اینکه تنها پس از قهرمانی در جام جهانی برای تیمی کف بزنیم اصلا پسندیده نیست. تا کنون تنها هشت تیم قهرمان شده اند. مورد دیگر تکرار قهرمانی است که از رسیدن به قهرمانی هم سخت تر است. مطلب دیگر اینکه تکرار قهرمانی در چه بازه هایی رخ می دهد. ممکن است از قهرمانی تیمی نیم قرن هم بگذرد ولی قهرمانی حاصل نشود. بنابر این وقتی آلمان چهار جام جهانی را برده است و آخرین جام جهانی را هم فتح کرده است، ولو اینکه حذف تلخی در 2018 داشته باشد، نمی توان دست از حمایت از این تیم بر داشت.
با این مقدمه قصد داریم به یکی از شبهاتی که مخالفین فوتبال آلمان سعی دارند، قهرمانیهای آلمان را زیر سوال ببرند، پاسخ دهیم. آیا واقعا آلمانها ماشینی بازی می کنند؟ تعریف فوتبال ماشینی چیست؟ از کی ژرمنها به فوتبال ماشینی معروف شده اند؟
عدم توفیق انگلیس در دهه هفتاد، مصادف شده بود با درخشش بیش از اندازه ژرمنها. آلمانها در 1970 مکزیک، انگلیس را حذف کردند. آنها دو سال بعد هم در جام ملتهای اروپا انگلیس را حذف کردند. در 1974 انگلیس به جام جهانی هم نرسید، ولی ژرمنها قهرمان شدند. از طرف دیگر در دهه هفتاد آژاکس توتال فوتبال را شروع کرد. در دو قطبی دهه هفتاد، سه قهرمانی پیاپی برای آژاکس از هلند در جام باشگاههای اروپا بدست آمد و در ادامه بایرن مونیخ برای سه سال پیاپی قهرمان این رقابتها شدند. رسانه ها، بخصوص رسانه های انگلیسی توتال فوتبال را در بوق و کرنا کردند. دشمنی هلند و انگلیس با آلمان جزو دشمنیهای تاریخی و شناخته شده است. از آنجاییکه دشمن دشمن، دوست تلقی می شود، انگلیسیها به حمایت از توتال فوتبال پرداختند و موفقیتهای ژرمنها را فاقد روح و ماشینی قلمداد کردند. حتی از نبرد آلمان و هلند به نبرد خیر و شر تعبیر شد. نبردی که اوج آن فینال مونیخ در جام جهانی 1974 بود. آلمان میزبان بود و داور از کشور انگلیس بود. داور دقیقه یک برای هلند یک پنالتی گرفت اما در نیمه دوم از یک پنالتی که به مراتب از پنالتی هلندیها پنالتی تر بود، براحتی گذشت. ضمن اینکه کمک داور در یک صحنه گل مولر را در شرایطی که دو سه متر پشت خط آفساید قرار داشت، آفساید گرفت. با وجود همه این نا مهربانیها ژرمنها دو بر یک برنده شدند و رسانه های انگلیسی را با دشمنیهای خود تنها گذاشتند.
از آن سال تا کنون مربیان زیادی در هلند و انگلیس آمده اند و رفته اند ولی موفقیت چشمگیری کسب نکرده اند. یکطرف سه قهرمانی در جام جهانی و سه قهرمانی در یورو و در طرف دیگر یک قهرمانی یورو که آنهم هلندیها کسب کردند. آلمانها رکورد دار رسیدن به نیمه نهایی و فینال در جام جهانی و یورو هستند. هرگز در هیچ تورنمنتی اعم از جام جهانی، یورو و کنفدراسیونها دو دوره متوالی بیشتر آلمانها از رسیدن به فینال باز نمانده اند.
پیروزیهای چشمگیر در برابر بزرگترین قدرتهای فوتبال جهان، رکورد گل زده در یورو و دومین خط حمله آتشین جام جهانی، کسب عنوان آقای گلی جام جهانی بوسیله میروسلاو کلوزه آلمانی (16 گل)، بیشترین بازی در جام جهانی بوسیله لوتار ماتیوس آلمانی (25 بازی)، بیشترین پیروزی یک مربی در جام جهانی بوسیله هلموت شون آلمانی (16)، بیشترین نیمه نهایی متوالی (چهار دوره) بیشترین تعداد بازیکن با تعداد گل دو رقمی در جام جهانی (پنج بازیکن در حالیکه تیم دوم، یعنی برزیل تنها دو نماینده دارد.)، بیشترین برد در مراحل حذفی بوسیله یک آلمانی (کلوزه با ده برد) و ... همه موفقیتهایی هستند که باید یکجوری لوث شوند. انگلیس هنوز به 87 گل زده رسیده است و آلمان 226 گل به ثمر رسانده است. آرژانتین و 137 گل و ایتالیا 128 گل به ثمر رسانده اند. با چه فرمولی ژرمنها موفق شده اند، 226 گل به ثمر برسانند و اینهمه پیروزی و موفقیت کسب کنند. از 1998 تا 2014 در چهار تورنمنت ژرمنها بین 14 تا 18 گل به ثمر رساندند. افتخارات یواخیم لوو به تنهایی از افتخارات تاریخ اسپانیا و انگلیس در جام جهانی بیشتر است. تعداد پیروزیهای حذفی لوو در جام جهانی و یورو از تعداد پیروزیهای انگلیس در بازیهای حذفی یورو و جام جهانی بیشتر است. با وجود همه اینها تعجبی ندارد که فوتبال آلمان باید یک انگی بخورد. انگ ماشینی بنظر مناسب می رسد.
