تقريبا همه از ماجراي كمپين اينستاگرامي علي كريمي باخبريم. علي كريمي طي پستي كه در اينستاگرام خود منتشر كرد از مردم ايران خواست از خريد اجناسي كه گران شده اند پرهيز كنند. هر چند براي افرادي كه دستي بر آتش دارند نيازي به توضيح نيست اما، من در چند بند سعي كردم توضيحات و تعميراتي در باب اين عمل ارائه كنم. قرار نيست بگويم كاري كه كرده كاملا غلط است! نه اتفاقا نيتش براي اين كه بخواهد چنين كاري بكند خيلي هم خوب است اما نيت خوب كافي نيست. بيش و پيش از نيت خوب، شهرت، محبوبيت، ثروت يا هر چيز ديگري به تخصص نياز است. كريمي نه متخصص است و نه به متخصص رجوع كرده.

▪️اولين چيزي كه علي كريمي مطرح مي كند، زمان بندي است. زمان بندي اي كه افتضاح است. در متن به يك ماه اشاره شده اما دقيقا اين يك ماه از كي تا كي است؟ از فرداي اين پست؟ از روزي كه مردم اين پست را مي بينند؟ از كي؟ زمان بندي صحيح به چه شكل است؟ اگر يك متخصص دست به چنين اقدامي بزند، ٢ مورد را براي زمان بندي رعايت مي كند. ١- فاصله بين زمان شكل گيري و ايجاد كمپين و اجراي آن: اين كار ٢ دليل دارد: الف: مردم هزاران برنامه براي خودشان و زندگيشان دارند. اين كه به يك باره از مردم خواسته شود از خريد سك چيز امتناع كنند ٢ عيب دارد: اول آن كه خيلي ها به دليل ناگهاني بودن علي رغم ميل باطني، نمي توانند همراه كمپين باشند و اين براي يك كمپن شكست محسوب مي شود. دوم نيز آن كه اساسا درست نيست مردم در عمل انجام شده قرار بگيرند. بهتر است مردم كه صاحبان همه جنبش ها هستند از برنامه هاي خود عقب نيفتند. درست است كه در هر صورت باز هم يك عده بنا بر مشكلاتي كه وجود دارد نمي توانند همراهي كنند ولي بهينه ترين حالت رعايت يك فاصله مناسب است. حداقل ٣-٤ هفته. ب: هر كمپين موفقي، پيش از آغاز، خود را به مردم مي شناساند و افراد بيشتري را با خود همراه مي كند. تبليغات و آگاهي بخشي درباره لزومي همراهي همه جانبه با كمپين، نيازمند زمان است. واضح است كه در عرض ٣-٤ هفته افراد بيشتري متقاعد به همكاري مي شوند. ٢- دقيقا مشخص بودن زمان آغاز و پايان كمپين. اين نكته از بديهيات است. مثلا ١مرداد تا ١ شهريور. مردم بايد واضح و بدون ابهام روز ابتدا و انتهاي كمپين را بدانند.[در صورتي كه انتهايي وجود دارد، در غير اين صورت ناپاياني ذكر شود] 

 

▪️اين جمله كه «چيزي از بازار نخريم نه طلا نه ماشين هر چيزي كه گرون شده» يعني چه؟ از آب معدني گرفته تا ماشين! همه چيز گران شده است. طبق اين صحبت، يعني تا يك ماه هيچ چيزي نخريم؟ شدني است؟ نه نيست. اگر يك انسان متخصص مي خواست اين كمپين را بزند، قطعا اينقدر مي دانست كه همه چيز را با هم نميشود تحريم كرد. اولا سنگ بزرگ علامت نزدن است. با تهديد به تحريم همه چيز، كسي از مسئولين قرار نيست حرف او را جدي بگيرد. ثانيا براي موفقيت بيشتر بايد تمركز روي يك مسئله گذاشته شود. صحيحش اين است كه يك چيز مشخص با دقت انتخاب شود. مثلا همان خودرويي كه در متن مورد اشاره قرار گرفته است.

▪️يكي از مهم ترين مسائل؛ نوع مطرح كردن صحيح نيست. بهتر نبود علي كريمي در يك  چند ويديوي٣٠-٤٥ ثانيه اي به شرح ايده هايش براي اين كمپين مي پرداخت و در ذيل ويديو متن خود را منتشر مي كرد؟ البته نه متني كه خودش گذاشته، بلكه متني كه از لحاظ قوائد دستوري صحيح است، غلط املايي ندارد و ساختار جمله در آن رعايت شده است.

