه پیشکسوت فوتبال و خاکخوردههای مطبوعات و خبرگزاریها، یک نفر هم حق سؤال و انتقاد از تیم حذف شده قلعه نویی را ندارد؟ سرمربی تیم ملی که مثلا مسئول فنی این تیم است، بیشتر از آنکه به ضعفهای فوتبالی تیمش بپردازد، ذهنش درگیر این است که خدا با او سر جنگ دارد و بنا را بر لجبازی با وی گذاشته است.
دلیلش هم کاملا مشخص است؛ بس که همه را دشمن و بخیل فرض کرده و این به خورد وجودش رفته، فکر می کند خدا هم با او دشمنی دارد! کاش یک بزرگتری پیدا شود، بزرگی کند و تلنگری دلسوزانه به او بزند تا از این خواب بیدار شود. قلعه نویی با سرعت چشمگیری دارد مرزهای نفرت عمومی را درمینوردد...
ما که یادمان نرفته مهدی تاج یک بار عنوان داشت امیر قلعه نویی قول صعود به مرحله «دوم» دور حذفی جام جهانی را داده است. ما که یادمان نرفته قرار بود او باعث یک هفته تعطیلی ایران شود. ما هیچکدام از این وعدهها یادمان نرفته اما خود قلعه نویی چیزی در این باره یادش نمیآید و تازه عنوان می کند سالها بعد درمورد این افتخار آفرینی (صدرنشینی در بین ۱۲ تیم حذف شده!) صحبت خواهند کرد.
متأسفانه امیرخان هنوز که هنوز است در سال ۲۰۰۷ گیر کرده و باورش این است که رسانهها (البته جز رفقای دلسوزش) از آن جام ملتها تا این جام جهانی، فقط و فقط در حق او ناجوانمردی کرده اند. کاش رها کند گذشته را، کاش فراموش کند آن ۲۰۰۷ معروف و سال های پس از آن را.
سالهاست که امیر قلعه نویی در عرصه ملی و باشگاهی دستاورد خاص و چشمگیری نداشته و این حقیقتاً تقصیر رسانهها نیست. اظهارنظرهای غیرمستقیم «امیر قلعه» طی روزهای اخیر، نه تنها حقانیتی از او به اثبات نرسانده، بلکه محکومترش نیز کرده است. شاید که نه، حتما سکوت قلعه نویی در روزهای پیش رو واجب ترینِ واجبات است، راستش دیگر صحبتهای سخیفش خیلی خسته کننده شده است...
یادداشت ارسالی از حامد فرضعلی بیک