اما هواداران آلمان که بهترین پیروزیها را در برابر انگلیس، پرتغال، آرژانتین و برزیل در تاریخ جام جهانی کسب نموده اند و همه تیمهای مدعی را با تعداد گل بالا شکست داده اند، از خود می پرسند، برای فوتبال زیبا باید کدامیک از نمایشهای انگلیس در جام جهانی را تماشا کنند؟ البته منظور در برابر تیمهای قدرتمند است. انگلیس در برابر بلژیک 2018 را؟ انگلیس در برابر ایتالیا و اوروگوئه 2014 را؟ انگلیس در برابر آلمان 2010 را؟ تاریخ جام جهانی نشان میدهد انگلیسیها که مساله ماشینی بازی کردن ژرمنها را مطرح کرده اند و تنها یکبار به لطف میزبانی و با کمک داوری قهرمان جهان شده اند و یکبار هم با پیروزی دقیقه 120 مقابل بلژیک و پیروزی با پنالتیهای بحث بر انگیز مقابل کامرون به نیمه نهایی جام جهانی 1990 رسیدند و در نهایت با شکست در برابر آلمان و ایتالیا به رده چهارم رسیدند بهتر فوتبال را میفهمند یا آلمانی که در سه دوره اخیر به اندازه تاریخ آنها و بلکه بیشتر افتخار کسب کرده و اکثرا یکی از چهار تیم پایانی هر تورنمنتی است.
اصلا فرض کنید فوتبال آلمان ماشینی باشد و همه از دیدن پارک شده آنهم لذت ببرند. فراموش کنید کسی را که سوار این خودرو هم شده باشد. چندی پیش کمپانی بنز اعلام کرد به هر کسی که بتواند از خودروی بنز ایراد بگیرد، یک خودروی بنز هدیه می دهد. هیچکس نتوانست از بنز ایراد بگیرد. تنها یکنفر بنز وعده شده را دریافت کرد. ایراد او از بنز این بود : "کسی که بنز سوار شود، دیگر نمی تواند خودروی دیگری سوار شود." بله ما اگر ماشینی هم باشیم بنز هستیم. ما از آن دسته هواداران فصلی نیستیم که ببینیم کدام تیم قهرمان شده و سپس مدتی طرفدار آن تیم باشیم. بعد هم که حذف شد، ابتدا صدر تا ذیل آن فوتبال را به باد نا سزا بگیریم و دنبال تیم دیگری باشیم. ما در باخت مفتضحانه 98 مقابل کرواسی و حذف های فاجعه بار یورو 2000 و یورو 2004 و کلا دوران سیاه 96 تا 2006 کنار تیم بودیم تا قهرمانی مقتدرانه 2014 را جشن گرفتیم. همیشه هم کنار این تیم می مانیم. بقول الکس فرگوسن : " کسانی که در شکست ها کنارمان نیستند ، در پیروزی ها هم حق ندارند کنار ما جشن بگیرند." بله. ما در کنار تیم در پیروزی و شکست باقی می مانیم. از تیم برای شادیهایی که به ما بخشیده ممنونیم و تیم رزرو هم نداریم. جشنی که در هر جام جهانی و با هر دسته پیروزی گرفته شود، جشن واقعی نیست. ما "بنز سوار" هستیم و نمی توانیم خودروی دیگری سوار شویم! بنز ما الان پنچر شده است و ما قطعا از اینکه در بدترین موقع پنچر شدیم ناراحتیم. اما موتور ماشین سالم است و قطعا در تورنمنت های بعدی باز هم هواداران را با پیروزی های خیره کننده خود شاد می کند. بگذریم که دیدن یک بنز پارک شده هم انسان را به وجد می آورد چه برسد به دیدن نمایشهای محیر العقول این بنز در ماراکانا، رم و مونیخ و معجزه ای که این بنز در برن از خود نشان داد.