بلبشويي است که بيا و ببين. هر روز يک گزينه براي تيم‌هاي بدون مربي ليگ برتري تراشيده مي‌شود و روزي نيست که يک مربي نگويد من گزينه نفت مسجدسليمان يا به فرض گزينه نفت و راه‌آهن و سايپا و ... هستم. فصل، فصل شلوغي است. دلال‌ها قبل از اينکه بازيکنانشان را به باشگاهي قالب کنند ابتدا بايد زحمت بکشند و مربي آن باشگاه را تعيين کنند. همه هم الحمدا... دلشان براي فوتبال اين مرز و بوم پرگهر مي‌سوزد و نيت خير دارند. دلال‌ها خوب مي‌دانند که براي تعيين مربيان تيم‌هاي بدون مربي فرصت چنداني ندارند. فصل، فصل بازارگرمي و خوش‌رقصي است. مربيان که يک عده تلويزيوني‌اند و در عرض سه سوت تيم پيدا مي‌کنند و يک عده هم مدام با دلالان در تماس هستند؛ آقاي مدير! قول بدهند که فلان مي‌کنند و بهمان! بعد از پروسه انتخاب سرمربي نوبت به انتخاب و قالب کردن بازيکنان مي‌رسد. تازه بحث دستياران مربي هم هست. مديران باشگاه‌ها هم که در خوشبينانه‌ترين حالت ممکن اصلاً توي باغ نيستند (حالت بدبينانه‌اش اين است که خودشان هم درصدي مي‌گيرند و البته درصد دلالان را هم مي‌دهند). شايد بگوييد همه جاي دنيا وضعيت همين است اما به فرض در اروپا سر مربيان موفق دعواست، نه سر ناموفق‌ها. اينجا آن مربي‌اي موفق‌تر است که دلال قوي‌تر داشته باشد. يک عده هم که براي رسيدن به نيمکت دست به هر کاري مي‌زنند و هر خفتي را تحمل مي‌کنند. صدالبته بازهم نيمکت‌ها متعلق به يک عده خاص است و البته رقص و پايکوبي هم متعلق به يک عده خاص دلال!