نویسنده: خودم!
هر موقع که بازیهای جام جهانی نوجوانان یا جوانان برگزار میشه، همه چشمها تیز میشه، تا شاید ستاره ای نوظهور رو بشه تو نوجوونیش و با هزینه کمتر به چنگ آورد. در مورد المپیک هم همیشه همینطور بوده.
من هم چون از بچگی به فوتبال علاقه داشتم کاملا پیگیر این مسائل بودم. معرفی کنم خودمو بد نیست. من الان 26 سالمه و مدرک فوق لیسانس مکانیک دارم. از سال 1997 فوتبالو دنبال میکنم. تا یکی دو سال پیش خودم هم بازی میکردم و دفاع بودم. بازیهای کنفدراسیونهای 97 رو کامل دیدم.
ملتهای 96 آسیا رو نصفه نیمه یادمه. پنالتی های نیمه نهایی ایران و عربستان رو کامل یادمه. اینم بگم که از جام جهانی 94 هم خیلی کم یادمه. مثلا بازی نیجریه و آرژانتین.
بگذریم. در مورد استعدادها داشتم میگفتم. آرژانتین مشتری دائمی این مقوله بود. مثلا مسی توی بازیهای جهانی 2005. یا توز توی المپیک 2004. سال 2001 هم توی بازیهای جام جهانی جوانان یک ستاره ظهور کرد اونم چه ستاره ای!!!!
خاویر پدرو ساویولا هرناندز. توی 7 بازی 11 گل زد. خلاصه بگم که ترکوند. با اون قیافه بچگانه و معصومش. قبل از اون، به خاطر این که از 16 تا 19 سالگی توی ریورپلاته توی 86 بازی لیگ 45 گل زده بود، 2 سال توی نقل و انتقالات همه جا حرفش بود . همه عاشقش شده بودن من بیشتر از همه. ولی بالاخره توی 19 سالگی اومد بارسا.
منم که عاشق بارسا بودم، از خوشحالی نمیدونستم چه کنم؟! معشوقه هام به هم رسیده بودن! هر جا، توی مدرسه و خونه و فامیل و ...، هی اسمش رو میاوردم (این جور شد که تو راهنمایی به من میگفتن ساویولا.) همه چی عالی بود. بازیکنی که دوسش داری، توی تیم مورد علاقت بازی کنه. تازه تو رو هم با اسم اون صدا کنن. یه هوادار فوتبال دیگه چی میخواد از این زندگی؟ بهتر از اینم مگه داریم؟ میشه؟
تنها بدشانسی ساویولا جون این بود که تو بارسا توی بد دوره ای قرار داشت. اون جور که ازش انتظار میرفت نتونست گلزنی کنه. البته به نظر خودم که عالی بود. از یه جوون 19 ساله چه انتظاری مگه میشه داشت؟ توی 3 فصل، 60 گل زد که 14 تاش توی اروپا بود. قطعا اگر دوره دیگه ای میومد بارسا به جای 60 تا 120 تا میزد.
بعد با رایکارد به مشکل خورد و 2004 به موناکو و بعد به سویا قرض داده شد. سال 2007 برگشت یک سال دیگه توی بارسا بازی کرد. ولی چون فروغ قبلو نداشت، قراردادش تمدید نشد.
بعدش یه تصمیم دیوانه وار گرفت. با یه قراداد 3 ساله رفت رئال. البته کور خونده بود!! فکر میکرد دست از سرش برمیدارم، ولی من نه با کیفیت بازیش کار داشتم و نه با این تصمیمش. من عاشقش بودم و عاشقش موندم و عاشقش هستم و عاشقش خواهم بود.
عشق من توی رئال تو ترافیک سنگین بازیکنا گیر کرد و بهش فرصت زیادی داده نشد. افت کرده بود. همون ساویولای سابق نبود. توی 2 سال 28 بازی کرد و فقط 5 گل! زد. اسطوره داشت کمکم خاموش میشد.
ولی با خودش گفت که مگه فقط بارسا و رئال فوتبال دارن. تصمیم گرفت به بنفیکا بره. بهش خوب بازی میرسید. سال اول 19 تا گل زد. سال دوم 14 تا. ولی سال سوم دیگه بنفیکا هم واسش بزرگ بود. نمیدونم تیما داشتن بزرگ میشدن یا عشق من داشت کوچیک و کوچیک تر میشد. ولی چون عاشقش بودم، میگفتم تیما بزرگ شدن.
خاویر ساویولا بعد از یک سال بازی توی مالاگا، الان داره توی المپیاکوس یونان بازی میکنه. این فصل هم 14 تا گل زده. ولی فصل تموم شد و معلوم نیست سال بعد کجا باشه. ولی اینو میدونم که هر جا بره و توی هر تیمی باشه، چه بهش بازی برسه و چه نرسه، چه گل بزنه و چه نزنه، همیشه توی قلب منه. و به همون اندازه ای که سال 2001 دوستش داشتم، الان هم دوستش دارم و تا آخر هم دوستش خواهم داشت.