از همان روز اول که وارد منچستر سیتی شد با نقدهای زیادی روبرو شد. پلگرینی مربی بود که افتخارات چندانی در باشگاه های بزرگ نداشت.راستش را بخواهی او اصلا فرصت این را نداشت که خودش را در تیم های بزرگ نشان دهد. به عنوان مثال او در یک فصل سرمربی رئال مادرید شد اما از آن جا که رقیب قدرتمندی چون بارسلونا را در پیش داشت نتوانست تیمش را رهبری کند. خودش میگوید که اصلا اجازه این را در تیم نداشت که تفکراتش را به زمین بفرستد.اما او در تیم های سطح پایین تر مثل ویارئال و مالاگا بسیار موفق بود چوون در آن جا میتوانست تفکراتش را بر روی زمین بگذارد تا فاتح میدان شود اما از آن جا که دو غول اسپانیایی را در پیش داشت نتوانست با این تیم ها قهرمانی لالیگا شود. منتقدان او وقتی به سیتی آمد گفتند او ظرف 6 ماه از تیم برکنار میشود چون باشگاه سیتی همانند رئال مادرید است و نمیگذارد تفکرات در زمین حاکم باشد و همچنین همانند مدیران رئال مادرید کمی بی حوصله هستند و در صورت نتیجه نگرفتن او را اخراج خواهند کرد. اما تمام این اتفاقات به شکلی برعکس رخ داد!! سیتی به مهندس خود فرصت داد تفکراتش را روی تیم بگذارد و پلگرینی نیز به نحو احسنت چنین کاری را کرد. او یک بارسای کوچک ساخت که کم کم دارد رشد می کند.تفکر او چنین بود که با آرامش و پاسکاری های کوتاه به سمت محوطه جریمه حریف نزدیک شود و گل بزند این تفکر را همگان دوست داشتند و سیتی زیباترین بازی ها را به این شکل انجام داد. تفکری که باعث شد سیتی 102 گل تا پایان فصل به ثمر برسانند... یکی دیگر از تفکرات خوب پلگرینی این بود که او همانند مانچو و مورینیو فقط به فکر کسب امتیاز نیست.او دوست داشت تیمش زیبا بازی کند و گل بزند. او حتی جلوی تیم های اتوبوسی از جمله وستهام و ویگان و نورویچ نیز زیبا بازی کرد.او میتوانست همانند این تیم ها چند اتوبوس در زمین مسابقه بچیند و همانند چلسی از تمام مدعیان امتیاز بگیرد اما چنین کاری را انجام نداد. زیبایی تفکرات پلگرینی باعث شد سیتی برنده مسابقه باشد. این مرد سزاوار بهترین هاست چون تفرش بهترین است