تو دوره‌ای که متأسفانه مردم قاریا رو به نام سعید طوسی می‌شناسن، یه آشنایی مختصر با یکی از خاشع‌ترین و خالص‌ترین قاریانی که جهان اسلام به خودش دیده خالی از لطف نیست. شیخ منشاوی، متولد کشور مصره. کشور مصر همیشه بهترین قاریان جهان رو معرفی کرده و یه‌جورایی مصری‌ها پدر علم قرائت هستن. شیخ مراتب پیشرفت رو به صورت موشکی طی می‌کنه و خیلی سریع آوازه‌ش در کل جهان اسلام می‌پیچه. از ویژگی‌های بارز استاد، محزون و غمگین بودن تلاوت‌های ایشونه. به طوری که روح آدم از این دنیا خارج می‌شه و به خودت میای می‌بینی جاهای دیگه‌ای داری سیر می‌کنی. در دفعات مکرر، شیخ درحین خوندن گریه می‌کنه و ادامه‌ی تلاوت رو با بغض و اشک ادامه می‌ده. محبوبیت استاد به حدی می‌رسه که حسودان، به جان استاد سوءقصد می‌کنن. اما این سوءقصد به لطف آشپزی که قرار بود استاد رو مسموم کنه ناکام می‌مونه. آشپز به استاد می‌گه فلانی به من گفت این زهر رو تو غذای شما بریزم. اما به علت ارادتی که به شما دارم این کارو نمی‌کنم. تا اخر عمر هروقت از استاد پرسیدن که اون فلانی کی بود، استاد این آیه رو تلاوت کردن:«ان الله مع الصابرین» یکی از اطرافیان حکایتی رو در باب اخلاص استاد نقل می‌کنه. شیخ رو دعوت می‌کنن که تو مراسمی تلاوت کنه. بعد از اجرای یکی از شاهکارهای محزون استاد، راوی میاد که هبه‌ی مدنظر رو تقدیم استاد کنه. اما به اشتباه سکه‌‌ای بی‌ارزش رو به جای پول داخل پاکت می‌ذاره و به استاد می‌ده. بعد از مراسم وقتی می‌بینه پول‌ها هنوز تو جیبشن ولی سکه‌ی بی‌ارزش نیست، متوجه اشتباهش می‌شه و فورا به خونه‌ی شیخ می‌ره و اقدام می‌کنه برای جبران اشتباه. اما با این جواب استاد روبرو می‌شه که:« این سکه روزی من بوده»... تلاوت‌های طولانی و سنگین، شیخ رو دچار عارضه‌ی صوتی و حنجره‌ای می‌کنه و پزشکان خوندن رو برای ایشون ممنوع می‌کنن. ولی جدا کردن استاد از قرآن، از جدا کردن مجنون از لیلی هم سخت‌تر بود. استاد به تلاوت‌های بی‌نظیر خودش ادامه می‌ده تا اینکه در حین خوندن در آخرین تلاوتشون، حنجره‌ی استاد پاره می‌شه و همون‌جا تو مسند قرائت، خون بالا میاره و به رحمت خدا می‌ره! به همین دلیل لقب ایشون شهید القرّا هست. حقیقتا چه مرگ عجیب و دلخراش و البته معناداری... به امید اینکه تواضع و اخلاص استاد، سرلوحه‌ی تمام قاریان جهان اسلام قرار بگیره. روحش قرین رحمت?