حتما خوانده اید که "شواهد تاریخی نشان میدهد که قدمت بازی فوتبال به سدهٔ دوم و سوم پیش از میلاد در چین بازمیگردد. پرچمدار این ورزش دودمان هان بودند که به توپی چرمی پرشده از پر و مو ..."
شاید هضم جملات بالا کمی برام زمخت و سخت باشه و با جمله ی چیزی نمیدونم همه چیز رو سرهم بیارم اما یک چیز رو رو خوب میدونم، اونکه فوتبال با توپ بازی فرسخ ها متفاوته و نیازی نمیبینم که جلوی این جمله علامت سوال بذارم
انگلیس کشوری بود که این تفاوت فرسخی رو خیلی زیبا نقاشی کرد بله روی زمین فوتبال خط های سفید رنگی کشید که حد و مرزی رو تعیین کرد که هیچگاه انتهایی ندارد
وقتی سال 1872 اولین مسابقه رسمی فوتبال بین انگلیس و اسکاتلند انجام شد تصور این چنین روزی و این همه خواهان یک رویا بیش نبود یک رویا که حالا بدل کامل یک حقیقت است
از همه ی این ها بگذریم
.
.
.
حالا دیگه لیک جزیره با تمام اشک ها و لبخند ها تمام شده است و آسمان معمولا ابری شهر منچستر حالا از همیشه آبی تر است... امسال با هر انچه که بود و نبود تمام شد و دوباره برایمان یادآوری شد که توی جزیره انگار فوتبال از همه جا شایسته تره
25 بار صدر جدول دست تیم های مختلف رسید از چهار مدعی اصلی جام به شهری سرازیر شد که کمترین مدت صدر جدول بوده...
حتما تنها نیم طرف شهر منچستر آسمانش آبی ست آن نیم طرف دیگر اما از همیشه و همیشه آسمانش ابری تر است و آنچنان باران میبارد که گویی تمامی ندارد!
اما در پایتخت، نه آسمان به اندازه بالا شهر منچستر انقدر آبی ست و نه به اندازه نیم طرف دیگر ابری! اما متعادل هم نیست!
جامی امسال به ویترین چلسی اضافه نشد اما هیچ وقت یک طرفدار با شعار "forever blue" هیچوقت سرس را پایین نمیندازد... چلسی تمام مدعیان رو برد، اون هم نه فقط یک بار. حالا ادعای چلسی اینه که شما بگویید قوی ترین تیم لیگ جزیره کیه؟ این سوال جز منطق چیز دیگه ای نداره اما بپذیریم کمی ناعادلانه ست.
در شمال پایتخت و در باشگاه آرسنال همه چیز ایده آل نیست و حتی بعضی چیزا یک کابوسه... انتهای رمان تلخ کابوسه نبردن جام معلوم نیست تا کی ادامه دارد! هواداران آرسنال حالا به خسته شدن نویسنده این رمان بیشتر امید دارند تا تفکرات ونگر!
اما لیورپول... اگر قرار باشه سمفونی نواخته بشه برای همه چیز امسال فوتبال، لیورپول قسمت غمگین این موسیقی خواهد بود و کاپیتان جرارد شاید نوازنده اصلی این موسیقی... بله روزی که کاپیتان لیز خورد انگار دقیقا روز ظهور این قطعه موسیقی بود و وقتی سوارز بی امان گریه میکرد داشت بلند فریاد میزد من این موسیقی رو دوست ندارم اما چه تلخ که کاپیتان فقط یاد داره همین قطعه رو نوازندگی کنه... وقتی کاپیتان از روی صندلی پیانو بلند میشه انتظار نداره یک جمعیت رو پیش روش ببینه و به اونها ادای احترام کنه اما خیلی عجیبه انگار انفیلد هنوز پر از تماشاچیه! انگار همه ی لیورپولی ها گرچه از این موسیقی بدشون میاد اما اگه جرارد اونو نوازندگی کنه بازم براشون گوش نوازه! هنوز سرود"تنها قدم نخواهی زد" اینبار بلند تر از همیشه خوانده میشه
فوتبال تا ابد زیباست