?بخش اول?
بازیکنی را تصور کنید که اوسین بولت او را سریعترین بازیکن جهان می داند، بازیکنی که بیشتر از هر سرزنی با ضربه سر گل زده است و این تنها گوشه ای از داشتههایش باشد، بازیکنی که می تواند بهترین گل فینال کوپا دل ری را بزند و همچنین در فینال لیگ قهرمانان اروپا با قیچی برگردان یک گل استثنایی بهثمر برساند.
تصور کنید بازیکنی را که سه گل در فینال های اروپایی بثمر رسانده باشد که دو گل آن موجب پیروزی بوده و البته یک پاس گل نیز داده است؛ کسی که در ۱۴۷ بازی ۸۳ گل زده و ۴۵ پاسگل ارسال کرده و در مجموع در ۱۲۸ گل تاثیر مستقیم داشته است و سابقه دریافت نشان بهترین بازیکن لیگ برتر را نیز دارد.
قابل تصور است که او در جام جهانی حضور نداشته باشد که البته این نیز می تواند اتفاق بدی نباشد چرا که نیازی به استراحت بعد از آن ندارد و برای شروع یک فصل درخشان آمادگی لازم را کسب کند.
تصور کنید او در آخرین حضورش در فینال های اروپایی بعنوان بازیکن جایگزین توانسته دوگل بزند و بعنوان بهترین بازیکن زمین انتخاب شود؛ چیزی که تا به حال هیچکس موفق به انجامش نشده است. حضور او در فضای مجازی نیز جذاب بهنظر می رسد چرا که حدود ۳۵ میلیون دنبال کننده در اینستاگرام دارد و این نشان دهنده جذابیتش در نگاه فوتبال دوستان است.
با توجه به این ویژگی ها شاید اگر شما جای مدیران یکی از باشگاه ها بودید تلاش می کردید با او قرارداد امضا کنید؛ البته بجز مدیران رئال مادرید! چون آنها گرت بیل را دارند.
گرچه ترغیب او برای ماندن در باشگاه نیز نیازمند انجام کارهایی است که به نظر می رسد اکنون آنها انجام شده باشد و بیل را ماندگار کرده است؛ به عنوان عضوی قدیمی با حسی جدید!
با وجود اینکه او در ۵ فصل حضورش در مادرید ۱۱ جام بهدست آورده و موارد فوق نیز برای پیشبینی اینکه فصل آینده فصل درخشش بیل است هنوز زود باشد ولی دو گل او در فینال لیگ قهرمانان این نوید را به ما می دهد.
در فصل قبل، بیل دچار آسیب دیدگی شده بود. از سویی قبل از شروع بازی ها از ناحیه مچ پا درد داشت و از سوی دیگر باید مسایل عضلانی را کنترل می کرد بخصوص در ناحیه کشاله ران. نوامبر ۲۰۱۷ متوجه شدند که او در رگ های ماهیچههایش دچار پارگی کوچکی شده است و این بیست و پنجمین بار بود که او یک بازی تیمش را بهعلت مصدومیت ازدست می داد، گرچه با توجه به لیستی که در رسانه ها منتشر شد بسیاری از آنها مصدومیت های جزئی مانند آنفولانزا و دردهای ناچیز بودند اما از کریسمس بهنظر می رسید که او از فرم ایدهآلش دور شده است ولی گاهی بازی های خوبی نیز داشت. با این حال در روز ولنتاین مقابل پاریسن ژرمن، بیل از تیم خارج شد و هرگز به ترکیب بازنگشت. تنها بازی اروپایی که او از ابتدا در ترکیب قرار گرفت بازی با یوونتوس بود.
هنگامی که در بازی با لاس پالماس دو گل بهثمر رساند کاملا واضح بود که او برای حضور در ترکیب اولیه تلاش می کند. او در لیگ نیز بازی می کند اما در شرایطی که رئال دیگر در کورس قهرمانی قرار ندارد. در لیگ قهرمانان نیز از ۵۴۰ دقیقه بازی ممکن در مرحله حذفی، فقط ۹۹ دقیقه سهم بیل می شود. دلیل نیمکت نشینی او مشخص نیست، حتی زیدان نیز در این رابطه حرفی نمی زند و این موجب می شود رابطه این دو سرد شود و بیل متعجب است. با این حال دیگران بسیار خوب بازی میکردند و بیل همیشه در زمین خوب نبود و این نباید نادیده گرفته شود. آنها حتی بدون او توانستند به فینال لیگ قهرمانان راه پیدا کنند. نشانه ها حاکی از تمام شدن این ستاره بودند و برخی او را ترغیب به رفتن می کردند. فشار رسانه ای نیز علیه او بود و منتقدین، تعهدش را زیر سوال می بردند.
?ادامه دارد?