"وقتی 15 ساله بودم، می خواستم فوتبال را کنار بگذارم. می خواستم با دوستانم به بیرون بروم؛ من زندگی را به عنوان یک نوجوان کشف می کردم. خوشبختانه پدر بزرگم مرا متوقف کرد. او به من گفت که کنترل توپ شگفت انگیزی دارم، اما من حرفش را باور نداشتم.

به عنوان یک بچه آرزویم این بود که مانند پدرم یک آتش نشان شوم. او هنوز برای من یک قهرمان است."

این مدافع اذعان می کند که برای باور توانایی های خود به زحمت افتاده است: "برای من تشخیص و شناخت استعداد هایم سخت بود. از اینکه در کانون توجهات باشم احساس خجالت زدگی می کردم: ترجیح می دادم که به جای من، هم تیمی ام گلزنی کند."