اختصاصی طرفداری - سم آلاردایس در کتاب زندگینامه اش "سم گنده / Big Sam " در فصلی تحت عنوان "انگلیس و اتحادیه فوتبال دوست داشتنی" به تلخی توضیح داده چگونه سال 2006 که مدیران اتحادیه به دنبال جانشینی برای سون گوران اریکسون بودند او را تا مرز نشستن روی نیمکت تیم ملی انگلیس پیش بردند ولی سرانجام استیو مک لارن را انتخاب کردند. اما حالا سم گنده، سم دایناسور – یکی دیگر از القاب او به دلیل اندام تنومندش و قد 1.91 متری اش – در 61 سالگی رهبری تیم ملی را در دست گرفته است. جای روی هاجسون آمده است. آمده تا انگلیس ورشکسته را نجات دهد. حالا او از 1990 که بابی رابسون کنار رفت یازدهمین مربی تیم ملی انگلیس شده که جزیره نشین ها امیدوارند معجزه کند، در حالی که ژرمن ها در همین مدت فقط پنج مربی را روی نیمکت شان نشانده اند و از آن مهم تر هم قهرمان اروپا شده اند و هم جام جهانی را فتح کرده اند. در این مدت هم فرانسه قهرمان جهان شده و هم ایتالیا و هم اسپانیا. حتی پرتغال هم قهرمان یورو شده، ولی انگلیسی ها نظاره گر بوده اند و افسوس خورده اند و افسوس. چه با خارجی های نامداری مثل اریکسون و کاپلو و چه با بومی هایی مثل مک لارن و هاجسون.
انتخاب آلاردایس به دلیل زبان صریح و تندش تا حد بسیاری غیرمنتظره بوده است. در حقیقت یکی از دلایلی که آلاردایس ده سال پیش در رقابت با مک لارن رهبری تیم ملی را از دست داد پردردسر بودنش برای اتحادیه فوتبال بود. چنان که هاجسون میان همه مربیان انگلیسی دیپلمات تر محسوب می شد و رسانه های بریتانیایی می گفتند اگر مسئله خاورمیانه را به او می سپردید احتمالا حلش می کرد، ولی هاجسون در یورو 2016 وقتی پای دیدار با ایسلند رسید ترسید، محتاط شد و سرانجام زانو زد. در حالی که آلاردایس را با بی باکی اش حداقل به آن چیزهایی که بدان های اعتقاد دارد می شناسند. آلاردایس همان کسی بوده که وقتی ژوزه مورینیو در باره تساوی بدون گل وستهم با چلسی در استمفورد بریج گفت "... فوتبالی که آنها ارائه دادند قرن نوزدهمی بود" پاسخ داد "... به جهنم که مورینیو تحمل این نتیجه رو ندارد، ولی گرفتن چنین نتیجه ای برابر آنها در خانه شان معرکه است." او در اشاره به قهرمانی لیورپول در لیگ قهرمانان 2005 گفته بود "...آن قهرمانی کمترین ربطی به بنیتز نداشت، ابدا".

