اختصاصی طرفداری- اوتوره هاگل مربی صاحب سبک یونان بعد قهرمانی این تیم در یورو 2004 در جواب بسیاری از منتقدینی که از سبک بازی تیمش انتقاد می کردند حرفی را زد که فکر می کنم مرورش برای این روزهایِ ما خیلی خیلی الهام بخش باشد، او گفت "یونان کشوری است که مبارزان و جنگجویان تاریخی زیادی داشته، شما نباید از من انتظار داشته باشید که مثل احمق ها بازی کنیم". حالا اگر بپذیریم که با کمی بالا و پایین فوتبال خود خودِ زندگی است، فکر می کنم همه ما توی زندگیمان این لحظات را تجربه کردیم و یا دیدیم کسانی را که مجبور بودند به خاطر خریدِ خانه، ماشین یا هر چیز نسبتا بزرگ دیگری تو یک برهه خاص از زندگی به خودشان سخت بگیرند، از غذا و لباس و چیزهای دیگر بزنند تا بتوانند به آن هدف بزرگتر خود برسند. خب بر حسب شرایط این امر کاملا طبیعی است چرا که همه ما آنقدر توی جیبمان پول نداریم که کارتِ خرید خانه و ماشین و ویلا و چه و چه را درجا بکشیم و کَکِمان هم نگزد و بر حسب همان شرایطی که حتما می دانید مجبوریم با قسط و وام و قرض و پس انداز و صرفه جویی و .... در جستوجوی آرزوهایِ شاید کوچکمان بدویم، چرا که ما هم آدمیم و برای خودمان آرزوهایی داریم.

همه اینها را گفتم تا بگویم اگر احتمالا از آن دسته از طرفدارانی هستید که پس از این 270 دقیقه نمایش جانانه هنوز سر سوزنی به ارزش های این تیم تردید دارید، شکتان را بگذارید کنار و یقین بدارید که خیلی خیلی بیشتر از من و شما و همه منتقدین این تیم، خودِ کارلوس کی روش و کادر مربیان و تک تک بازیکنان تیم ملیمان دوست داشتند با ارائه یک تیکی تاکای بی نقص با بیش از 1000 پاس در طول بازی و خلق بیش از 20 موقعیت روی حرکات ترکیبی و خیلی چیزهای چشم نواز دیگر که در بارسای گواردیولا و منچستر سر الکس و ...می دیدم با 9 امتیاز به دور بعد صعود می کردند ولی درست شبیه خیلی از خودِ ماها که شرح شرایط زندگی و نسبت میان ما و آرزوهامان توی پاراگراف قبلی رفت، ما با توجه به دارایی هامان بهترین نمایش ممکن را داشتیم، آری بهترین نمایش. و من فکر می کنم حتی غیر فوتبالی ترین طرفدارانی که این سه بازی را از ما دیدند با من هم عقیده باشند که با توجه به زیرساخت های لیگ و استادیوم ها و کیفیت پخش و مدیریت و برنامه ریزی و استعدادیابی و قوانین و چیزهای دیگری که فوتبال و مملکتمان را شکل داده است این نمایش دلچسب کیروش و سربازانش را با هیچ صفتی به جز "بی نظیر" نمی توان توصیف کرد.

اگر به خود این سه بازی برگردیم می خواهم بگویم که لا به لای خیلی از بدشانسی ها و خوش شانسی هایی که داشتیم مثل گلی که از اسپانیا خوردیم که خیلی بد بود و یا گلی که به مراکش زدیم که با چاشنی شانس همراه بود و یا اینکه اوج بدشانسی بود که کوارشما باید فانتزی ترین گلی که می شد تصورش را کرد به ما بزند و خیلی چیزهای دیگر، به قول معروف من حیث المجموع بدشانس بودیم و فکر می کنم بدترین اتفاق برای ما توی این تورنمنت در نتیجه سایر دیدارهای گروه رقم خورد. مثلِ همان شب اول گروه که به طرز باور نکردنی بعضی از تحلیل گران از تساوی پرتغال و اسپانیا و صدرنشینی موقت ما خوشحال بودند، یا تساوی که مراکش از پرتغال نگرفت بدترین نتیایج ممکن برای ما بود چرا که سناریو صعود برای ما گرفتن 4 امتیاز و صعود به عنوان تیم دوم بود با فرض اینکه به صدرنشین 9 امتیازی گروه یا مثلا 7 امتیازی گروه ببازیم و مثلا اگر اسپانیا قبل از جام لوپتگی را اخراج نمی کرد به نظر من پیروزی 2-0 یا 3-1 اسپانیا جلوی پرتغال خیلی هم گزینه دوری نبود و آن موقع می توانستیم با تفاضل گل به دور بعد برویم که نشد.احتمالا هنوز این جمله که "بهترین کار حفظ کیروش تا جام جهانی بعد است" برای خیلی ها یک واکنش احساسی ایرانی ناشی از جو زدگی است تا یک گزاره منطقی. این شخصیت تیمی و ترسی که میشد توی نگاه نگران فرناندو هیرو و سانتوس پرتغالی دید و خیلی چیزهای دیگر را آقای سی کیو به ما داده ولی این را هم نباید از یاد ببریم که فوتبال امروز یک چیزی فراتر از هر چیزی  است که بتوان تصورش کرد، وقتی میلیون ها نفر با هم می نشینند و یک برنامه را نود دقیقه می بینند، وقتی هنر و مدیریت و اقتصاد و سیاست و برنامه ریزی و خیلی چیزهای دیگر همه و همه می شوند یک بخشی از فوتبال. آن وقت دیگر جای هیچ شک و تردیدی نمی ماند که برای داشتن یک فوتبال توسعه یافته باید فکری به حال هنر و مدیریت و اقتصاد و سیاست و برنامه ریزی و خیلی چیزهای دیگر کرد، چرا که هر قدر هم کیروش مربی بزرگی باشد که هست و هر قدر تیم ما را صاحب شخصیت کرده باشد که کرده، یک دست واقعا صدا ندارد و ته ترقیش مشخص است. جام جهانی و نمایش خارق العاده سربازان کی روش به ما نشان داد که صرف نظر از تمام شایستگی های بچه های ما و اندیشه های به درد بخور کارلوس، ما باید کار کنیم، باید با ذره بین بیفتیم دنبال استعدادهامان و از  ایرانشهر و گمیشان و پاوه گرفته تا سرخس و آران و بیدگل و عجب شیر استعدادهایی مثل بیرانوند و حسینی و امیری و .... را پیدا کنیم، شاید آدم هایی که شکل و شمایل ظاهری آنها برای خیلی از ماها مسخره به نظر بیاید، کلید شادی یک ملت در دستشان باشد، شاید دیگر فوق بازیکنی نظیر وحید امیری در بیست و چند سالگی کشف نشود، شاید بالاخره یک روز دویدم و دویدم و بالاخره رسیدم....