درباره من مردم همه چیز را از بیرون دیدند اما در واقع مسائل به گونه ای دیگر از آنچه همه تصور می کردند بود. من از بچگی پرسپولیسی بودم و در این تیم بازی کردم و در دوران خدمت سربازی ام لحظه شماره می کردم تا هر چه سریعتر تیم محبوبم برگردم. اما در فصل نقل و انتقالات جور دیگری با من رفتار شد و احترامم اصلا حفظ نشد. من با مسئولان باشگاه قرار گذاشتم و آنها مبلغی برای قرارداد گفتند که به من برخورد. از همان لحظه ای که در باشگاه پرسپولیس بودم باور کنید کمتر از یک ساعت طول کشید تا به استقلال بپیوندم. ای کاش عصبانیتم را کنترل می کردم همیشه می گویم ای کاش پس از آن قرار، حتی اگر به شدت هم ناراحت شده بودم هیچ اقدامی نمی کردم و حداقل به خانه می رفتم کمی می خوابیدم تا آن لحظات بگذرد. آقای مجید نایینی را خدا رحمت کند او مربی من بود و من را در باشگاه پرسپولیس دید. خیلی به من گفت که عجله نکن و تصمیم آنی نگیر. آقا مجید به گردن من حق داشت و پس از فوت کردن او عذاب وجدان گرفتم که چرا به حرف آدم دلسوزی مثل آقا مجید گوش نکردم. ای کاش عصبانیتم را کنترل می کردم و کمی صبر می کردم تا کمی زمان بگذرد. پس از خروجم از باشگاه پرسپولیس به اصرار مدیربرنامه ام به دفتر آقای توفیقی رفتیم من جوانی 20 ساله بودم که فکر می کردم با اعتماد به او می توانم بهترین انتخاب را داشته باشم اما دریغ که این اتفاق نیفتاد و بعدها هم دلیل اصرار او برای پیوستن من به استقلال را نیز فهمیدم. حرف های زیادی از آن روزها و شرایطم دارم اما الان وقت گفتن آنها نیست. فقط می خواهم به هواداران بگویم همه چیز، آنهایی نبود که شما دیدید. من دست بوس همه هواداران استقلال هستم چرا که حتی با وجود اینکه می دانستند من پرسپولیسی هستم به من احترام زیادی گذاشتند. اما می خواهم همه هواداران پرسپولیس بدانند که همیشه یک پرسپولیسی اصیل بودم و حتی اگر شما عکس های دوران مختلف حضور من در استقلال را ببینید متوجه می شوید سعی می کنم خودم را خوشحال نشان دهم اما در دلم آشوب بود. امیدوارم هواداران هم به من حق بدهند. خودم این را کاملا مطمئنم که یک بار دیگر می توانم پیراهن پرسپولیس را به تن کنم.