آلاردایس را مثل مورینیو شیفته رسانه ها می شناسند، مربی که مثل مورینیو همیشه با اعتماد به نفس حرف زده و از تبلیغ برای خود هراسی به دل راه نداده است. او طی دورانی که به میدان می رفت مدافع بود و طرفداران بولتون او را "سام معرکه، مرد اتمی" می خواندند و آلاردایس می گفت "آنها حق دارند چنین لقبی به من بدهند". اگر ژوزه جمله "من خاص هستم" را بر زبان آورده، آلاردایس هم گفته "... من برای بولتون و بلکبرن مناسب نیستم، من بیشتر در قواره اینتر و رئال مادرید هستم. کافی است راهی چنین باشگاه های بزرگی شوم و هر سال جام ببرم". همین اعتماد به نفس آلاردایس بوده که اعتماد به نفس بازیکنانش را از باشگاهی به باشگاه دیگر ارتقا بخشید. با این وصف همه می دانند نمی توان فقط با اعتماد به نفس پیروز شد. ولی راه و رسم آلاردایس چیست و او چگونه مردانش را راهی میدان می کند؟
آلاردایس را مربی می خوانند که به الفبای اولیه فوتبال بیش از اداهای تاکتیکی اعتقاد دارد، به فوتبال بدون پیچیدگی، به فوتبال بی اطوار. آلاردایس بارها گفته "... در یک سوم آخر زمین حریفان می توان هنرنمایی کرد و اطوار ریخت، ولی در سایر مناطق باید ساده بازی کرد، خیلی ساده. این که کاری انجام ندهید که گلی دریافت کنید". در حقیقت آلاردایس آنتی تز هاجسون به شمار می رود که بسیار اهل تحلیل های تاکتیکی بود و همه چیز را گاهی مثل دیدار با ایسلند بیش از حد پیچیده می کرد. هر چه باشد آلاردایس مربی تیم های کوچک بوده - بلکپول، ناتس کانتی، بولتون، نیوکاسل، بلکبرن، وستهم و ساندرلند - و تیم های کوچک معمولا پیچیده بازی نمی کنند.
انگلیس هم در حال حاضر پس از نتایج نومید کننده در یورو و در غیبت بازیکنان بزرگ، تیم درجه دو اروپا به شمار می رود و آلاردایس همان مربی بوده که تیم های درجه دو را شکل و شمایل قابل قبولی بخشیده است. او ناتس کانتی را از سقوط به لیگ سه نجات داد، بولتون قعرنشین در لیگ یک را به پلی آف صعود به لیگ برتر رساند، راهی نیمه نهایی جام اتحادیه و جام حذفی کرد و سرانجام بولتون را به لیگ برتر آورد. او بود که بلکبرن قرار گرفته در آستانه سقوط در دستان پل اینس را با کسب 9 بازی بدون باخت نجات داد. او در فصل سپری شده جای دیک ادووکات که ساندرلند را در رده نوزدهم قرار داده بود را گرفت و تیم را سرانجام از سقوط رهایی بخشید.

خیلی ها آلاردایس را مربی قلمداد می کنند که فقط به کلین شیت می اندیشد و خیلی ها او را "مربی سانترهای بلند" خوانده اند. خیلی ها شامل آرسن ونگر، دیوید اولری، گریم سونس و رافا بنیتز. ولی آلاردایس پاسخ شان را با جمله "... وقتی آنها پاس بلند سی متری ارسال می کنند می گویند معرکه است و وقتی ما پاس بلند می دهیم می گویند زدیم زیر توپ". ولی آلاردایس همان مربی هم بوده که جی جی اوکوچا را در بولتون به عنوان یکی از مردان تهاجمی عصر خود در لیگ برتر شکوفا کرده است. همان مربی بوده که الحاجی دیوف را که کسی نمی دانسته در لیگ برتر با او چه کند در بلکبرن به راه آورده است. نیکلاس آنلکا بیست و هفت ساله بود و در اوج که راهی بولتون شد و برای آلاردایس به میدان رفت.
آلاردایس همیشه بر بازیکنانش اشراف داشته و رختکن را از دست نداده، مثلا برخلاف مورینیو که در هفته های آخرش در چلسی با شورش چند ستاره روبرو شده بود. او برخلاف هاجسون مربی اهل ابراز احساسات است و قدرت انگیزه دادن به بازیکنانش را داشته است. در کنار همه این ها برخلاف آن که بیش از حد سنتی به نظر می رسد مربی اهل تکنولوژی و آمار هم هست. مربی اهل بدن سازی بازیکنانش برای نبردهای سخت. دانشگاه بولتون به او دکترای افتخاری داده است. با این وصف حقیقت این است نمی توان پیش بینی کرد انگلیس و سم به کجا خواهند رسید.


