جام جهانی برای یوزپلنگ های ایران به پایان رسید.شاید خیلی تلخ شاید خیلی هم شیرین.
تیم فوتبال کشورمان برای اولین بار با چهار امتیاز این تورنمنت بزرگ را به پایان رساند. همان چهار امتیازی که آرژانتین و ژاپن (به رغم کارت زرد کمتر) را به مرحله یک- شانزدهم رساند. اگر کمی شانس, همانند دقایق پایانی دیدار با مراکش, با ما یار بود پرتغال را از پیش رو بر میداشتیم و الان در تفکر چگونگی مهار سوارز و کاوانی بودیم.اما هر چه بود به پایان رسید. پسا جام چه میشود؟
در شرایطی که باید تمام قدرتمان را برای جتم ملت های آسیای پیش رو به کار بگیریم, چه میکنیم؟
آقای سرمربی باز هم خودش را وارد حاشیه ای بی معنی می کند. درگیری با برانکو. ایران اگر قهرمان جهان هم می شد کیروش بتز هم گلایه داشت. نمی توان گفت که شرایط آماده سازی تیم قبل جام خوب بوده (بهتر بگویم افتضاح بود) ولی با توجه به کفایت مسئولین توان فدراسیون در همین حد بود. بدتر میشود که بهتر نمیشود. حال بی کفایتی مسئولین در عدم برگزاری بازیهای دوستانه و هر چه که به تیم ملی مربوط میشود چه ربطی به برانکو دارد جای پرسشی بسیار بزرگ است.
چرا گیروش با رویکردی حق به جانب, دیگر فدراسیون را طرف دعوای خود معرفی نمیکند و همیشه در تنش با اشخاص دیگر است. بعد از طرح دعوای از قبل برنامه ریزی شده کیروش (از نظر بنده) نوبت به خداحافظی یکی پس از دیگری سوپر استار های فوتبال ایران رسید. شاید هضم خداحافظی قوچان نژاد در ۳۰ سالگی کمی آسان باشد ولی خداحافظی مهاجمی که در سال ۲۰۱۸ یک گل در دیدتر دوستانه تیم ملی برابر الجزایر در ۷ فروردین زده و در کل فصل ۲۰۱۷-۱۸, پنج گل برای باشگاهش روبین کازان به ثمر رسانده و در هر سه بازی در جام جهانی از ایتدا در ترکیب حضور داشته بدون گل زده کمی مسخره است. بله مسخره. شاید تیتر روزنامه همشهری حق مطلب را ادا کند. (بزرگ که شدی برگرد).
جام ملت ها نزدیک است. چند دیدار دوستانه وعده داده شده و انجام نشده خواهیم داشت؟ چند در گیری از سرمربی تیم ملی با دیگر اشخاص مربوطبه فوتبال خواهیم دید؟ چند مناظره از طرف فردوسی پور برای حل دعوای طرفین برگزار خواهد شد؟ فقط خدا می داند...
با همین فرمان شمعی خواهیم بود که با یک خطای نگرفته, یک شوت بی دقت و خیلی از اتفاقات فوتبالی دیگر, خاموش می شویم.
تیم ملی فوتبال ایران جانانه بازی میکند. فقط جانانه.همین.