مهدی رستم پور ?هفته پیش نوشتم امیرحسین فتحی در راه است. وزیر فرصت مناسب می‌خواست برای صدور حکم فتحی و چه موقعی بهتر از امروز! ساعت سعد فتحی فرا رسیده؛ دو ستاره آبی به او چشمک می‌زنند اگر ما روزنامه‌نگاران چشم‌ها را ببندیم. آقای فتحی از دل دولت شفافیت اقتصادی، از دل دولت تدبیر و امید و کلید درمی‌آید، لیکن بدون پاسخ به اتهامات فراوان از دوران همكاری با قاليباف در شهرداری. تا یادداشت قبلی را نوشتم تماس‌هایی از طرف اطرافیان فتحی گرفته شد که او پسر ندارد! دارد. علیرضا فتحی از طریق شرکت پیمانکاری "ایمن راه استوار" با شرکت تحت مدیریت پدر «عمران كاركنان شهرداری» طرف قرارداد بود تا پدر، پروژه‌ها را به پسر منتقل کند. ?فتحی درباره انتشار آگهی مزايده‌ واگذاری غرفه‌های تجاری اطراف درياچه چيتگر هم در مظان اتهام است. آگهی‌هایی که هرگز منتشر نشد. بلکه با همکاری صفحه‌بند یک روزنامه ورزشی دولتی، چندین آگهی جعلی به طور کاذب تهیه شد. در نسخه‌هایی که چاپ عمومی نمی‌شدند، صرفاً برای فریفتن نهادهای نظارتی؛ تا نامبرده با دور زدن فرایند قانونی بتواند غرفه‌ها را بر اساس روابط و منافع و اوامر، توزیع کند. نکاتی که خواندید از نگاه سازمان بازرسی كل كشور پنهان نیست. بارها از هدایتی نوشتیم و لیدرهایش حمله‌ور می‌شدند. الان هدایتی کجا سر بر بالش می‌گذارد؟ مبادا فتحی جای مسیر مستقیم پاسخگویی، بیراهه هدایتی را برود تا زمان بخرد. بی فایده است!