هیچکس را ندیدم که بگوید از او خوشش نمی آید. از کسی نشنیده ام که بگوید بازیکن منفوری بوده. شاید سخت ترین نقدی که شنیده ام این باشد که او بازیکنی در قالب یک دلقک سرگرم کننده بوده باشد، اما چه دلقکی که تردستی های فوتبال را در مستطیل سبز همانند سیرکی نمایان میسازد و حقه های توپ گرد را به همه نشان می دهد. رونالدینیو تنها یک فوتبالیست نبود. فوتبالیست واژه ای بسیار کوچک برای توصیف او بود. نمی خواهم درباره ی مهارت هایش یا اینکه چه کار هایی با توپ انجام می داد بگم. از دریبل های ناباورانه اش تا کنترل توپ های بی نظیر اش. او مارا با همین چیز ها عاشق فوتبال کرد. رونالدینیو زیاد گل نمی زد، پاس گل های زیادی نمی داد اما کاری که او می کرد با بقیه متفاوت بود؛ "او مردم را عاشق فوتبال می کرد چون چهره ی باطنی و واقعیه آن را نشان میداد." کاری که تنها از دست خودش بر می آمد. او کسی بود که با نبوغ و استعدادش مردم را به ورزشگاه ها می کشاند. او بود که به بارسلونا ی کم مهره سال های 2003 تا 2006 شخصیت داده بود. او بود که رئال مادرید را در پرستاره ترین دورانش یک تنه شکست داد. او بود که سرسخت ترین رقیبانش به احترامش ایستاده تشویقش میکردند چون می دانستند که هیچ نفرت قلبی از آنها ندارد و فقط فوتبال بازی می کند و لذت می برد و بقیه نیز از بازی او لذت می برند. مردم به او لقب شاعر فوتبال را دادند چون حرکاتش و رقص با توپ هایش مانند اشعاری که روح را تازه و قلب هارا تسخیر می کند، بی نظیر و چشم نواز بود. رونالدینیو کسی بود که در لحظات حیاتی گل های حیاتی نیز به ثمر می رساند. او یکی از اصلی ترین عوامل قهرمانی برزیل در جام جهانی 2002 بود. اصلی ترین عامل قهرمانی بارسلونا در لیگ قهرمانان 2006 و بهترین بازیکن سال های 2004 و 2005 . طرفداران فوتبال از او به عنوان تکنیکی ترین بازیکن تاریخ یاد می کنند و همیشه او را دوست خواهند داشت. او بود که فوتبال را معنا کرد و در همین فوتبال به هرچیزی که می خواست رسید. او رفت اما تکنیک نابش و حرکات و رقص با توپ هایش و لبخند های شیرین و از ته دلش همیشه در ذهن فوتبال دوستان باقی خواهد ماند.