سؤال اينه که موندن مسي توي بارسلونا به چه معناس ؟ وفاداري يکي از بهترين بازيکنايي که تاريخ فوتبال تا حالا به خودش ديده ؟؟؟ يا اينکه مسي بازيکنيه که توي تيمي بجز بارسلونا نميتونه بدرخشه ؟؟؟ از نظر من يه واژه تا يه زماني ميتونه معني خودش رو داشته باشه ولي از يجايي به بعد معناي معکوس به خودش ميگيره . اونم با اومدن حالتي به نام نفرت نفرت که وجود داشته باشه کلمات معناي معکوس به خود ميگيرند ترديدي وجود نداره که مسي بازيکن بزرگيه که داراي ويژگي هاي منحصر بفرديه که توي تاريخ بب همتا بوده ويژگي هايي نظير دريبلينگ و بازيسازي و گلزني و قدرت تصميم گيري هاي لحظه اي بر اساس معادلات ذهني و هوشي تا جايي که طي بررسي هاي انجام شده آي کيو مسي رو 150 تخمين زده اند در کنار بزرگان علم در تاريخ جهان . حال اينکه آيا مسي موندنش در بارسلونا به نوعي ناتواني در اجراي حرکات و دريافت موفقيتهاش در تيمي غير از بارسلونا تلقي ميشه يا خير ؟ داش نفرت که وجود داشته باشه همه چي حالت معکوس به خود ميگيره . امثال توتي و بوفون و اينيستا و مالديني و دل پيرو و رائول و لام و خيلياي ديگه بخاطر وفاداريشون هميشه به معناي واقعي کلمه وفادار خونده ميشن چرا ؟ چون نفرتي وجود نداره بهشون . من خودم طرفدار لاتزيو هستم و از توتي بدم مياد . ولي وقتي پاي نفرت به وجود مياد همه چيز برعکس ميشه . مسي با اين همه تاريخسازي و وفاداري بي شک خاصترين بازيکن تاريخ فوتباله و اونقدر موندنش تو بارسا دردناکه واسه اونايي که تعصب بيجا رو تيمشون دارن با جملاتي مثل اينکه مثلا مسي نميتونه تو تيم ديگه اي بدرخشه فک ميکنن ميتونن معناي وفاداري رو تغيير بدن . من هيشکيو واسه اينجور تغيير واژه هاشون مسخره نميکنم چون من خودم توتي رو که همه ميگن خوبه رو ازش بدم مياد ولي اين جملات بالا ميمونه واسه همه ي آدمايي که از مسي متنفرن و البته بهتره جملمو عوض کنم . فک ميکنن مسي بخاطر وفاداري تو بارسا نمونده . اعتقاد دارم يروز همه ي آدما به واقعيت هاي دلشون اعتراف ميکنن حالا هرکي ميخواد باشه