High hopes Beyond the horizon of the place we lived when we were young آن سوی افق، افق جایی که در جوانی ساکنش بودیم In a world of magnets and miracles در دنیای شگفتی ها و معجزه ها Our thoughts strayed constantly and without boundary افکارمان همه جا پرسه می کشید،‌ مدام و مرزی هم نمی شناخت The ringing of the division bell had begun نواختن ناقوس جدایی شروع شده بود Along the long road and on down the causeway درطول جاده طولانی و پایینتر از گذرگاه Do they still meet there by the Cut ایا اونا هنوز از اون لا همدیگر رو میبینن ؟ There was a ragged band that followed our footsteps آنجا گروه ناهمگونی وجود داشت که قدمهای ما را تعقیب کردند Running before time took our dreams away میدوییدن تا قبل اینکه زمان آرزو هامون رو ببره Leaving the myriad small creatures trying to tie us to the ground ترک کردن موجودات بیشمار کوچکی که سعی در بستن ما به زمین دارند To a life consumed by slow decay برای یک زندگی از پا در آمده با یک فساد تدریجی The grass was greener سبزه سبز تر بود، The light was brighter روشنایی روشن تر، With friends surrounded جمع دوستان جمع بود، The nights of wonder شب های شگفت انگیزی داشتیم٬ Looking beyond the embers of bridges glowing behind us به پل هایی که پشت سرمان خراب شد نگاه می کنم To a glimpse of how green it was on the other side نظری می اندازم به آن سوی پل که چقدر سرسبز بود Steps taken forwards but sleepwalking back again به جلو قدم می گذارم اما در خوابگردی باز به عقب می آیم Dragged by the force of some inner tide گویی کششی درونی مرا به سوی خود می کشد٬ At a higher altitude with flag unfurled تا ابد شور و شوق داریم We reached the dizzy heights of that dreamed of world عطشی داریم که هنوز فروننشانده ایم Encumbered forever by desire and ambition بازداشته شده با آرزو و جاه طلبی There`s a hunger still unsatisfied هنوز اشتیاقی اشباع نشده وجود داشت Our weary eyes still stray to the horizon چشمان خسته ما هنوز به سوی افق منحرف میشود Though down this road we`ve been so many times با وجود اینکه بارها به پایان این راه رسیدیم The grass was greener سبزه سبزتر بود،‌ The light was brighter روشنایی روشن تر The taste was sweeter طعم شیرین تر بود The nights of wonder شب هامون شگفت انگیز بودن With friends surrounded جمع دوستان جمع بود The dawn mist glowing مه صبحگاه می درخشید The water flowing نهر می خروشید The endless river رود بی پایان بود Forever and ever برای همیشه و همیشه ----------------------------------------------------- آهنگ با صدای درهم و برهم ناقوس ها و صدای یه مگس که هی چپ و راست میره (!) شروع میشه. به مرور که میگذره صدای ناقوس ها فید میشه توی صدای یه ناقوس اصلی که مسلما صدای ناقوس جداییه . این ناقوس می تونه ناقوس تولد باشه. جدایی از دنیای قبلی و پیوستن به دنیای جدید و یه نقطه عطف. روی صدای ناقوس تم اصلی آهنگ رو می شنویم که با پیانو زده میشه. بعد هم که بیس شروع میشه و گیلمور ترانه رو می خونه. این مرحله، مرحله شکل