حتی فوتبال هم با تمام زیباییهایش، زیباییهایی که اکثراً در مستطیل سبز نمایان میشود، جنبههای ناخشنود انکار ناپذیری دارد. این حرف را در حالی میزنم که خوب میدانم در کشورم، افراد بسیار زیادی به عشق این ورزش نفس میکشند و خیلی از آنها، برنامهی زندگیشان را حول محور برنامهی بازیهای تیم محبوبشان میریزند و در کل برای آنها، فوتبال تنفسیست در شهر و ک.شوری که از آن گند و گُه میبارد. این جنبهی ناخشنود فوتبال، بیشتر میتواند زندگی این دسته از افراد را مختل کند. اما چرا؟
همیشه فوتبال با فرهنگ عامه عجین شده است. حتی طریق فکر بازیکنان و سرمربیها هم میتواند گویای طریق زندگی مردم خارج از زمین باشد. مگر میشود در ملتی که آمار ادبیاتخوانی بین آنها شیبی در حال سقوط دارد، دایره لغات فاخری پیدا کرد؟ تبعاً نه! حال آنکه در همین طرفداری میبینیم که بسیاری از کاربران برای توصیف حال بازیکنان و تیم، از فحش و ناسزا در حالتی بسیار عادی استفاده میکنند و هیچ هم معلوم نیست دقیقاً این واژگان روی چه کیفیتی دلالت میکند. حالا همین مردم طبیعتاً روی سکوها و داخل زمین هم ادبیاتی غِیر بکار نمیبرند و نتیجه چیزی نیست جز حاشیه و چیزهایی که لذت فوتبال را خفه میکند.
این دست حاشیه در فوتبال ما ریشه کرده است، انگاری که یکی از پایه و اساس فوتبال ایرانی، چیزی نیست جز وصلت با این حاشیهها. برای من و امثال من، فوتبال ایرانی خیلی وقت است که مُرده و مدتهاست که دیگر پیگیر هیچ اخباری از این دنیایی که اصل کارش خارج از زمین است و کیفیت درون زمین آن نازل، خداحافظی کردهایم اما این روزها و نمایشهای تحسین برانگیز پسران ایرانی در جام جهانی، دوباره شوری در سر انداخته است که شاید بهتر است دوباره سری به فوتبال ایران بزنیم و بازیها را با قوت دنبال کنیم؟ این شور سریعاً میمیرد به محض اینکه در ستون اخبار ایرانی، مصاحبههای خداداد عزیزی، افاضلی، آزمون، کیروش، برانکو و ... را مشاهده میکنیم و جالبتر آنکه راه فراری نیست. باید در تلویزیون هم تحلیلهای عامهگرانهی فردوسیپور را تحمل کنیم. اینجاست که به این نتیجه میرسیم: فوتبال ایران رنگ و بویی از حرفهایگری نبرده است. هیچ چیز با نام مصلحت و خویشتنداری این میان نقشی ندارد؛ خوب میدانم که الان لحظات سختیست برای آن دسته از پرسپولیسیها که از نمایش تیم ملی لذت بردهاند و از طرفی با صحبتهای کیروش هم نمیتوانند پشت سرمربی تیمشان را خالی کنند. اینها چیزهاییست که لذت فوتبال را خفه میکند. این حاشیهها، این پیشداوریها و این تعابیر عامدانه! دیدیم که لوپتگی قبل از جام اخراج شد. دیدیم که زیدان از سمت مربیگری رئال مادرید استعفا داد و چه بسا با نارضایتی باشد. دیدیم که مورینیو، شوایناشتایگر را نیمکتنشین کرد و از این بسیار دیدیمها وجود دارد. تکتک این افراد حتما نارضایتی و دلایلی دارند اما کدام از آنها مصاحبهای کرد که موجب تفرقه شود؟
تقصیر ما نیست. ما عاشق فوتبالیم ولی اگر این روزها میخواهید از فوتبال لذت ببرید، باید خود را تا شروع 90 دقیقه، از فوتبال قرنطینه کنید چون نمیشود. چیزهایی وجود دارند که لذت فوتبال را خفه میکند.