امشب ثابت شد چرا یک عده تا به این حد عاشق آلمان هستند و یک عده تا به این حد دشمن آلمان. دشمنان آلمان روی کاغذ، با تحلیل، با احتمالات همیشه آلمان را حذف می کنند. دوستانش اما تا لحظه آخر امیدوارند. آنها بارها دیده اند که تیمشان یک تنه همه معادلات را بهم زده. کارشناسان و گزارشگران را در سراسر دنیا به تمسخر گرفته. دیشب تمام ضد آمار علیه آلمان را نوشتم. از قهرمان جام جهانی قبل، تا قهرمان کنفدراسیونها، تا گروه F، تا سال منتهی به هشت، از غول کش خونسردی بنام سوئد که هلند و ایتالیا را قربانی کرده و فرانسه را تا قربانگاه برده، از همه جا نوشتم. هر آمار منفی را. یکی از دوستان پرسید پس شما هم به این آلمان اعتقاد ندارید؟ پاسخ دادم چرا. پرسید پس چرا این آمار را منتشر می کنید؟ گفتم زیرا ما سنت شکنیم. ما همه این آمار منفی و خرافی را در زمین مسابقه باطل می کنیم. ما ژرمن هستیم و هویت آلمانی ما میگوید : هرگز نگو هرگز! میگوید "فوتبال نود دقیقه است". بله این جمله به همراه نقل قول "توپ گرد است" مهمترین نقل قولهای زپ هربرگر، خالق معجره بردن هستند. ما هویت آلمانی مان را به تمام دنیا اثبات کرده ایم. در تمام اروپا ضرب المثل است که "تا زمانیکه سوت پایان مسابقه زده نشده و ژرمنها سوار اتوبوس نشده و از ورزشگاه خارج نشده اند، نگویید آلمانیها را شکست دادیم". همین هویت است که یکی از مجریها و گزارشگران فوتبال در پاسخ به هنر مند جنوبی که پرسید "چرا از آلمان متنفرید" پاسخ داد "چون تیمهای مورد علاقه ما را زیاد برده اند". اگر بازی اول آلمان را دیدید و طرفدارش شدید که زهی سعادت. و الا یک عمر باید براییش آرزوی شکست کنید و هر بار که ناکام می شوید بر تنفر خود بیفزایید. و یقینا شکست های شما بیشتر خواهند بود تا پیروزیهایتان. آلمانها در بدترین وضعیت هم محتمل است تا نیمه نهایی و فینال بیایند. شوخی نیست. افتخارات لوو، بکن بائر و هلموت شون به تنهایی از افتخارات تاریخ انگلیس و اسپانیا در جام جهانی بیشتر است. تنها هربرگر است که با یک مقام چهارمی و یک قهرمانی با انگلیس و اسپانیا برابر است. افتخارات آلمان در جام جهانی به تنهایی بیش از افتخارات آرژانتین، انگلیس و اسپانیا است. مگر می شود عاشق این آلمان نبود و از آن نفرت هم نداشت. اگر عاشقش نباشی، ناچاری از آن متنفر باشی. مصدومیت مانوئل نویر، عکس انداختن اوزیل و گوندوگان با رئیس جمهور ترکیه و دو دستگی حاصل از این عمل، مصدوم شدن هوملس و رودی و ...، دعوت نشدن سانه، تیرک دروازه، تیم قلدر و مستحکم سوئد، آمارهای منفی، استرس حذف، اخراج بواتنگ و ... هیچکدام نتوانست این فوتبال زیبا و پویا و منطقی را از حرکت باز دارد. آنها تا دقیقه 90، ببخشید تا دقیقه 97 به خودشان ایمان داشتند. تلاش کردند و در پایان مزد زحمات خود را گرفتند. با عشقی که از هوادارانشان کسب کردند و نفرتی که از دشمنانشان نصیب آنها شد. میگویند فوتبال آلمان ماشینی است. اگر این جمله صحیح باشد، موتور محرکه این ماشین دو منبع تغذیه اساسی دارد.عشق دوستان و نفرت دشمنان که تاثیر دومی از اولی کمتر نیست. امیدوارم این چرخه عشق و نفرت در نهایت غیر ممکن را ممکن سازد و آلمان را قهرمان جهان کند.