بسیاری معتقدند حق فرانسه نبود که کرواسی دوستداشتنی را شکست دهد. جنجالهایی درباره تصمیمات داوری مطرح شده است. قرعه، استراحت کمتر کرواسی و زمانهای بیشتری که این تیم بازی کرده و کیفیت نازل فرانسه به عنوان قهرمان جهان از دیگر مواردی است که مطرح شده است. آیا کرواسی برای فینال ارضا شده بود و بازی همیشگی را انجام نداد؟ ضد فوتبال فرانسه عامل قهرمانی این تیم بود یا ... ؟ 1-داوری : VAR در 2018 حق بسیاری تیمها را احقاق کرد. اما همه موارد را نمی تواند حل کند. به هر حال مساله داوری حل نخواهد شد. اینکه مشکلات را گردن مافیا و دستهای پشت پرده بیندازیم، به عنوان مسکن می تواند به کار رود. ولی واقعا نمی توان صرفا داور را مقصر دانست. در فوتبال امروزه حتی تصمیمات داوری در مراحل گروهی هم می توانند تاثیر گذار باشند، چه برسد به فینال که قدرت تیمها برابر است. با توجه به اینکه تخصصی هم در امر داوری ندارم از بررسی نقش داور در قهرمانی فرانسه عبور می کنم. 2-بازی بیشتر : در تاریخ جام جهانی که قوانین آن تغییرات بسیاری یافته بارها شده یک تیم برای رسیدن به فینال حتی تعداد بازی بیشتر انجام داده است. زمان بیشتر که جای خود را دارد. در سیزده بار قبلی که زمان بازی دو تیم فینالیست متفاوت بوده، پنج بار تیمی که زمان بیشتری بازی کرده بود، برنده شده بود و هشت بار نیز تیمی که کمتر بازی کرده بود، برنده شده بود. بنابراین شانس فرانسه برای فتح جام 62 درصد و شانس کرواسی 38 درصد بود. 3-استراحت کمتر : کرواسی یک روز کمتر استراحت کرده بود. اگر از اختلاف استراحت های سه تا پنج و نیم ساعته که پنج بار در تاریخ رقابتها رخ داده و اتفاقا سه بار تیمی که کمتر استراحت کرده بگذریم، در هشت دیدار قبلی شش بار تیمی که کمتر استراحت کرده بوده، برنده بوده است. یعنی شانس کرواسی 75 درصد بوده و شانس فرانسه تنها 25 درصد!!! بنابراین استراحت کمتر و بازی بیشتر در مجموع نمی توانند عاملی برای نتیجه نگرفتن کرواسی به شمار آیند. حتی فاصله بین دیدار ها در حدی است که آثار خستگی، در چهره بازیکنانی که بیشتر بازی کرده اند، یا فاصله بین بازیهای آنها کمتر بوده است مشاهده نشد. کرواسی از هر لحاظ تیم برتر زمین در اکثر دقایق بازی بود. گل بخودی مانژوکیچ و بی احتیاطی پریشیچ در اعطای ضربه پنالتی به نظر می رسد، تا حدی به مواردی چون تجربه و شخصیت تیمی باز گردد. از 98 که کرواسی به نیمه نهایی رسیده است، این تیم تجربه نیمه نهایی را نداشته است اما در مقابل فرانسه، یورو 2000 قهرمان شده، 2006 فینالیست جام جهانی شده و 2016 هم فینالیست یورو شده است. یعنی آمادگی ذهنی بالاتری برای بازی در فینال داشته است. کرواسی دوستداشتنی و قابل احترام مربی خود را در آستانه پلی آف اخراج کرده و دالیچ فوق العاده کار کرده است که تیم را به فینال رسانده. اما چه کسی است که نداند، مسیر کرواسی خیلی راحت تر از فرانسه بوده است. فرانسه بلژیک را برده و کرواسی انگلیسی را که دو بار مغلوب بلژیک شده است. فرانسه اوروگوئه را برده و کرواسی، روسیه ای را که سه بر صفر مقابل اوروگوئه در هم شکسته است. هر دو تیم هم با دانمارک مساوی کرده اند. در نظر بگیرید که دالیچ چند هفته با تیم کار کرده است و دشان شش سال است که تیم را در اختیار دارد و از لحاظ مهره هم سر آمد بود. بگونه ای که ارزش بازیکنان این تیم از تمام تیمها بیشتر بود. نه اینکه ارقام ترانسفر مارکتینگ قرار باشد در زمین نقشی را ایفا کنند، ولی وقتی به ترکیب فرانسه نگاه می کنیم، نسلی را می بینیم که در عین جوانی، با تجربه است. 26 سال و مانگین 48 بازی ملی فرانسه را مثلا با 26 سال و 27 بازی ملی انگلیس مقایسه کنید. اضافه نمایید