گیری پینک فلوید رو توضیح میده. یا می تونه دنیای کودکی یه انسان باشه. آن سوی افق، افق جایی که در جوانی ساکنش بودیم در دنیای شگفتی ها و معجزه ها افکارمان همه جا پرسه می کشید،‌ مدام و مرزی هم نمی شناخت نواختن ناقوس جدایی شروع شده بود٬ این جا گیتار هم اضافه میشه. به نوعی این حس توی شنونده به وجود میاد که آهنگ داره مرحله به مرحله تکمیل میشه و توی هر مرحله یه ساز جدید اضافه میشه‌ (ناقوس-پیانو- بیس- گیتار) در واقع انگار مراحل رشد یه گروه یا یه کودک رو داره بیان می کنه. به حال حاضر برمی گردیم. نوستالژی شدیدی رو نسبت به اون دوران حس می کنیم. سبزه سبز تر بود، روشنایی روشن تر، جمع دوستان جمع بود، شب های شگفت انگیزی داشتیم٬ دوباره به همون حال و هوا برمی گردیم. به پل هایی که پشت سرمان خراب شد نگاه می کنم نظری می اندازم به آن سوی پل که چقدر سرسبز بود به جلو قدم می گذارم اما در خوابگردی باز به عقب می آیم گویی کششی درونی مرا به سوی خود می کشد٬ دوران کودکی رو پشت سر گذاشتیم. پل ها پشت سرمون خراب شد و حالا یاد اون دوران افتادیم که چقدر زیبا بود. دوست داریم به سمت جلو بریم و فراموشش کنیم ولی هر بار ناخواسته به عقب بر می گردیم. و حالا بلوغ فکری ... یک سولوی بسیار زیبای گیتار از گیلمور با پس زمینه کیبرد که احساس غرور و افتخار و بزرگی رو با خودش داره و ناگهان دوباره همون تم پیانو و صدای ناقوس. ناقوس جدایی از گذشته و پیوستن به آینده که نقطه عطف دوم آهنگه. تا ابد شور و شوق داریم عطشی داریم که هنوز فروننشانده ایم با تمام وجود به افق خیره شده ایم هر چند که بارها و بارها از این جاده گذشته ایم٬ این قسمت خیلی حرف ها داره. برای خیلی ها جالب بود که پینک فلوید ۳۰ سال بعد از تاسیسش و در حالی که از آلبوم استودیویی قبلیش ۷ سال می گذشت دوباره بیاد و آلبوم بده بیرون. وقتی راجر گروه رو منحل کرد و دیوید دوباره گروه رو تشکیل داد با آلبوم ٬ یک لحظه غفلت٬ تونست به راجر ثابت کنه که گروه بدون راجر هم همون گروهه. با تور معروف ۲۰۰ روزه ٬صدای دلنشین رعد٬ هم باز ثابت شد که طرفدارهای پینک کماکان با گروه هستند و دیوید هم همون اندازه محبوبیت داره. این جا دیگه می تونست پایان پینک فلوید باشه. ولی وقتی دیوید ریسک می کنه و سال ۹۴ دوباره تصمیم می گیره آلبوم منتشر کنه (که ریسک خیلی خیلی بزرگی هم بود)‌نشون میده که حرفی برای گفتن داره و هنوز جاه طلبیش رو حفظ کرده. همون جاه طلبی ای که پینک فلوید رو تا این جا رسونده. به هر حال،‌ توی این قسمت ترانه دقیقا همین مطلب بیان میشه. دوباره آهنگ به همون حالت غرورآمیز بر می گرده و دیوید می خونه: ٬سبزه سبزتر بود،‌.. .. جمع دوستان جمع بود مه صبحگاه می درخشید نهر می خروشید رود بی پایان بود برای همیشه و همیشه٬ و در آخر هم سولوی بسیار بسیار زیبای دیوید رو داریم که یکی از بهترین سولوهاش هم هست. این سولوی دو دقیقه و نیمی آدم رو به همون حال و هوای دوران کودکی می بره و شنونده با تمام وجود این نوستالژی رو احساس می کنه. دست‌ آخر سولو فید میشه و دوباره صدای ناقوس جدایی رو می شنویم. این بار جدایی از این دنیا و رفتن به سوی دنیای ابدی.  

-

 

پ.ن: آدم نیستم که زیادی احساسی باشم ولی از معدود چیزایی که میتونه اشک من رو دربیاره این ترانه هست...