فراموش‌مان نشده روزهایی را که در حسرت تنها حضور در جام جهانی بودیم، روزهایی که گل زدن محمد نصرتی به اردن برایمان حکم جشن ملی را داشت. قبل‌تر از آن، روزهایی که با پذیرش برتری عربستان، همآوردمان را کویت می‌دانستیم و پیشتر از آن، روزهایی که از عربستان ۵ گل می‌خوردیم. در آن سالهای نه چندان دور از باخت بد به نماینده امریکای مرکزی، کونکاکاف، ککمان هم نمی‌گزید، حتی در مخیله‌مان نمی‌گنجید که بتوانیم در برابر دکو یا فیگو حرفی برای گفتن داشته باشیم، آرزوی‌مان کیسه گل نشدن بود حتی اگر صحبت از صعود میکردیم! همین چهار سال پیش در برزیل، پیشکسوتان دغل‌باز و بی‌چشم و رو با تمسخر از گلباران شدن،‌از تحقیر شدن‌مان برابر آرژانتین و قهرمان وقت افریقا، نیجریه، می‌گفتند. اما آنچنان آرژانتین را به بند کشیدیم که امروز حسرت پنالتی گرفته نشده را میخوریم و در دل به آن کات زیبای مسی لعنت میفرستیم. پس از ۴ سال، امروز در کازان روسیه، اسپانیا، منتخبی از بهترین بازیکنان جهان در هر پست را زجر دادیم. اگر کمی خوش‌شانس بودیم، یا نه اگر صرفاً بدشانس نبودیم هرگز به اسپانیا نمی‌باختیم. کیروش، فرناندو هیرو و تیم‌اش را به صلیب کشیده بود. امروز همه امیدوار به صعود از گروه مرگ در حضور قهرمان سابق جهان، قهرمان اروپا و قهرمان افریقا هستیم. اگر کسی از شما پرسید کیروش پس از هفت سال برای فوتبال ما چه کرده است این پاسخ را بدهید: به ما نشان داد می‌توانیم در برابر بهترین‌های جهان بایستیم و بجنگیم و امیدوار بمانیم حتی اگر در هیچ عرصه‌ای قابل قیاس نباشیم، حتی اگر خوزه مورینیو بگوید اسپانیا با تیم دومش هم به سادگی ایران را خواهد بُرد. کیروش سطح ما را از شادی برای پیروزی برابر اردن یا لگد زدن کعبی به صورت فیگو، به حسرت ِنبردن ِ اسپانیا، آرژانتین و امید به حذف قهرمان یورو و فوق ستاره‌اش کریستیانو رونالدو ارتقا داد و هیچ تفاوتی نخواهد کرد اگر به پرتغال ببازیم؛ کیروش سقف آرزوها و افق دید ما، یا شاید کمی دقیق‌تر، برخی از ما را رشد داد. این غیرقابل کتمان است.