چون ن امکان ی زندگی خوب رو شاد دارم بجاش قشنگ پتانسیل اینو دارم ک تو بدبختی و بیچارگی انگشت نمای ملت باشم یا کسی باشم ک مردم با دیدنم خدارو شکر کنن . . . . . ب هرحال نمیشه از مردمان گرگ صفت انتظار رحم داشت باید شجاعت این رو داشت ک خودتو بکشی و خلاص . درسته جسمت اسیره ولی حداقل بزار روحت ازاد باشه . . . . . . این ی جنگ ناعادلانه ست ولی ازت انتظار دارن پیروز بشی این جنگ شمشیر چوبی برابر سپر و گرز فولادینه ولی کسی نیست ک اعتراضی کنه ولی کسی نیست ک توجهی کنه .فقط خودتی و ی دنیا بدبختی ک مجبور و محکوم ب تحملشی . . . . . . از درون شکسته م ولی کسی نیست ک بهش بگم ، کسی نیست ک اهمیتی بده تنها خودمم و دوباره خودم . وزنه ای ک زیادی برا من سنگینه ولی باید کنار بیام . ی بدن خسته ، ی صورت پیر و چروکیده ک ی لبخند تلخ رو حمل میکنه . . . . . . مرگ نهایت ارزوی کسیه ک تو این اشغالدونی بدنیا اومده و اینقدر شانس نداشته ک ی عاقا زاده متولد بشه