چیزی که تو این نقل و انتقال ثابت شد این بود که تعامل فوقالعادهای بین ماروتا و لئوناردو وجود داره.
یوونتوس و میلان هرکدوم از یه جهت تحت فشار بودن و طرف مقابل میتونست از این فشارها استفاده کنه برای دبه کردن و زرنگبازی:
فشاری که رو یووه بود از جانب هیگواین بود. با اومدن رونالدو هیگواین دیگه قطعا جایی تو ترکیب اصلی یووه نداشت و از طرفی خودش نارضایتیش از شرایط رو اعلام کرده بود و دستمزد سنگینی هم میگرفت. همهی اینا ینی یووه «باید» هیگواین رو هرجور شده میفروخت. چلسی هم کنار کشید و ساری گفت به موراتا اعتماد میکنه و لئوناردو میتونست حسابی دبه کنه.
فشاری که رو میلان بود از جانب بونوچی بود که رسما و صریحا و شرعا درخواستش برای برگشتن به یووه رو اعلام کرد و محبوبیتش نزد هوادارای میلان ظرف یه ربع به اوج نفرت رسید. از طرفی بونوچی هم دستمزد سنگینی میگرفت و همهی اینا ینی میلان هم «باید» بونوچی رو میفرخت و ماروتا می تونست دست بالاتر رو داشته باشه.
اما در عمل داره چه اتفاقایی میفته؟ میلان داره در ازای بونوچی کالدارا رو میگیره که حدود ۴۰ میلیون قیمت داره. انگار نه انگار که فشاری رو میلان بود و در آستانهی ضرر بود.
یووه هم داره هیگواین رو به همون مبلغ مدنظرش ینی ۵۵ میلیون یورو میفروشه و هیچ دبهای از جانب لئوناردو رخ نداد.
و در نهایت یکی از جالبترین و سودآورترین تعاملهای ممکن تو مرکاتو رقم خورد بین دو رقیب دیرینه.
حالا از همهی اینا چه نتیجهای باید بگیریم؟ اینکه هواداری یوونتوس و میلان از این به بعد تو کریهاتون احتیاط کنین:)
دیگه بازیکنی از تیم خودتون رو تو سر فلان بازیکن تیم رقیب نکوبین و نگین بازیکن ما خوبه برا شما عخه. چون با این گیای که ماروتا و لئوناردو کردن اصلا بعید نیست اون بازیکنی که دارین میکوبینش سال آینده تو تیم شما باشه و بالعکس:)
همونطوری که میلانیها و بعد یووهایا به بونوچی میگفتن بونوستی و یا میلانیهایی که بعد بازی دوستانهی ایتالیا و هلند حسابی از خجالت کالدارا دراومدن چون بازیکن یووه شده بود.
خلاصه که سعی کنین با هم مهربون باشین. مدیرامون همونقدی که ما تو سر و کله هم میزنیم قربون صدقهی هم میرن:)