همکاری ایران و کارلوس کیروش از سال 2011 شروع شد. وقتی به روند تیم ملی بزرگسالان طی این مدت مینگریم، تأثیرات شگرف کارلوس را در تیم ملی مشاهده میکنیم.
مهمترین دستاوردی که کیروش برای فوتبال ایران داشته، همان چیزی است که فرگوسن بزرگ در منچستریونایتد به آن باور داشت: هیچ بازیکنی بزرگتر از تیم نیست.
کیروش به عنوان یک مربی با افکار فوقالعاده در زمینه دفاعی شناخته میشود. اما نادیده گرفتن زحمات کیروش در کشف یا پرورش بازیکنهای فانتزی بزرگی همچون روی کاستا، لوئیس فیگو و ... نیز اجحاف بزرگی در حق وی است.
به شخصه معتقدم که افول منچستریونایتد از زمانی آغاز شد که کیروش این تیم را ترک کرد. تا زمانی که کیروش در این تیم بود، تغییر نسل به خوبی صورت میگرفت. چرا که کیروش استاد تغییر نسل در فوتبال است. به نحوی که تیم نه تنها ضعیف نشود، بلکه قویتر هم بشود. اما از زمانی که کیروش رفت، منچستر فقط به خاطر هنر فرگوسن نتیجه میگرفت و بس. وقتی هم که فرگوسن اعلام بازنشستگی کرد و مربیهای بعدی به منچستر آمدند، تازه همگان متوجه شدند که کادر بازیکنان منچستر چقدر ضعیف یا ناموزون است.
مهمترین هدف کیروش در دوره اول مربیگریاش در ایران، صعود به جام جهانی بود که با هزار زحمت موفق به انجام آن شد. به جرئت میتوان گفت که تیم ملی آن زمان، کم استعدادترین تیم ملی تاریخ ایران بود. فوتبال ایران در آن زمان در رخوت به سر میبرد و از تولید بازیکنان بینالمللی عاجز بود. لذا وقتی کیروش متوجه شد که فوتبال ایران با فقر بازیکن روبروست، به سراغ بازیکنهای ایرانی پرورش یافته در کشورهای توسعه یافته رفت و امثال دژاگه، قوچان نژاد، داوری و ... را به تیم ملی ایران فراخواند. دژاگه و قوچان نژاد مهمترین بازیکنهای ایران در راه صعود به جام جهانی 2014 بودند.
کیروش برای جام ملتهای 2015 دست به پوستاندازی زد و تعدادی بازیکن مثل سردار آزمون، مرتضی پورعلیگنجی، وریا غفوری، وحید امیری و ... را به تیم اضافه کرد که هنوز هم مهرههای قابل اتکای تیم ملی هستند.
از آنجایی که در ایران پرورش بازیکن به صورت اصولی انجام نمیگیرد؛ و نیزکشور ما به دلیل شرایط خاصی که دارد توانایی انجام بازیهای تدارکاتی مناسب را نیز ندارد، کیروش با رفتار و گفتارش به بازیکنان فهمانده که در اولین فرصت به فوتبال اروپا کوچ کنند؛ حتی اگر شده به لیگهایی مثل هلند،روسیه، بلژیک و... بروند. کیروش میخواهد از این طریق بازیکنان را در شرایط حرفهای قرار دهد تا بتوانند به حداکثر رشد ممکن برسند. البته تعدادی از منتقدان معتقدند که بازیکنان ما توانایی بازی در 5 لیگ معتبر را دارند و نباید به لیگهای درجه2 و 3 اروپایی بروند. در جواب این دسته از منتقدان باید گفت: در فوتبال امروز، مسائل تجاری به اندازه مسائل فنی در جذب بازیکنها دخیل هستند.
بازیکنان ما در لیگهای درجه 2 و 3 میتوانند خودشان را اثبات کنند تا بتوانند از آنجا به لیگهای سطح بالا کوچ کنند. همان مسیری که میلاد محمدی و علیرضا جهانبخش دارند آن را طی میکنند.
اگر کیروش نبود، اکنون میلاد محمدی در حال بررسی پیشنهادات لیگ برتریاش بود، منتها لیگ برتر خلیج فارس.
کیروش برای فوتبال ما ورای یک مربی است. کمتر مربیای در سطح ملی وجود دارد که بتواند همانند کیروش به فوتبال ما خدمت کند. کیروش علاوه بر بعد فنی، در بعد روانی نیز استاد است.
تنها عاملی که باعث میشود علیرضا بیرانوندی که تا قبل از شروع جام تحت شدیدترین انتقادها قرار داشت، در جام جهانی بدرخشد و پنالتی رونالدو را مهار کند، آمادگی روانی وی است.
شاید ما بتوانیم مربیای بیاوریم که بتواند ما را قهرمان جام ملتها کند، اما امکان ندارد بتوانیم مربیای بیاوریم که بتواند دائما در تیم ما تغییر ایجاد کند، بدون آنکه کیفیت تیم کاهش یابد.
زمانی میتوانیم توقع فوتبال شناور از کیروش داشته باشیم که:
1- سیستم پرورش بازیکن در ایران هم مثل ژاپن شود؛
2- بازیهای تدارکاتی مناسبی برای تیم ملی تدارک دیده شود.
پ.ن: میدانم که مطلبم نقص زیادی دارد.