طرفداری - آلوارو موراتا، مهاجم اسپانیایی چلسی از سختیهایی که در فصل گذشته تجربه کرده میگوید.
موراتا که فصل گذشته پس از کش و قوسهای فراوان از رئال مادرید جدا شد تا با انتقالی رکوردشکن به چلسی بپیوندد، نتوانست در اولین فصل حضورش در استمفوردبریج انتظارات را برآورده کند و مطابق انتظار انتقادات فراوانی از او شد. موراتا به خاطر همین نمایشهای ضعیفش در چلسی از لیست اسپانیا برای جام جهانی هم خط خورد تا بدبیاریهایش تکمیل شود.
حالا فصل جدیدی برای موراتا شروع شده. او به تازگی پدر یک دو قلوی پسر شده و ساری نیز به عنوان سرمربی جدید چلسی انتخاب شده است. به گزارش میرر، موراتا میگوید:
به محض اینکه پدر میشوید، تفاوت بزرگی که در زندگی تان به وجود میآید را احساس میکنید. حس معرکهای است. لئوناردو آرام است اما الساندرو کمی فضول! پدر شدن بهترین حس دنیاست. داشتن فرزند مسئولیت زا است اما با این حال بهترین حس دنیاست. حالا آمادهام. خیلی چیزها در زندگی ما عوض شده و تنها چیزی که در ذهنم است، گلزنی، گلزنی و گلزنی و برگشتن پیش بچهها و همسرم است.
آسان ترین کار امسال ترک چلسی بود. میتوانستم به ایتالیا برگردم. همسرم ایتالیایی است. فقط یک ساعت با خانهاش فاصله دارد. میتوانستم به اسپانیا برگردم. پیشنهادهای زیادی با دستمزدهای بهتر داشتم. اما میخواهم بجنگم و گذشته را عوض کنم. میتوانستم به رفتن به ایتالیا و اسپانیا فشارها را از روی دوشم بردارم چون قبلا در این دو کشور بازی کردم و عملکرد خوبی داشتم اما تصمیم گرفتم اینجا بمانم چون واقعا میخواستم بمانم.
حالا تعداد فرزندانم روی شماره پیراهنم است و این به من قدرت بیشتری میدهد. شرایط کمی در این چند روز منتهی به بازی با آرسنال سخت بود. باید در بیمارستان کنار همسرم میبودم. مشکلی نبود جز اینکه دوباره کمرم درد گرفت چون تختهای بیمارستان زیادی کوچک بود. بعد به تمرینات برگشتم و مقابل آرسنال بازی کردم. کمی سخت بود اما حالا دیگر سفر کردن و پیش فصل تمام شده و آماده شروع فصل جدید هستیم.
فصل گذشته لحظات واقعا سختی را تجربه کردم. ذهنم به بن بست رسیده بود و نمیخواستم با هیچ کس حرف بزنم. نمیخواستم به حرف هیچ کسی گوش بدهم. فقط دوست داشتم در خانه بمانم. شاید نشود اسمش را افسردگی گذاشت اما چیز مشابهی بود. فوتبال یعنی ذهنیت و روح و روان و من فصل گذشته از این لحاظ رنج زیادی متحمل شدم چون با فشار و انتظارات زیادی به چلسی آمدم.
خوب شروع کردم اما رفته رفته همه چیز بدتر شد. کمر درد گرفتم و نمیدانم چرا. هر روشی که میشد را امتحان کردم تا این درد را تمام کنم اما نمیشد و باز هم نمیدانم چرا. به لحاظ روحی این مسئله آسیب زیادی به من زد. اوضاع با تماس لوپتگی بدتر هم شد. ابایی ندارم که بگویم چند قطره اشک هم ریختم. او نیمه شب با من تماس گرفت و گفت تو در برنامههایم جایی نداری. من 25 سالهام و جام جهانی برای من همه چیز است. در رئال مادرید همه چیز داشتم اما به چلسی آمدم تا به جام جهانی بروم اما نشد. این چیزها فقط به شما برای رشد و تجربه اندوزی کمک میکند.
روزی که ساری به عنوان مربی جدید تیم معرفی شد، پدرم زنگ زد و گفت همه مهاجمان دنیا زیر نظر ساری گلهای زیادی میزنند پس نگران نباش. امسال، سال تو خواهد بود.



