فوتبال معجونیست از احساس و علم ، اما اینجا ایران ، ما همواره نشان داده ایم که اعتقادی به تعادل و بالانس نخواهیم داشت! مانند سایر آوردگاه ها ، جام جهانی هم مجالیست برای "اثبات" خودمان! برای مایی که همواره در افولیم این اثبات کردن مهمترین دغدغه است! ملتی که درک کرده خودش را در هیچ جا نمی تواند نجات دهد ، نمی تواند در آیینه نگاه کند ، هر آیینه در بند این است که خودش را به جهان بیرون اثبات کند! چه فرصتی بهتر از جام جهانی؟ آه از ما که عاشق آرام بخش ها هستیم ، عاشق افتخار و دیده شدن به هر قیمتی!
بدون تعادل و در حالی که در دستانمان فقط احساس بود وارد بازی می شویم ، اثری از فوتبال روز نیست ، اثری از گیرایی شراب ۷ ساله کیروش نیست ، چقدر شبیه تیمهای بی بضاعت اکبر اوتی هستیم! اما برای ما فقط پایان شاهنامه اهمیت دارد ، بر همه چیز دیگر چشم فرو خواهیم بست ، اغماض خواهیم کرد ، توکل بر خدا و ائمه ، فقط پایانی شیرین به ما عطا کنید!
دقیقه ۲۰ بازی ، مالکیت توپ ۱۸٪ ، تعداد پاس سالم ۳۵ ، ۳ پاس متوالی رویاپردازی به نظر می آید! نجواهایی در فضاست ؛
ما دیدارهای تدارکاتی خوبی نداشته ایم!
ما امکاناتی نظیر آنچه مراکشی ها دارند ، نداریم!
ما حتی زیرپوش نایک هم نداریم و عرق سوز شده در حال بازی هستیم!
و حریفمان ابرقدرت تازه جهان فوتبال "مراکش کبیر" است که آن هم تا بن دندان مسلح به نبرد "یوزهای مظلوم" آسیا آمده است!
همه چیز را طبیعی جلوه دهید ، ما با صرف اینهمه هزینه و زمان گند نزده ایم ، ۳ پاس متوالی؟ بدون این جنگولک بازی ها هم میتوان به قله های افتخار رسید! همه چیز را طبیعی جلوه دهید ، آماده شویم برای کارناوال های خیابانی!
بچه ها در زمین میجنگند ، ملت در خانه صلوات میفرستند ، تنها راهی که پیش پایمان هست همین است "جنگ" !
آه دوباره وادی دیگر و باز هم جنگ و باز هم شور "ما می توانیم" و "ما هستیم" و "الله اکبر" هایی دیگر! پای تخصص در میان نیست ، مثل جنگ ۳۷ سال پیشمان! این ژن نابود نخواهد شد! فضا فضای جنگ است ای کاش سید جلال و سید حسین و سید صالحی را هم با خود برده بودیم! فضا باز هم فضای جنگ است...
یک شمشیرباز ایرانی نمیتواند صرفا با کوله بار "احساس" و "شور" به رقابتهای جهانی وارد شود ، بجنگد و موفقیت کسب کند ، در والیبال هم همینطور ، شطرنج و دومیدانی و شنا هم همینطور ، فن و تخصص و آمادگی آنجا اهمیتی برابر با احساس دارد! اما در فوتبال قضیه متفاوت است ، می توان دیوار گوشتی تشکیل داد ، ۱۱ گلادیاتور ترسو و رنگپریده به زمین فرستاد و منتظر لطف الهی ماند!
می توان فوتبال بازی نکرد! می توان مراکش را به یک غول بیرحم و ابرقدرتی جدید در فوتبال تبدیل کرد ، می تپان به یاری خدا از این بازی هم حماسه ساخت!
.
بازی تمام شده و ۳ امتیاز شیرین در جیب داریم ، اثبات هم شده ایم و برای چند روز آینده سرمان بالاست و ابرها را می شکافد! اما این مسکن ها را پایانیست ، راه موفقیت را گم کرده ایم ، میلیون ها دلار و هزاران ساعت را هزینه کرده ایم برای احتمال ضعیف "فقط نتیجه گیری"
و مهمتر از همه چیز "فوتبال قابل احترام" ی بازی نمی کنیم ، ترسو هستیم و و از استانداردهای روز دنیا هم فاصله گرفته ایم.
مهم برای ما برنده شدن این جنگ لعنتی است...
مهم این حس "اثبات" ماست...
شاید با همین ۳ امتیاز به خانه برگردیم ، بدون هیچ نقطه روشنی در تاریخ
حق بدهیم به سیستم موجود که رگ خواب این ملت "کمیت پرست" را پیدا کرده است...
حق بدهیم به موج سواران آینده...
م.آ