گرفتیدمان بَنِ قَن؟: ما را سر کار گذاشته ای؟ ... ای هَی هَی هَی: چه وضعیت نابسامانی سی زگش: آن شخص عجب شکم گند ه ای دارد ویس میسی ویسا، ویس نمیسی ویس نیسا: اگر میتوانی منتظر من باش، اگر نه برو ... بزنم بشد، خاک بره چشد، ماماند بیا بزَنه بشد: تو توانایی مقابله با من را نداری یه ی کمی بخنانمان: اندکی دلقک بازی دربیاور و ما را شاد کن یه ی فیکه ای بکش: آن نفر جلویی را صدا بزن شرافتاً تو قیفد به ای قافا مُخُوره:تو شایستۀ چنین مقام و منزلتی نیستی کره شیتمان کردی: ما را تا مرحلۀ جنون رساندی کُرَهههههههههههههههههههههههه؟: باور نمیکنم هشتیدمان خَرِگ:ما را به روز سیاه نشاندی میمانی آباجیه گی مه: شما شبیه خواهر من هستید اککککککککککککککککک: غافلگیر شدم بشیوانش: (1) آن چایی را به هم بزن. (2)دعوایی آبرومندانه راه بنداز و همه را بزن دلِم دارَه میشیوَه: حالت تهوع دارم علی آقای جاویدانی؟: چه خبر است برادر من، آنقدر هم قوی نیستی کره نازار: آخییییییی، ناز نازی من کره یارو پخشه داره...یعنی طرف ازلحاظ روحی نامتعادل است کم خِر بخور: کم دور خودت بچرخ، سرم گیج رفت وژداناً تو ماله ایییییی حرفای؟: از پس آنچه که میگویی بر نمیآیی....