سلطان بدبخت صبح اول صبح داشت بگا میرفت نزدیک بود چپ بشه ولی خب خدا را شکر با زحمت یه قاتل آبی (نیسان) برگشت بالا صبح داشت به شیری ترین شکل ممکن برام شروع میشد