طرفداری - در شبی که رئال توانست به اندازه کافی موقعیت ایجاد کند، دورتموند به فینال صعود کرد. مقاله زیر به قلم مایکل کاکس است.
خوزه مورینیو سامی خدیرا را بیرون گذاشت تا مثلث میانی بسیار تکنیکی را روانه میدان کند. از آن سو نیز یورگن کلوپ طبق انتظار به ترکیب تیم برنده دست نزد و بدون تغییر پای به میدان گذاشت. اما مصدومیت ماریو گوتزه باعث شد تا کوین گراسکروتز وارد میدان شود و در سمت چپ خط میانی به کار گرفته شود تا مارکو رویس به میانه میدان نقل مکان کند.
شکل اولیه ترکیب رئال باعث ایجاد مقطعی از فشار بر روی دروازه دورتموند شد.
مودریچ
مودریچ برای چنین مواقعی خریداری شده بود، پس تعجب برانگیز نبود علی رغم نمایش نه چندان دل پذیرش در بازی رفت باز هم به او اعتماد شود. اما این بار شکل خط میانی به کلی متفاوت بود. کنار گذاشتن خدیرا تصمیمی شجاعانه اما منطقی توسط مورینیو بود. شجاعانه از آن جهت که در بازی رفت رئال مغلوب دوندگی و قدرت بدنی دورتموند شده بود، پس کنار گذاشتن تنها مهره رئال که توانایی این کار را به خوبی دارد، تصمیمی شجاعانه بود، اما در عین حال رئال به خلاقیت نیاز داشت.
وظیفه ای که کلوپ به شاگردانش سپرده بود این بود که بازی آلونسو را خراب کنند. او پیش تر گفته بود: "اگر ژابی را ببندید، آن وقت توپ زیر پای په په خواهد بود. تفاوت بزرگی بین این دو است."
اما با اضافه کردن مودریچ، رئال دو بازی سازعقب زن داشت. با تمرکز دورتموند بر روی فشار بر روی آلونسو، مودریچ این آزادی را داشت که با توپ کار کند. او توانایی حمل توپ بیشتری نسبت به ژابی دارد و می تواند دفاع و حمله را با استفاده از مهارت خود به هم متصل کند نه مانند خدیرا صرفا با انرژی خود. وقتی مودریچ در زمین خودی بود، بازیکنان دورتموند به درستی نمی دانستند که چگونه هم او و هم آلونسو را خنثی کنند که به آلونسو فضای بیشتری می داد اما مهم ترین مزیت مودریچ برای رئال این بود که در نقش تهاجمی تر هم ظاهر می شد. پاش هایش رو به جلو و سازنده بودند و نقش عمده ای در سلطه اولیه رئال داشت.
توپ های پشت دفاع
اوزیل از موقعیت ها به خوبی استفاده نکرد اما در نقش مرکزی خود درخشید. او گاهی به عقب باز می گشت تا توپ دریافت کند، گاهی هم به عمق حریف می زد تا فضا ایجاد کند. همچنین او کناره ها را شلوغ می کرد.
دورتموند با دفاع بالایی بازی را آغاز کرد و مهاجمان رئال فضای خوبی پشت سر مدافعین دورتموند برای دویدن داشتند. دو موقعیت خوب رئال از پاس های ساده پشت مدافعین دورتموند نشات گرفت.
استراتژی دورتموند
دورتموند سعی کرد تا 15 دقیقه اول بازی را پرس کند، اما مثلث جدید هافبک رئال این تیم را سردرگم کرد، این مثلث به خوبی توانست این پرسینگ را درهم بشکند و از فضاهای بین بازیکنان آن را دور بزند. آن ها بالاخره توانستند با عقب نشینی و تشکیل دو دیوار چهار تایی از بازیکنان پشت توپ کمی بازی را آرام تر کنند و پس از 25 دقیقه، توانستند کمی توپ و میدان را در اختیار بگیرند. نکته جالب بازی دورتموند این بود که استراتژی آن ها در بازی برگشت دقیقا مخالف با بازی پر انرژی شان در بازی رفت بود.
ضد حمله زدن دورتموند به اندازه بازی رفت سریع نبود. غیبت گوتزه دلیل آشکاری برای این امر بود اما نه به خاطر صرف نبودش در زمین بازی، بلکه بیشتر به خاطر اینکه در غیاب او رویس مجبور به بازی در میانه میدان شد که تاثیرگذاریش را کم کرد.
