https://as1.cdn.asset.aparat.com/aparat-video/bf555f6a1b2de19231cd5f8ef7d57a52713153__47687.mp4
مهدی: من و شاهرخ باعث شدیم استقلال 6 تاییها را تکرار نکند. چه خیانتی کردیم به استقلال! 15 اسفند سال 70 بود، یک ریال هم پول نداده بودند. از بیپولی داشتیم میمردیم، دم ماه رمضان هم بود اما خبری از پولها نمیشد. اما یکدفعه بیوک جدی کار از آمریکا آمد ایران و ظهر روز بازی یک مراسمی گذاشتند تا پاداشهایمان را بدهند. نفری 90 هزار تومان پول گرفتیم، داشتیم از خوشحالی بال در میآوردیم، رفتیم تو زمین میخواستیم پرواز کنیم، هنوز دقیقه 11 بود که 2 تا زده بودیم. داشتیم میکشتیمشان. رفتم در گوش شاهرخ گفتم زشته آن طرف علیآقا رو نیمکت هستند به بچهها بگو کوتاه بیان. ما ملیپوشیم میرویم تمرین چشم تو چشم علیآقا میشویم، خیطه! شاهرخ هم به بچهها گفت شل کنند. علیآقا بزرگ فوتبال ماست. همه هم نسلهای ما عاشقش هستند. ما حتی جرأت نداشتیم در چشمانش نگاه کنیم. او برایمان مثل پدر بود. آن روز اما از دقیقه 15 پاسکاری میکردیم. جالب بود پرسپولیسیها این قدر میترسیدند که تو پایمان هم نمیآمدند!
مهدی فنونیزاده: من پرسپولیسی بودم و مرتضی تاجی!
این یک اعتراف دیرهنگام است. سالها پس از پایان فوتبالشان، برادران فنونیزاده دست به اعترافی بزرگ میزنند. مهدی در پاسخ به این سؤال که چرا وقتی برادرش در پرسپولیس بازی میکرد، به پرسپولیس رفت، گفت: «مرتضی خودش تاجی بود و چون پیشنهاد داشت رفت پرسپولیس. او بهقدری تاجی بود که یکبار برای بازیهای این تیم با باتوم کتکش زده بودند و خونین به خانه آمد.» و مرتضی این گفته را تأیید میکند: «من خیلی تاج را دوست داشتم اما سرنوشتم این شد که بروم پرسپولیس، درست مثل مهدی که رفت استقلال اما پرسپولیسی بود.» و فنونیزاده بهترین مدافع تاریخ استقلال در اینباره میگوید: «من پرسپولیس را دوست داشتم اما آنها آن موقع مرا نمیخواستند. یک سالی که برای استقلال بازی کردم، علیآقا دنبالم فرستاد و گفت اولین بار است که به کسی میگویم بیا پرسپولیس اما کار درستی نبود که بخواهم بروم پرسپولیس. کار با علیآقا آرزویم بود اما نمیتوانستم به استقلال بگویم نه.»