از همان شب فينال.همان فينال تلخ و شيرين كه من هم شرط رو بردم هم مادريدم رو براي n امين بار برفراز قله فوتبال جهان ديدم و هم غم جملات و حركات كريستيانو پس از بازي.
مقصر را نميدانم.پرز چه كرد،كيريس چه كرد،چه گفت چه قولي داد.با هيچ چيز كار ندارم و دنبال مقصر نيستم.اما حرف من،داستان عشقي نه سالست.عشقي كه از روز رو پايي زدن هاي تو در برنابئو از دلبري هاي تو با حركاتت با حواشي هايت با غرور و پا به توپ شدن هايت از چابكي و سرعتت از ركورد زدن در پرش هايت مقابل تيم پدرت از اولين گلي كه با سر به قعر دروازه پينتو بارسا زدي و من و ميليون ها طرفدار را به آسمان بردي از هزاران ال كلاسيكويي كه در نوكمپ طعم شاد زندگي را فقط براي چند ساعت در دل من ايراني كه كم شادي ديده،نهفتي.همان شب كه براي اولين بار پدر من تا پاسي از شب فوتبال ترو ديد و با پاس توي عمق اوزيل،توپ را از پويول و والدز عبور دادي و همه را دعوت به ارامش كردي.همان لحظه پدر غيرفوتبالي من گفت؛آقاي رونالدو.!و اين كهكشاني بودن توست.
از ١١سالگي بيشتر عاشقت شدم،مادريد با تو بوي كهكشاني گرفت انگار ان لباس سفيد با خطوط زرد و سياه و bewin منقش به آن فقط ترا كم داشت.
به عشق تو گيم نت و كلوپ و هزاران بازي كه با پسرعمو و دوستانم كردم.گل ميزدي دنيا به كامم شيرين ميشد.
اما لعنت به اين روزهاي تلخ و سياه كه مانند قهوه اي تلخ در اوج گرما براي ما بود.هرگاه سايت را سرچ ميكردم و چشمم به فوري،فوري ها ميخورد حالم گرفته تر ميشد و انگار هييچ اميدي ديگر نبود تا امروز كه غير رسمي را ديدم.اوضاع وقف مرادمان نيست،جاودان شدي اما قلبهارا با خودت نبردي.
نميدانم،"با غم انگيزترين حالت مادريد چه كنم"...
حرف من حرف ميليون ها ايراني و خارجيست
مثل اينكه داري ميري،برو اما در اوج نرفتي،تنها جاودان و ماندگار مادريد.سخت اما شدني.حالا مادريد "آقاي رونالدو"