کناره ها
دورتموند در نهایت برنده جدال در کناره ها شد، مخصوصا وقتی دفاع های کناری اضافه می شدند و اورلپ می کردند زیرا نه گراسکروتز و نه بلاژیکفسکی در پشت سر گذاشتن نبرد تک به تک خود مقابل مدافعین کناری رئال موفق نبودند. اما توپ های ارسالی از جناحین چندا با کیفیت نبودند.
روبرت لواندوفسکی هم اصلا به اندازه هفته پیش زهردار نبود و تاثیرش در زمین بسیار محدود بود.
نقشه دوم مورینیو
مورینیو همیشه یک نقشه جایگزین دارد . پس از گذشت 57 دقیقه به نقشه دومش روی آورد. کریم بنزما جای هیگواین در نوک پیکان حمله را گرفت و کاکا به جای کونترائو به میدان آمد. این به معنی تغیرر عمده در نحوه قرار گیری بازیکنان در زمین بود.
مورینیو در چند فصل گذشته به سیستم دفاع تقریبا سه نفره در هنگام نیاز مبرم به گل روی آورده است، اما او معمولا دفاع راست را تعویض می کرد و از خدیرا می خواست تا محدوده بیشتری را پوشش دهد اما اون این بار دی ماریا را به پیستون چپ منتقل کرد و رونالدو را به مهاجم دوم تبدیل کرد. اوزیل به راست رفت و کاکا بازی ساز تهاجمی رئال شد.
این قمار تاکتیکی مورینیو فضای زیادی را در سمت چپ خالی گذاشت و دورتموند چند موقعیت خوب از این سمت به دست آورد. اما نتوانستند با ثمر رساندن گلی بازی را پیش از دمیدن سوت پایان تمام کنند.
انتهای بازی
طرح دوم مورینیو فشار بیبشتری را به دورتموند وارد کرد. خدیرا جای آلونسو را گرفت تا بتواند رئال را در مقابل ضد حمله احتمالی دورتموند حفاظت کند. 4 مهره هجومی رئال در عرض زمین باز شدند تا دفاع دورتموند را باز کنند.
دورتموند در مناطق میانی به خوبی دفاع می کرد اما در کناره ها کمی کم تعداد بود. به خاطر ترس از مهره های مرکزی رئال، دورتموند مجبور بود فشرده تر و باریک تر بازی کند و همین امر باعث موقعیت دادن به رئال در کناره ها می شد. رئال سعی می کرد با تعویض منطقه بازی آرایش دورتموند را بهم بزند. رونالدو در این دیدار بسیار ساکت و خاموش بود و نتوانست زهردار عمل کند.
مشکل اصلی رئال این بود که آن ها واقعا نمی خواستند تا توپ و میدان در اختیار داشته باشند اما متاسفانه شرایط بازی رفت این امر را ایجاب می کرد. سیستم رئال بیشتر مناسب ضد حمله های تند و سریع است. فشار مداوم رئال به این معنی بود که دورتموند وقت بیشتری برای سازماندهی دفاعی خود داشت و نون سوبوتیچ و متس هوملس مشکل چندانی با مواجهه با سانترهای نه چندان خوب رئال نداشتند.
گل اول رئال از حمله مستقیم به دست آمد. دیگو لوپز توپ را در اختیار داشت و ده ثانیه بعد توپ در قعر دروازه دورتموند بود. همچنین اضافه شدن راموس در دقایق آخر به عنوان یک مهاجم نوک اضطراری مشکلاتی را برای دورتموند ایجاد کرد و عجیب بود که چرا کلوپ سانتانا را زودتر به میدان نیاورد.
همچنین مشخص بود که دورتموند برنامه مشخصی برای کشتن وقت بازی نداشت.
در نهایت دورتموند پیروز میدان شد اما اگر رئالی ها کمی بیشتر دقت می کردند شاید اکنون آن ها بلیط لندن را در دست داشتند.
در مقاطعی از بازی دو تیم بسیار دست پاچه و بدون برنامه بازی کردند اما می توان گفت مورینیو تاکتیک درستی را در بازی برگشت اعمال کرد.