این روزها درگیری بین منتقدان و موافقان سرمربی تیم ملی در فضای مجازی به اوج خود رسیده است . موافقانی که در چند ماه اخیر در سایه قرار داشتند و دلواپسانه منتظر شروع جام جهانی و نتایج تیم بودند ؛ اکنون بعداز برد در مقابل مراکش از سایه و موضع دفاعی بیرون آمده و تقابل تشدید شده است . جدا از اظهار نظرهای بسیار سطحی گروهی از طرفین و یا اظهارات افرادی که تخصصی در زمینه ورزش ندارند و به واسطه بازخوردهای اجتماعی یا نگاه جامعه شناسی به موضوع میپردازند در نوشته زیر قصد داریم نگاهی فنی البته در سطح عمومی به تیم ملی و تاکتیک هایش بیندازیم ؛ و به این پرسش پاسخ دهیم که : آیا برد در مقابل مراکش شانسی بود یا نه ؟ آیا امکان دارد ما اسپانیا یا پرتغال را ببریم ؟ آیا امکان صعود از گروه وجود دارد ؟ چه ما از کارلوس کیروش به واسطه رفتار چند شخصیتی که دارد خوشمان بیاید چه خوشمان نیاید ؛ جدا از شخصیت رنگارنگش ؛ او در زمینه فوتبال مدارک زیادی را کسب کرده و زمانی یک تئوریسین به حساب میآمد ؛ مینویسم زمانی چرا که اگر قابلیت مربیگری و توانایی آنرا را داشت اکنون در سطح اول فوتبال جهان مشغول بکار بود . متاسفانه بعداز اخراج از تیم رئال مادرید در سال 2003 تا کنون هیچ تیم سطح اول یا دوم اروپا سراغ این سرمربی نرفته است . آیا این یعنی به درد ما نمیخورد ؟ حقیقتش را بخواهید جواب یک تناقض است ؛ هم میخورد و هم نمیخورد . به درد تیم ما میخورد چون ما سالها در خط دفاعی متکی به تک ستاره ها بودیم و کار گروهی خط دفاعی ایران نوسانات زیادی داشته است ؛ کارلوس کیروش ذاتا یک مربی منفعل و دفاعی است ؛ بنابراین میتواند به خط دفاعی تیم ملی ایران سر و سامان بدهد . به درد تیم ما نمیخورد ؛ چرا که با آمدن هر مربی خارجی جدید به ایران و حضور در کادر فنی تیم باشگاهی ؛ اطلاعات به روزتری وارد مجموعه فوتبال میشود که باعث بروز تقابلهای کاملا فنی و استاندارد با کیروش میشوند در نتیجه چون توانایی پاسخگوئی درست به این تقابلات تا کنون از مربی تیم ملی دیده نشده ؛ حاشیه های کیروش بیشتر از کارائی فنی اش میشود . بیانیه های متعدد نمونه ای از این حاشیه هاست . بگذریم در هر حال ایشان فعلا تا پایان جام جهانی سرمربی تیم ملی است و ما قرار است تاکتیک این مربی در بازی با مراکش و البته سوابق قبلی بررسی کنیم. از زمان حضور کارلوس کیروش در تیم ملی ؛ سیستم اصلی تیم ما 4-5-1 بوده ؛ یک سیستم کاملا دفاعی آن هم از نوع اتوبوسی اش . آیا این خوب است یا بد ؟ آیا به تیم ملی ما میخورد ؟ واقعیت این است که تیم ملی ایران با توجه به شرایطی که داشته سالیان سال وقتی نتیجه میگرفت که از سیستم 3-5-2 استفاده میکرد ؛ 3 دفاع 5 مرد میانی یا هافبک و 2 مهاجم اصلی . نتیجه این نوعی بازی بردهای تاریخی در مقابل چین در دالیان ( ایران 4 – 2 چین ) مساوی در مقابل استرالیا در 8 آذر ملبورن (2-2) و برد در مقابل آمریکا در جام جهانی 1998 ( ایران 2- 1 آمریکا ) اگر دقت کنیم خط میانی در هر دو سیستم از 5 نفر تشکیل شده و تفاوت در تعداد مدافعان و مهاجمان است ؛ بنابراین میشود این دو سیستم را خویشاوند هم دانست یعنی امکان تغییر از یکی به دیگری وجود دارد ؛ اما چرا تا کنون ما در هیچ بازی از این وضعیت به درستی استفاده نکرده ایم ؟ یعنی برای تهاجم به حالت 3-5-2 برویم و در حالت تدافعی به 4-5-1 تغییر حالت بدهیم . پاسخ این سئوال در نگرش سرمربی تیم ملی است . کارلوس کیروش اعتقادی به حمله و تهاجم ندارد ؛ قانون او ساده است ؛ دفاع کن دفاع کن ؛ در موقعیت مناسب ضدحمله ؛ اگر جواب نداد از موقعیتی که ضربات ایستگاهی ( ضربه آزاد ؛ کرنر ؛ اوت دستی ) میتواند به دست بدهد استفاده کن. در این نگرش و دیدگاه هیچ اثری از تیمی تهاجمی وجود ندارد و تیم همیشه منفعلانه بازی خواهد کرد و اساس کار بر خراب کردن بازی حریف به هر قیمتی پایه گذاری شده ؛ چنانکه متاسفانه در بازی با مراکش از دقیقه 80 به بعد تماشاگران با افتادن هر بازیکن ایرانی روی زمین تیم ما را هو میکردند . سوالی که پیش میآید این است که اگر تیم ما منفعلانه و دفاعی بازی میکند ؛ پس این همه بازیکن تهاجمی در تیم ترکیب تیم ملی چه میکنند ؟؟ همین بازی با مراکش ما : 3 بازیکن داشتیم که در تیمهای خود نفرات شاخصی بعنوان مهاجم اصلی هستند ؛ کریم انصاریفرد ، سردار آزمون و مهدی طارمی ( تعویض بجای مسعود شجاعی ) 3 بازیکن تهاجی بعنوان بال در باشگاهای خودشان : علیرضا جهانبخش ؛ وحید امیری و سامان قدوس ( تعویضی بجای جهانبخش ) و اگر رامین رضائیان را هم بعنوان بازیکنی که اسمش دفاع راست است و بیشتر در جلوی زمین دیده میشود در نظر بگیریم عملا ما فقط 4 بازیکن رسما دفاعی در بازی داشتیم ؛ امید ابراهیمی ( مجید حسینی جایگزین شد ) ؛احسان حاج صفی ؛ روزبه چشمی ؛ پور علی گنجی . در سیستم مورد علاقه کارلوس کیروش بازیکنانی که در ترکیب خط هافبک ( میانی ) بازی خواهند کرد هیچکدام در پست تخصصی خود بازی نمیکنند حتی ما گاهی در دفاع هم تغییر پست میبینیم. یعنی ما با فشرده کردن بازی در زمین خودمان عملا 5 هافبک دفاعی درست میکنیم آن هم از مهاجمان . طبیعتا بعلت عدم آشنایی بازیکنان به وظایف هافبک دفاعی و کارهای دفاعی در کلیت ( چون در باشگاه و در طول فصل وظیفه این بازیکنان حمله بوده نه دفاع ) این باعث ایجاد سردرگمی ؛ تداخل جابجایی و وظایف به همراه بازی نازیبای تیم ملی میشود . تیم افتضاح بازی میکند ؛ گاهی میشود فوتبال علی اصغری و بکش زیرش مثل همین بازی با مراکش و حداقل ایجاد موقعیت بر روی دروازه حریف در جریان بازی . اما 1 نکته بسیار حساس وجود دارد ؛ وقتی فرصت ضربه ایستگاهی ( ضربه آزاد ؛ کرنر ؛ اوت دستی ) بدست میآوریم چه اتفاقی می افتد ؟؟؟ تعداد عناصر تهاجمی ما در محوطه جریمه حریف ناگهان افزایش شدیدی پیدا میکند !!!!!! و این شانس ما را برای ضربه زدن به حریف بسیار بالا میبرد. در سطح جهان بسیاری از علاقمندان به فوتبال با این سبک منفعلانه و به اصطلاح مُرده خوری در فوتبال مخالف هستند و برخی هم موافق این نوع بازی هستند . مدرنترین نوع بازی تدافعی را تیمهای مورنیو بازی میکنند و اوج آن در تیم چلسی و اینترمیلان زیر نظر مورنیو دیده شد . این سبک بازی وقتی تیم رقیب بسیار قویتر از شماست ؛ چندان هم تاکتیک اشتباهی نیست . تلاش برای گل نخوردن یا حداقل گل خوردن ؛ همانند بازی با آرژانتین در جام جهانی 2014 ؛ ولی تکرار آن در مقابل تیمهای هم سطح یا ضعیفتر مقداری بسیار زیادی از کارایی تیم را از بین میبرد . ما با این روش بازی ؛ مراکش را دقیقا شانسی بردیم ؛ آیا برابر اسپانیا و پرتغال هم این اتفاق تکرار میشود ؟ حقیقتش این است که امکانش هست ؛ در فوتبال هیچ چیز بعید نیست . میتواند یک اوت دستی ؛ یک ضربه آزاد یا یک کرنر و شلوغی جلوی دروازه به عناصر تهاجمی و با استعداد ما شانس زدن ضربه به حریف را بدهد و بتوانیم به پرتغال و اسپانیا گل بزنیم . این بخش سفید و امیدوارانه تیم ملی است. اما بخش تاریکی هم وجود دارد که به شدت ناامید کننده است : 1) اگر در مقابل این تیمها گل اول را بخوریم ؛ امکان باز گرداندن بازی بسیار بسیار سخت خواهد بود و حفظ وضعیت برای نخوردن گلهای بیشتر وظیفه اصلی است . این خیلی دردناک است . گل بخوری و بجای حمله سعی کنی بیشتر نخوری . 2) بعداز تجربه یونان 2000 تیمهای مطرح و تراز اول دنیا بدنبال راهکاری برای مقابله با این دفاع اتوبوسی بوده اند . بنابراین برای حفظ وضعیت تیم در مقابل این تیمها و انسجام خط دفاعی ما باید حتما و حتما عناصر دفاعی متخصص داشته باشیم نه مهاجمان تخصصی که بناچار مجبور به دفاع هستند . نتیجه استفاده از عناصر غیر متخصص در دفاع میشود : بالا رفتن میزان خطاها ؛ احتمال اخراج بازیکن و عدم هماهنگی بین بازیکنان که در بازی با مراکش این ناهماهنگی مشهود بود . میانگین پاسهای سالم تیم ملی در بازی با مراکش 55% بود ؛ این برای یک تیم متوسط به بالای باشگاهی یا تیمی که در جام جهانی بازی میکند آماری در حد فاجعه است و در مقابل اسپانیا و پرتغال اگر اینگونه بازی کنیم معلوم نیست چه میشود . چون حفظ توپ در زمان مالکیت در اینو نوع سیستمهای دفاعی حرف اول را میزند و عدم دقت در پاس دادن یعنی از دست دادن توپ و اجازه دادن به حریف برای حمله . به هر حال فردا بازی تیم ملی با اسپانیا است ؛ هنوز ترکیب تیم ملی مشخص نیست و نمیدانیم تعداد عناصر تهاجمی بیشتر است یا تدافعی ؛ اما یک چیز قطعیت دارد ؛ ما با دفاع اتوبوسی بازی خواهیم کرد و منتظر تک فرصتها و اتفاقات شانسی خواهیم بود که شاید مانند بازی با مراکش معجزه ای رخ دهد . این برنامه تمرین شده تیم ملی در پشت درهای بسته در مرکز تیم ملی بوده و حالا نتیجه اش را خواهیم دید . امیدوارم تیم ملی موفق و سربلند باشد ؛ اما خیلی دردناک است ؛ تماشاگران بی طرف که هوادار تیم حریف هم نیستند ؛ برای بازیکنان تیم ملی و نوع بازی که ارائه میدهند ؛ هو بکشند. بازیکنانی که برخی اکنون در اروپا ستاره هستند . با احترام شهاب سالک