تا وقتی اینجام بازیکنان حریف باید برای باخت گریه کنن نه شما. اینو بار اول هفت سال پیش گفت، بهار نود. برخورد بدون شناخت خبرنگارها با یک خارجی تازهوارد. تصورمان از #کیروش تصویر یک توریست خارجی بود در بازار تهران. برای همین خبرنگاری از او درباره چلوکباب پرسید. همینقدر شوخیاش گرفته بودیم. همانقدری که او جدی بود، وقتی میگفت تا شب صعود به برزیل؛ یک تیم، یک هدف، یک رویا. از ملاقات با شاگردانش گفت و تماشای حسرت بچههای #تیمملی وقتی فوتبالیستهای کرهجنوبی سرمست پیروزی بودند. کیروش گفت؛ بهشون گفتم از حالا به بعد پیراهنهایی که به تن میکنید باید با عرق دویدنهایتان خیس شود نه با اشکهایتان.
کارشو با تیمملی شروع کرد. تو مرحله مقدماتی همیشه با گرمکن روی نمیکت مینشست و میگفت؛ حالا وقت کاره، کتشلوار بمونه به وقت جشن. به جشن برزیل رسیدیم، آراسته و شیک.
و حالا شب دیدار با ستارههای اسپانیا، فاصله برزیل تا امشب، همان وقتی که کیروش میگفت؛ اولویتهای فوتبالتونو عوض کنین. چهار بار به #جامجهانی رفتین، اینبار باید به صعود فکر کنین. ما نکردیم، ولی او پا پس نکشید.
از برنامه ۹۹ روزه کیروش فقط ۳۰ روزش اجرا شد. در جواب #برانکو که به طعنه پرسید؛ چهل روزه #رونالدو میسازی؟ گفت؛ رونالدو نه ولی #مودریچ میسازم. مقابل #مراکش، بهتر از مودریچ، یک تیم با یازده سرباز جان برکف ساخته بود.
ما همانیم و او هم همانی که بود ماند. هنوز هم کسانی هستند که فهمشان از چلوکباب بالاتر نرفته و او که همه ما را میکشاند پی رویاهای دستنیافتنی، وقتی با اقتدار میگوید؛ صدر جدول را نه میفروشیم نه اجاره میدهیم، اینو خطاب به قهرمانان جهان و اروپا میگه، رو به غولها. زندگی با همین رویا کافیست، وقتی سر و کارت با تیمیست که با تمام وجود است
.
.
به قلم رامتین جباری