در دو سال گذشته، مهمترين و چه بسا تنها عاملي كه دست يوونتوس را از كسب سه گانه كوتاه كرده بود، ٥ گل كريستيانو رونالدو بود. لذا مي توان ادعا كرد جدا از عملكرد رونالدو براي يوونتوس، صرفا اين كه او ديگر قرار نيست روبروي يوونتوس قرار بگيرد براي يوونتوس يك پيروزي بزرگ است. رونالدو مرد ليگ قهرمانان اروپاست. ممكن است مسي را بازيكن بهتري بدانيد اما نمي توانيد اين كه رونالدو بدون هيچ رقيبي بهترين بازيكن تاريخ ليگ قهرمانان است را زير سوال ببريد. حال قرار است، يوونتوس به جاي تقابل با او، او را در سمت خود داشته باشد. جدا از اين مسئله، كه البته مسئله مهمي هم به شمار مي رود، درباره چگونگي جا افتادن رونالدو در تركيب يوونتوس نكاتي وجود دارد. ١- قرار است رونالدو چه جايگاهي داشته باشد؟ آيا رونالدو وسيله اي براي رسيدن يوونتوس به موفقيت هاست، يا يوونتوس وسيله اي براي رونالدوست تا با شكستن ركوردهاي بيشتر به سمت بهترين بازيكن تاريخ شدن حركت كند؟ «خير الامور اوسطها» بهينه ترين راه حل، بين اين دوست. يعني تعيين وظايف و تكاليف براي رونالدو، تبيين نقش او و در عوض كمك ماسيمليانو آلگري و شاگردانش به رونالدو در انجام دادن اين وظايف به نحو احسن. مثال واضحي براي مشخص شدن منظور ما از اين صحبت ها، ضربات آزاد است. در حاليكه يوونتوس پائولو ديبالا، ميرالم پيانيچ و فدريكو برناردسكي را در اختيار دارد، در صورت حضور اين ٣ نفر در زمين، طبيعتا كريستيانو رونالدو بايستي به چهارمين اولويت تبديل شود. اما از طرفي، با توجه به وضعيت رونالدو و عطش او براي شكاندن ركوردها، بديهيست كه در صورت موفقيت او در به ثمر رساندن ضربات آزاد، او بر پيانيچ، ديبالا و برناردسكي ارجح است. حالت بهينه اي كه از آن صحبت مي كنيم در موضوع ضربات آزاد اين است كه ابتدائا در مواردي كه گل شدن يا نشدن آن ضربات، نقشي كليدي در روند بازي ايفا نمي كند، كريستيانو رونالدو وظيفه زدن ضربات را بر عهده بگيرد و چنانچه در اين امر موفق بود، كماكان نفر اول باشد، اما در صورتي كه موفقيتي از خود نشان نداد بدون هيچ تعارفي اين وظيفه از او سلب شود. در واقع دادن فرصت اوليه، در اين مورد تعادل را برقرار مي كند. حالت تعادلي در اين مثال قابل بقيه ي موارد است. ٢- بحث بسيار واضحي كه وجود دارد، موهبت هاي فني-فوتبالي اي كه رونالدو براي يوونتوس به ارمغان مي آورد است. اين كه رونالدو دقيقا قرار است چه كار كند بيش از هر چيزي به خواسته هاي الگري بستگي دارد. يكي از مشكلاتي كه يوونتوس در راس خط حمله احساس مي كرد، ضعف در هوا بود. با وجود گونزالو هيگوايني كه اصلا كم سر مي زند (يا به عبارت بهتر به جز موارد خاص اصلا سر نمي زند (به اين توجه كنيد كه خوان كوادرادو گل هاي بيشتري نسبت به گونزالو هيگواين از روي ضربات سر به ثمر رسانده است)) يوونتوس شانس بالايي در به ثمر رساندن گل از روي سانتر از جناحين نداشت. البته در مواردي معدود سانترها به نتيجه مي رسيد كه در اكثر آن ها هدفِ سانتر ماريو مانژوكيچي بود كه از جناح چپ به محوطه جريمه اضافه مي شد. با اضافه شدن رونالدو واضح است كه اين نقطه ضعف يوونتوس فورا به يكي از نقاط قوت تيم تبديل خواهد شد. با قرار گرفتن رونالدو در كانون توجهات و مراقبت هاي مدافعين حريف، فضاي بسيار مناسب و بيشتري نسبت به زمان هيگواين، كه او خود متخصص فضاسازي بود،  در اختياري ديبالا، دوگلاس كوستا و بقيه عناصر هجومي يوونتوس قرار مي گيرد. اين ها در كنار موارد عادي بازي رونالدو نويد يك پيشرفت چشمگير در خط حمله را مي دهد. ٣- نكته سوم را بسيار كوتاه مي توان گفت. ديگر قرار نيست يوونتوس بازي هايي را كه مي تواند به راحتي ببرد به ترسش ببازد. بودن رونالدو ترس را به حريف يوونتوس القا مي كند. آلگري، نابغه اجباري، هر وقت مجبور بوده كه نترسد و حمله كرده، موفق بوده است. لذا مي توان اميدوار بود برنامه هاي خوب او در فاز هجومي با شجاعتي كه بودن رونالدو در تيمش به او اهدا مي كند بيش از قبل در بازي هاي يوونتوس ديده شود.

 

?? اين متن رو چند وقت پيش داشتم مي نوشتم و حوصله نداشتم كاملش كنم. چون قرار نيست استادي معلمي چيزي بياد تصحيحش كنه بهش نمره بده، گفتم همينقدرش رو هم به اشتراك بذارم ببينيم كه نظر بقيه چيه موافقن باهاش يا نه. اگه كسي وقت داشت كه تكميلش كنه برام بفرسته، از تو قسمت ويرايش، متن جديد رو به اين اضافه مي كنم و اين قسمت توضيحات اضافه رو پاك مي كنم??