امروزه میتوان ادعا کرد چیزی وجود دارد بنام روانشناسی طرفداری. یعنی از تیم مورد طرفداری شما می توان تا حدودی به روحیات شما دست یافت. یا بر عکس میتوان با دقت قابل قبولی تخمین زد فردی با روحیات مشخص احتمالا طرفدار کدام تیم خواهد بود. بدیهی است اگر شما طرفدار برزیل یا بارسلونا باشید، این احتمال وجود دارد که از فوتبال آلمان خوشتان نیاید یا حتی متنفر باشید. در بین بازیکنان آلمانی شاید توماس مولر که قبل از 25 سالگی به جایگاه هشتمین گلزن ادوار جام جهانی رسیده، بیش از همه روح شما را آزار میدهد. وی در دو جام جهانی 10 گل زده و در کنار 5 بازیکن دیگر مشترکا رده هشتم را به خود اختصاص داده. وقتی مسی که از دید بسیاری بهترین بازیکن جهان یا حتی اغراق آمیز تر، تاریخ فوتبال است در 3 جام جهانی 5 گل زده و این جام هنوز گلی به ثمر نرسانده، وقتی خدایگان فوتبال دیگو مارادونای کبیر در 4 جام جهانی 8 گل زده چگونه پسرکی ترکه ای با بدنی نحیف و شاید بی تناسب بالاتر از ستارگانی چون مسی، رونالدو، مارادونا، روبرتو باجیو، واوا، پائولو روسی، جرزینیو، گارینشا، زیدان، اسکیلاچی، ریوالدو، رونالدینیو، دنیلسون، زیکو، سوکراتس، ریورا، پلاتینی، کرایف، آنری، ویری، برگ کمپ و ... قرار می گیرد. آنهم نه در انتهای فوتبالش که در ابتدای مسیر. او هنوز 25 سالش تمام نشده بود که اکثر بزرگان فوتبال را جا گذاشت. او مثل مسی نبود که تنها در برابر تیمهای ضعیف گل بزند و محور حرکات تیم باشد (خیلی ها عدم دعوت از کارلوس توز را به مسی و نفوذش بر تیم آرژانتین ربط می دهند). مولر در امر بازیسازی و پاس گل دادن هم جزو استثناهاست. چنین نیست که فقط به فکر گلزنی باشد. چنین نیست که فقط به فکر گلزنی باشد. 80 درصد گلهایش در جام جهانی در برابر برزیل، آرژانتین، انگلیس، اوروگوئه و پرتغال به ثمر رسیده نه مثل مسی تنها در برابر ایران، بوسنی، نیجریه و صربستان. آخر مولر چقدر خوش شانس است که بدون فیزیک و توده عضلانی شبیه سوپر استارها ، بدون قدرت بدنی خارق العاده، بدون تکنیک آنچنانی، بدون حمایت رسانه ای، بدون مدل موی جذاب، خالکوبی، جنجال و حاشیه سازی، بدون داشتن یک همسر مدل (او هنوز با دوست دوران بچگی خود که یک دختر ساده محلی است زندگی مشترک دارد)، بدون خنده جذاب (بخاطر استایل دهان و دندانهایش) بدون اینکه در بازار تبلیغاتی شامپو و لباس زیر، بدون یک خوشحالی بعد از گل شیک و مجلسی! و ... حضور پر رنگی داشته باشد، اینهمه گل بزند و پاس گل بدهد، آنهم در بازیهای حساس و برابر تیمهای بزرگ. این پسره دلقک! و چه به مقایسه با بزرگان فوتبال! چه برسه به دهن کجی به بزرگان فوتبال. هنوز 3 دقیقه از بازی آرژانتین با آلمان نگذشته بود که مولر جواب توهین مربی نام آشنای حریف دیگو مارادونا (که گفته بود مولر را با توپ جمع کن اشتباه گرفته بود) را داد و توپ رو وارد دروازه آرژانتین کرد. اما او خوش شانس نیست. او یک ابرستاره است. توماس مولر فوق العاده باهوش است، در بهترین زمان ممکن در محل مناسب قرار می گیرد، همواره بهترین ضربه ممکن را می زند و بخوبی و به موقع پاس می دهد. او واقعا فرصت شناس است. جالب است که گرد مولر در آکادمی بایرن وارث خود توماس مولر را تربیت کرده و به فوتبال آلمان تقدیم کرده. گرد مولر نیز مثل توماس فاقد جذابیت های رسانه ای بود و برتری خاصی هم نداشت که بتواند بیش از 3 دهه برترین گلزن ادوار جام جهانی باشد و 4 دهه طول بکشد تا یک مسی پیدا شود که رکورد گلزنی او را در یک سال ورزشی بشکند. از بسیاری جهات گرد مولر و توماس مولر بهم شباهت دارند. هر دو بسیار باهوش بودند. معلم و شاگرد براستی "مترجم فضا" بودند به همین سادگی. درک مناسب از زمان و مکان. بازیکنانی در خدمت تیم بدون کار حاشیه ای و اضافی یا تمایل به خود نمایی. بدون ترس از مصدومیت هرچه دارد برای تیم رو می کند. او در مانشافت یا بایرن ذوب می شود. حل می شود. او ساده بازی می کند و اتفاقا این ساده بازی کردن اوست که او را از همه متمایز می سازد. ساده مثل هیچکس.