ارزش بازیکنان را. می بینید فرانسه ابزار قهرمانی را داشته است. کرواسی نیز مهره های خوبی داشت اما میانگین سنی این تیم نزدیک 29 سال بود که این تیم را در زمره تیمهای مسن جام قرار می داد. مطلب دیگر اینکه کرواسی به نوعی مالکانه بازی می کرد. سرآمد تیمهای مالکانه تیمهای اسپانیا و آلمان و بعد آرژانتین بودند که این جام کلا جام آنها نبود. سبک اقتصادی با ضد حمله های برق آسا سبک موفق در جام بیست و یکم بود. سبکی که رای به قهرمانی فرانسه داد. از همان مرحله گروهی حذف آلمان، و بعد در دور یکهشتم حذف اسپانیا زنگ خطر را برای تیمهایی که مالکانه بازی می کنند به صدا در آورد. برزیل، بلژیک و انگلیس هم جزو تیمهایی بودند که درصد مالکیت بالایی داشتند و همگی به نوعی ناکام بودند. بنابراین سبک بازی فرانسه برای این تورنمنت خیلی مناسب تر از سبک کرواسی در جام بیست و یکم بوده است. نکته مهم دیگری که باید به آن اشاره شود، زمان اوج تیمهاست. بهترین بازی که از کرواسی دیدیم برد سه بر صفر این تیم در برابر آرژانتین در دور گروهی بود. اما بهترین بازی فرانسه را در فینال مشاهده کردیم!!!! فرانسه در دور گروهی با شناخت از قدرت رقبا و همچنین تیم خودی می دانست که در دور گروهی با مشکل روبرو نخواهد شد. این مساله در بازی با استرالیا و پرو و حتی دانمارک مشهود بود که فرانسه با حد اقل اختلاف و با بازیهای نه چندان جالب، بر رقبا پیروز می شود. در مقابل کرواسی پس از گذر از مرحله گروهی افت کرد. این تیم که هر سه دیدار خود را با برتری قاطع مقابل حریفان به پایان رسانده بود، در هر سه دیدار حذفی کارش به وقت اضافه و ضربات پنالتی رسید. آنهم در برابر رقبایی به مراتب ضعیف تر. فرانسه آرژانتین را از پیش رو برداشت. اما با نتیجه خفیف چهار بر سه. البته که این تیم بعد از چهار دو قدرت حمله بیشتر و استفاده از ضد حملات را داشت. اما فرانسه دلیلی برای استفاده از پتانسیل پنهان خود نداشت. عبور از آرژانتین کافی بود. نیازی به تحقیر آرژانتین نداشتند. ضمن اینکه کیفیت این تیم، به اندازه فینال نبود. یعنی برنامه ریزی به گونه ای صورت گرفته بود که اوج فرانسه در بازی فینال باشد. نتیجه چهار یک که با اشتباه لوریس به چهار دو تقلیل یافت، عملا قهرمان را معرفی کرد. مانژوکیچ تنها از غم شکست کاست. فرانسه در دیدار با بلژیک هم به یک برد اقتصادی و بدون توجه به کیفیت برد، بسنده کرد. فرانسه گویی فقط برای قهرمانی آمده بود. مهم ستاره دوم بود که حاصل شد. بگذار منتقدین بگویند فرانسه زشت قهرمان شد. بگذار بگویند فرانسه بازیهای جذابی به نمایش نگذاشت. مهم قهرمانی است که حاصل شده. حالا منتقدین هرچه دوست دارند بگویند وبنویسند. فرانسه در طول جام بیست و یکم، همیشه باندازه کافی خوب بوده است. آنها در شش دقیقه عملا قهرمانی شان را تثبیت کردند. در بازی با آرژانتین و در فینال مقابل کرواسی نشان دادند که چه ضد حملات مرگباری را می توانند خلق کنند. چه فرارهای دیدنی را می توانند رقم بزنند و چه کیفیت بینظیری را می توانند داشته باشند. آنها جام را روی انگشتان خود چرخاندند. همه را بازی دادند. هیچگاه دست خود را برای حریفان رو نکردند. همیشه دشمنانشان را امیدوار کردند که این فرانسه که دوستانه به کلمبیا می بازد یا از پس استرالیا به راحتی بر نمی آید، قهرمان نمی شود. اما واقعیت این است که آنها در خوب بودن، خسیس بودند. تنها به اندازه ای که نیاز داشتند، کیفیت خود را خرج می کردند. آنها یک سر و گردن از تمام مدعیان بالاتر بودند و براحتی هرچه تمامتر قهرمان شدند. با این توصیفات، به نظر اینجانب در فینال لوژنیکی این فرانسه بود که برنده شد نه اینکه کرواسی بازنده شده باشد.