متن از رامتین جباری ‌ حالـا کـه رگـهایتـان از غـرور ملّی مـتورم شدهـ، حالـا کـه سـه رنـگ پرچم وطـن به چشـم‌تان خـوش‌رنـگ‌تر از همیـشه اسـت، یادتان نرود سرمربی #تیم‌ملی فقط ۹۹ روز زمان می‌خواست؛ از شهریور ۹۶ تا همین هفته گذشته ۲۴ خرداد، #کیروش فقط برای ۹۹ روز برنامه‌ریزی کرده بود؛ ۹۹ روز در یک‌سال برای ۷ اردوی کوتاه، میان و بلندمدت و بین ۱۱ تا ۱۳ مسابقه تمرینی، تدارکاتی و فیفادی. نام برنامه‌اش مستر پلان راه روسیه بود، همین راهی که این شب‌ها سرمست‌مان کرده و کیف‌کوک‌یم. اگر مستی از سرتان نپراند یا از کوک درنیایید، بد نیست با خودتان دوره کنید که از برنامه ۹۹ روزه تنها ۲۸ روزش اجرا شد؛ در همان روزهایی که زمان می‌گذشت و برنامه کیروش خاک می‌خورد، گروهی از روزنامه‌نگارها، خبرنگارها، و اهالی فوتبال به او می‌گفتند دلال و پرهزینه؛ لقمه‌هایش را می‌شمردند و قبض‌های خشک‌شویی و روزهای مرخصی‌اش را. حالا که حالتان با تیم‌ملی خوب است آن‌روزها را با جزئیات مرور کنید و نامی را از قلم نیاندازید؛ نام آن‌هایی که با دوقطبی کردن فضا، مسموم‌کردن افکارعمومی علیه تیم و با اتهام و شایعه‌پراکنی همه‌چیز را از هم پاشیدند. فضایی که امکان نقد صحیح را از تیم‌ملی گرفت و راه گفت‌گو را بست. حالا که ساعتی از مسابقه #ایران_اسپانیا گذشته، رسانه‌های بزرگ جهان و نظر کارشناس‌های بزرگ فوتبال دنیا را مرور کنید که از تیم ایران ستایش می‌کنند؛ این تیم و این نمایش بزرگ و این هم‌دلی هفت‌ساله ثمره‌ی کار، پشت‌کار، پرنسیب و دانش شماست جناب کیروش.