هیگوراشی وقتی که آن‌ها گریه می‌کنند (ژاپنی: ひぐらしのなく頃に هپبورن: Higurashi no Naku Koro ni؟, انگلیسی: Higurashi When They Cry ,ت.ت. 'وقتی که جیرجیرک‌ها گریه می‌کنند') یک مجموعه رمان تصویری ژاپنی دوجین سافت در ژانر معمایی جنایی به تولیدی سونث اکسپنژن می‌باشد که دو سری اول مجموعهٔ وقتی که آن‌ها گریه می‌کنند را شامل می‌شود. این مجموعه رمان متمرکز بر گروهی از دوستان نوجوان است که در روستای ساختگی هینامیزاوا زندگی می‌کنند و نیز رخدادهای عجیبی که در ژوئن ۱۹۸۳ بر آنها رخ می‌دهد. این بازی‌ها بر بستر موتور بازی اِن‌اسکریپتر و سیستم‌عامل مایکروسافت ویندوز ساخته شده‌اند. اولین بازی این مجموعه رمان، اونی‌کاکوشی-هِن، در اوت ۲۰۰۲ منتشر شد و هشتمین و آخرین بازی مجموعه، ماتسوری‌بایاشی-هِن، نیز در اوت ۲۰۰۶ منتشر گردید. چهار بازی اول مجموعه، به‌طور کل معروف به عنوان هیگوراشی نو ناکو کورو نی بوده و اولین سری از مجموعه رمان‌های وقتی که آنها گریه می‌کنند می‌باشند. چهار بازی بعدی تحت عنوان هیگوراشی نو ناکو کورو نی کای تولید شده که دومین سری از مجموعه می‌باشد. یک فن دیسک جایزه با نام هیگوراشی نو ناکو کورو نی رِی در دسامبر ۲۰۰۶ منتشر شد. افزون بر مجموعه بازی‌های اصلی، داستان‌های جدیدی در شکل مانگا و بازی‌های ویدئویی برای پلی‌استیشن ۲ و نینتندو دی‌اس خلق شدند تا داستان را گسترش دهند. نسخه‌های اصلی هشت بازی مجموعه توسط مانگاگیمر بین سال‌های ۲۰۰۹ و ۲۰۱۰ به زبان انگلیسی منتشر شد. اقتباس مانگای این مجموعه نیز توسط هشت مانگاکا تولید شد به طوری که هر کدام از مانگاکاها بر روی یک تا سه آرک داستانی کار می‌کردند. مانگا توسط اسکوئر انیکس و کادوکاوا شوتن چاپ و منتشر شد. این مانگا برای انتشار در شمال آمریکا تحت لایسنس ین پرس و تحت عنوان هیگوراشی: وقتی که آن‌ها گریه می‌کنند درآمد. اولین جلد این مانگا در نوامبر ۲۰۰۸ پخش شد.

لینک مستقیم

لینک غیرمستقیم

دانلود از آپلودبوی

قسمت 1 قسمت 2 قسمت 3 قسمت 4 قسمت 5  قسمت 6 قسمت 7 قسمت 8 قسمت 9 قسمت 10

دانلود از تلگرام

در ژوئن ۱۹۸۳، کِئیچی مائِبارا همراه با خانواده‌اش به روستای هینامیزاوا (雛見沢 Hinamizawa؟) که در شیشی‌بونه-شی (鹿骨市 Shishibone-shi؟) قرار دارد، نقل مکان می‌کند و با همکلاسی‌هایش میون سونوزاکی، خواهر دوقلویش شیون سونوزاکی، رِنا ریوگو، ریکا فوروده و ساتوکو هوجو دوست می‌شود. طولی نمی‌کشد که کئیچی از جشنوارهٔ سالانهٔ روستا، واتاناگاشی، آگاه می‌شود؛ جشنواره‌ای که به الههٔ محلی اویاشیرو اختصاص داده شده است. هینامیزاوا در نگاه اول روستایی آرام و ساکت به نظر می‌رسد؛ اما اندکی پیش از آغاز جشنواره کئیچی پی می‌برد که چهار سال متوالی و در روز جشنواره، قتل‌ها و ناپدید شدن‌هایی به وقوع پیوسته‌اند. این حوادث زنجیره‌ای نزد روستایی‌های خرافات‌پرست، به ویژه سالمندان روستا، معروف به «نفرین اویاشیرو-ساما» شده است. فردای روز جشنواره در سال ۱۹۸۳، پلیس جسد دو نفر را پیدا می‌کند: عکاس فریلنسر، جیرو تومیتاکه که برای بازدید سالانه به روستا آمده بود؛ بر اساس مشاهدات اولیهٔ پلیس، او گردن خودش را با دستانش پاره کرده است. و نیز پرستار کلینیک روستا، میو تاکانو که جسدش به صورت تمام سوخته در کوه‌های استان گیفو و در نزدیکی مرز استان آیچی پیدا شد. در بیشتر بخش‌های (انگلیسی: Chapters) رمان، کئیچی یا یکی از دوستانش تلاش می‌کنند معماهای هینامیزاوا و نفرین اویاشیرو-ساما را حل کنند، اما به طرز عجیبی خود به بدگمانی و میل افراطی به قتل دچار می‌شوند. چند روز پس از جشنواره، جسد ریکا در معبد خانوادگی فوروده که به اویاشیرو اختصاص داده شده، پیدا می‌شود. در همان روز، فاجعهٔ عظیمی در روستا رخ می‌دهد و کل جمعیت روستا را از بین می‌برد، که رسانه‌های خبری ژاپن علت این فاجعه را به خاطر آزاد شدن گازهای مرداب بیان می‌کنند. خبر این فاجعه سراسر ژاپن منعکس شده و نزد رسانه‌ها و مردم معروف به فاجعهٔ عظیم هینامیزاوا (雛見沢大災害 Hinamizawa Dai Saigai؟) می‌گردد.