خاطره ـ اون لحظه ای که خیلی خجالت کشیدین
۴۵۹ بازدیدشنبه ۰۶ مرداد ۱۳۹۷ - ۱۷:۰۵
این مطلب توسط کاربران طرفداری ارسال شده است و دیدگاه طرفداری نیست.
آقا هیچی دیگه اون لحظه ای که خیلی خجالت کشیدین کی بوده
همه بگن سرگرم بشیم چیه این بیست سوالیو اینا
من خودم یه سری که بچه ها در جریانن قضیه دزد و جق و دوربین مدار بسته
یه سریم اینه یه بار رفته بودیم روستا من رفتم پشت حیاطمون قشنگ تو طبیعت داشتم میریدم سرمم پایین بود داشتم عنمو نگاه میکردم یهو حس کردم صدا اومد سرو آوردم بالا دیدم دو تا عمه هام و دختراشونو عروساشون تو ۱۰ متریه منن هیچی دیگه مخ کار نکرد اول گفتم رو عنم میشینم بعد گفتم خب خره باید بلند بشی باهاشون احوال پرسی کنی لخت که نمیشه بعد سریع بدون اینکه شلوارو بکشم بالا بلند شدم رفتم گوشه رو که پیچیدم سریع کشیدم بالا با تمام سرعت در رفتم بعد به خودم دلداری میدادم میگفتم شاید فک کنن روح بودم شایدم منو با داداشم اشتباه بگیرن خلاصه رفتن خونمون تا ساعت ۱۲ شب تو بیابونا سرگردون بودم تا اینا برن


