تپ اخترها، گونه ای از ستارگان نوترونی اند که میراث مرده ستارگان پرجرم محسوب می شوند. چیزی که تپ اخترها را از ستارگان نوترونی معمولی متمایز می سازد، سرعت چرخش فوق العاده زیاد و میدان مغناطیسی عظیم آنهاست.
این ستارههای نوترونی چرخان با سرعت بسیار زیادی دوران میکنند و پالسهای مداومی از انرژی تابشی به همراه خطوط میدان مغناطیسی قوی را از خود منتشر میکنند. برخی از تپاخترها نیز پرتوهای ایکس تابش میکنند. ستارههای نوترونی در حقیقت بقایای هستهٔ ستارهٔ منفجر شدهای هستند که حجم کوچک و چگالی بسیار بالایی دارند. برای نمونه تپاختری به قطر ۲۰ کیلومتر ۱٫۵ برابر جرم خورشید را در خود جای دادهاست. تپاخترها هنگام تولد دمایی در حدود چند میلیون درجه سلسیوس دارند و بلافاصله شروع به سرد شدن میکنند. نحوه و سرعت سرد شدن نیز به مواد تشکیل دهنده و چگالی آنها بستگی دارد.
تاکنون بیش از ۱۰۰ تپاختر مشخص شدهاند. به جرأت میتوان گفت که هر یک از آنها ستارهای نوترونی میباشد. تپاختر سحابی خرچنگ سریعترین آنهاست، که انفجارات انرژی اش به میزان ۳۰ ضربان در ثانیه به ما میرسد و این میزان، ۳۰ چرخش در ثانیه را برای ستاره نوترونی پیشنهاد میکند. سایر تپاخترها دارای میزانهایی تا حداقل یک ضربان در دو ثانیه میباشند، که این موضوع مبین چرخش بسیار آهسته این ستارگان نوترونی است. چون تپاخترها با پیر شدن آهستهتر میچرخند، در نتیجه تپاختر خرچنگ جوانترین تپاختری است که تاکنون مشاهده شدهاست.
تاریخچه کشف تپ اختر
نخستین تپ اختر در سال ۱۹۶۷، به وسیله گروهی از اخترشناسان دانشگاه کمبریج و توسط جوسلین بل، کشف شد. این کشف برای دانشمندان روشن ساخت هنگام رمبش یک ستاره ی پرجرم ، چه بر سر ستاره می آید. اخترشناسان کمبریج ، در حال به کار انداختن یک تلسکوپ رادیویی بسیار مهم در انگلستان بودند. آنها آخرین آزماشها را بر روی دستگاه انجام می دادند که شامل نقشه برداری از تمام منابع پارازیت های محلی بود که امکان داشت با تداخل در سیگنالهای کیهانی، سبب اشتباه در اندازه گیری ها شوند. گیرنده های رادیویی آنها چنان حساس بود که می توانست گستره متنوعی از تداخل های محلی را آشکار کند، از خطوط انتقال نیرو گرفته تا اتومبیل های در حال رفت و آمد در جاده های نزدیک و همچنین منابع دیگر. در پایان آزمایشها، آنها منبعی یافتند که نتوانستند هویت آن را تعیین کنند، این منبع تپ هایی گسیل می کرد که در اندکی پیش از یک ثانیه تکرار می شدند، در حالی خود تنها دوام بسیار کوتاهی داشتند.