شايد به نظر چيز مهمي نباشد اما در چنين كمپين هايي كه نياز به همكاري تك تك مردم است، كوچكترين جزييات بايد رعايت شود. مثلا وقتي به مورد مشابه در كشورهاي ديگر اشاره مي شود، بهتر است يك مثال ملموس و واقعي زده شود. «مانند بقيه كشورها كه چيزي گران مي شود نمي خرند تا ارزان شود» عبارتي نيست كه يك متخصص از آن استفاده كند. صحيح تر آن است كه اگر دنبال قياس با بقيه جاهاي دنيا هستيم مثالي اين گونه آورده شود: در فلان سال با گران شدن فلان چيز در فلان كشور، با اعتصاب مردم فلان نتيجه حاصل شد. نكته ديگر اين «اگر ايراني هستي اين پست را بگذار» است. حداقل شخص مرا به ياد اين پيج هاي فيسبوك مي اندازد كه داستاني از كوروش كبير جعل مي كردند و در آخر مي گفتند اگر آريايي هستي شير كن. اين اصطلاحات اضافي و ناصحيح، تاثير متن را كاهش مي دهد.


در قرن نوزدهم هانوي، پايتخت كنوني ويتنام كه آن موقع مستعمره فرانسه بود، پس از تاسيس شبكه فاضلاب دچار بحران موش شد. موش هايي كه كثيف بودند، مزاحمت ايجاد مي كردند، باعث رعب و وحشت بچه هاي كوچك مي شدند و بدتر از همه عامل انتقال طاعون بودند. حاكمان فرانسوي، براي اين كه از شر موش هاي زياد راحت بشوند ابتدا گروهي كه مسئول كشتن موش ها بودند را استخدام كردند اما پس از شكست آن ها، به مردم عادي اعلام كردند هر كسي موشي را بكشد و دمش را بكند و به عنوان مدرك بياورد، به او ١٠ سنت داده مي شود. بعد از پنج ماه، هانوي پر بود از موش هاي بي دمي كه دمشان را كنده بودند تا ١٠ سنت دريافت كنند و ولشان كرده بودند كه با توليد مثل كردن موشهاي ديگراي را به وجود بياورند. همچنين مزارع مخفي پرورش موش در اطراف شهر رشد عجيبي داشتند. در واقعمردم بدبخت هانوي اين قضيه را به چشم يك فرصت ديده بودند و دم موش شده بود منبع درآمدشان. يعني كار حاكماي هانوي، تاثير معكوس گذاشته بود. اين تحريم هم قطعا همينطور خواهد شد. با اين شرايط هيچگاه اين تحريم به نتيجه نخواهد نرسيد و شكست اين كمپين تاثير بسيار بدي در آينده نزديك خواهد گذاشت. دو سال بعد اگر يك متخصص بخواهد چنين كمپيني را به شكل اصولي راه اندازي كند، جمله «علي كريمي كه علي كريمي بود نتوانست اين مردم را متحد كند، بعد اينها ميخواهند اين كار را بكنند؟» خيلي زياد شنيده خواهد شد. شكست كمپين كريمي قطعي به نظر مي رسد مگر اين كه كسي به كمك او [و در واقع ما] به شتابد و شكست كريمي و كمپينش نااميدي بزرگي از نتيجه دادن چنين كمپين هايي در مردم ايجاد مي كند؛ نااميدي كه در همراه شدنشان با كمپين هاي تحريمي آتي رابطه معكوس دارد. كريمي، همواره از دردها صحبت كرده و همواره دلسوز بوده است. دلسوزي براي معيشت ديگران كه در رنج و سختي هستند امري پسنديده است اما هيچگاه، هيچ چيزي جاي تخصص را نمي گيرد. كريمي متخصص نيست اما محبوبيت كريمي از هر تخصصي بيشتر به درد چنين كمپين هايي مي خورد؛ امّّا به شرط آن كه با مشورت با چنديدن متخصص همراه باشد. با توجه به عكس منتشر شده، بر كسي پوشيده نيست كه ران اندازي اين كمپين بيش از ١٠ دقيقه زمان نبرده است. كريمي از وضعيت ناراضي بوده و راهي كه به نظرش رسيده را تايپ كرده و در اينستاگرامش قرار داده است. نه تنها براي چنين حركت بزرگي با كسي مشورت نكرده بلكه حتي شخص خودش هم يك بار از روي متنش نخوانده تا ايرادات نگارشي و دستوري آن را برطرف كند. چنين كاري بيشتر از هر چيزي ما را به ياد دوستي خاله خرسه مي اندازد. كسي كه با نيتي خوب لطمه اي جبران ناپذير به بار مي آورد. مي توان با صداي بلند ادعا كرد كه سلبريتي هاي بي سواد و محبوب، بعد از قشرِ تنبلِ مفت خورِ حرفِ مفت زن كه به صورت مستقيم نمي شود به آن ها اشاره كرد، بزرگترين آفت جامعه ايراني هستند.