مائوریتزیو ساری در 41 سالگی به اولین آزمون حرفه ای دوران فوتبالی خود وارد شد،در سنی که بسیاری از مربیان فوتبال به تجربیات زیادی رسیده اند و گاها موفقیتهای فوق العاده ای را نیز کسب نموده اند.در سنی که مربیان موفق به تدریج شعله طمع شان برای کسب غرور و افتخار خاموش میشود.اما ساری در 41 سالگی به آرزوهای جدیدی دست یافته بود.کار در بانک و گذراندن وقت در لیگهای آماتوری ایتالیا چندان متقاعد کننده نبود.او میخواست به چیزهای بزرگتری برسد و خطور این اندیشه 4دهه زمان برد.اما او باز هم برای رسیدن به آرزوهای خود عجله نکرد.او سانسووینو را به لیگ D ایتالیا برد.هنوز راه زیادی تا معروف شدن و رسیدن به سری آ باقی مانده بود.چند سال بعد او به پیشنهاد مربیگری آرتزو در سری بی بله گفت و اگر چه نتوانست تیم مذکور را به بالاترین سطح فوتبال ایتالیا برساند اما با متوقف کردن بیانکونری و شکست میلان پرفروغ آن روزها در کوپا ایتالیا نشان داد از جنگیدن برابر تیمهای بزرگ ابایی ندارد،نشان داد با اراده راسخ به سمت پیروزی حر کت میکند.حکایت ساری در سالهای بعد چندان خوشایند نبود.او باز هم صبر کرد تا بتواند به رویاهای خود در دهه پنجم زندگی اش پاسخ بگوید.سرانجام در فصل2013-2014 او امپولی را به سری آ اورد .آرزوها خیلی نزدیک بودند.ساری در سری آ کم ترین دستمزد را میگرفت.با ماندن امپولی در سری آ، دي لورنتيس برای هدایت ناپولی به سراغ او رفت.بنیتز نتایج بدی نگرفته بود اما انتظارها از او بیشتر بود.رویای ساری در یک قدمی بود و او با نوع تفکرش بانی به حقیقت پیوستن رویای اش شد. نوع بازی ناپولی ساری ساری از همان ابتدا با مهره های با استعداد و پر شورش بازی های پر تحرک و هیجان انگیزی را در سری آ به نمایش گذاشت.لمس های پر شمار توپ در میانه زمین و پاس های کوتاه نشانگر این بود که او بسیار به گل زدن اهمیت میدهد و از مدافعان و هافبکهای تخریبی لیگ ایتالیا نمیترسد،زیرا انها به راحتی میتوانستند جریان پاسهای کوتاه ساری را قطع کنند و ضد حمله بزنند.او میدانست چگونه از این ترفند ضربه نخورد.ترکیب بازیکنان ناپولی ساری اندک تغییر میکرد.به همین دلیل جورجینیو،همشیک،اینسینیه ، مرتنز و آلن بازی های زیادی را انجام دادند و به هماهنگی بسیار زیادی در پاسکاری و نظم میانه زمین و حمله کردن دست یافتند.دقت کنید روی و آلن در فصل 2016/2017 به تیم آمدند و فرصت هماهنگ شدن را داشتند. پس از بازی در میانه زمین و پاسهای کوتاه پرشمار نکته بعدی تاکتیک ساری مبتنی بر استفاده از دو وینگر پر انرژی و جوان در گوشه های زمین بود.نمیتوان با قاطعیت گفت که هر دو بال معروف ناپولی یعنی کایخون و اینسینیه به یک اندازه حمله میکنند اما توازنی در حمله های هر دو بال برقرار است که اجازه تمرکز مدافعین تیم حریف به یک فضا و بازیکن خاص را نمیدهد.طبعا سرعت و هوش بالاتر اینسینیه اجازه نفوذهای بیشتری را به او میدهد،به خصوص هنگامی که از امنیت فضای پشت سر خود با حضور همشیک اطمینان خاطر دارد.اما نکته جالب و متمایز کننده حمله های ساری قدرت غریب تیم او در گل زدن از میانه زمین است.50 درصد شوتهای انها در طول بازی از باکس محوطه و 55 درصد از میانه زمین زده میشود.امارها نشان میدهد اینسینیه همیشه نقش تعیین کننده ای در حمله های ساری داشته است.نکته مهم در بازی ناپولی ساری که انها را از بقیه تیمهایی که به بازی مالکانه شباهت دارند جدا میکند این است که بازیکنان ناپولی به راحتی در دوئل های دو نفره شرکت میکنند،تکل میزنند و پرس های خشن را به راحتی اجرا میکنند.مرتنز،جورجینیو و آلن که طبعا در سیستم 3-3-4 باید بیشتر در فاز هجومی باشند جزو پر خطاترین بازیکنهای ناپولی بودند.همه ی این تفکرات و عملی کردنشان در زمین فوتبال نشان میدهد اگر ساری به چلسی باشد، هر تیمی که مقابل او بازی خواهد کرد به هیچ وجه نمیتواند از پیش خود را تیم برتر میدان بداند.